باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - نشریه آمریکایی «د هیل» (The Hill) در تحلیل اخیر خود اعتراف میکند که ایالات متحده دیگر توان لازم برای اعمال «فشار حداکثری» را در اختیار ندارد. جابهجایی ناوگانهای استراتژیک مانند ناو «جرالد فورد» به سمت آمریکای لاتین و درگیری در ماموریتهای فرعی، نشاندهنده دست خالی پنتاگون در ایجاد تهدید معتبر علیه تهران است. این خلاء قدرت ثابت کرد که سایه تهدید نظامی بیش از آنکه یک واقعیت عملیاتی باشد، ابزاری فرسوده است. در واقع، پراکندگی نیروهای آمریکایی نشان میدهد که واشنگتن در مدیریت همزمان جبههها ناتوان است و ایران توانسته با رصد دقیق این تحرکات، بازدارندگی خود را در منطقه به کرسی بنشاند.
شکست اجماع غربی در برابر تهران
بررسیهای «د هیل» نشان میدهد که انحراف تمرکز متحدان اروپایی و درگیر شدن آنها در پروندههای داخلی ناتو و مسائل حاشیهای، منجر به فروپاشی جبهه واحد علیه ایران شده است. این «غفلت چندجانبه» که تحلیلگران غربی با نگرانی از آن یاد میکنند، در واقع ثمره پیروزی دیپلماسی هوشمندانه ایران است؛ راهبردی که باعث شد طراحیهای مداخلهجویانه در امور داخلی کشور به دلیل نبود انسجام و تضاد منافع در جبهه غرب، با شکستی سنگین مواجه شود. ثبات داخلی ایران در کنار ناکارآمدی ساختاری ناتو، عملاً دست غرب را برای هرگونه فشار دیپلماتیک جدید بسته است.
غنیسازی؛ اهرم اقتدار در دیپلماسی
در حالی که واشنگتن همچنان در پی یافتن راهکاری برای مهار برنامه هستهای ایران است، رویکرد مقتدرانه دستگاه دیپلماسی، غنیسازی را از یک موضوع صرفاً فنی به یک «ابزار قدرت ملی» برای چانهزنی در تراز جهانی تبدیل کرده است. تاکید بر غنیسازی به عنوان وسیلهای برای «نه گفتن» به زیادهخواهی ابرقدرتها، نشان میدهد که ایران با تکیه بر بازدارندگی علمی و بومی، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر داده است. این واقعیت که آمریکا اکنون به جای گزینههای نظامی، به دنبال راهکارهای پیچیده برای "تغییر ماهیت" است، نشاندهنده آن است که آنها از عقب راندن فیزیکی و فنی ایران ناامید شدهاند و قدرت هستهای تهران به یک واقعیت غیرقابلحذف تبدیل شده است.