سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

پیوند فساد اپستین و خشونت علیه کودکان در آمریکا

خشونت کشنده پلیس آمریکا یک همه‌گیری سیستمی به ویژه علیه یعنی کودکان و نوجوانان است.

باشگاه خبرنگاران جوان - خشونت کشنده پلیس آمریکا یک «همه‌گیری» علیه غیرنظامیان به ویژه در قبال کودکان و نوجوانان است. این خشونت که اغلب تحت عنوان «اشتباه محاسباتی» یا «تهدید فوری» توجیه می‌شود، در واقع نشان‌دهنده یک شکست اخلاقی و فرهنگی عمیق در تار و پود ساختار آمریکاست. وقتی در آمریکا، نهادهایی که وظیفه حفظ نظم و امنیت را دارند، به عامل اصلی تهدید جان کودکان تبدیل می‌شوند، زوال اخلاقی ساختار سیاسی و جامعه آن در آشکارترین شکل خود به نمایش گذاشته می‌شود.نمونه‌های متعددی از رویارویی‌های مرگبار پلیس با کودکان وجود دارد که هر یک به شکلی خاص، ریشه‌های عمیق این خشونت سیستمی را آشکار می‌سازند. این موارد نتایج منطقی سیستمی هستند که در آن آموزش و فرهنگ سازمانی، واکنش‌های تهاجمی را بر همدلی ترجیح می‌دهد.

آمالیا؛ نوزاد ۱۸ ماهه مهاجر

پرونده آمالیا، نوزاد مهاجر، نمادی از بی‌اعتنایی سیستمی نسبت به جان آسیب‌پذیرترین افراد در چارچوب سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی است. در این سناریوها، ترس و اجرای خشک و بی‌روح قوانین، بر ارزش ذاتی حیات انسانی غلبه می‌کند. زمانی که حتی یک نوزاد در معرض خطر خشونت قرار می‌گیرد، نشان می‌دهد که اولویت‌بندی‌های سیستمی تا چه حد از مسیر انسانیت منحرف شده‌اند. این اتفاق، تجلی سیاست‌هایی است که امنیت کودکان شیرخوار را نیز می‌گیرد.

اندی لوپز؛ نوجوان ۱۳ ساله

تراژدی اندی لوپز، نوجوان ۱۳ ساله‌ای که به دلیل حمل اسلحه اسباب‌بازی به او تیراندازی شد، نتیجه مستقیم فرهنگ مسلح بودن افراطی در جامعه آمریکا و آموزش پلیس بر مبنای واکنش‌های تهاجمی است. در جامعه‌ای که حمل سلاح به عنوان حق مقدس تلقی می‌شود، تمایز بین تهدید واقعی و تهدید خیالی برای افسران آموزش‌دیده در شرایط «تهدید همیشگی»، به شدت دشوار می‌شود. این مورد نشان می‌دهد که چگونه یک اشتباه محاسباتی کوچک، ناشی از عدم توانایی در تمایز ظرافت‌های بصری (اسباب‌بازی در مقابل سلاح واقعی) به فاجعه‌ای مرگبار تبدیل می‌گردد.

کودک ۱۱ ساله سیاه‌پوست؛ شلیک پس از تماس اضطراری با پلیس

تیراندازی به یک کودک ۱۱ ساله سیاه‌پوست که خود به پلیس زنگ زده بود تا برای حل اختلاف خانوادگی کمک بگیرد، اوج تعصب نژادی و خشونت پلیس را که در سیستم آمریکا نهفته است، آشکار می‌سازد. این کودک، به جای دریافت حمایت، با سلاح روبرو شد. این حادثه نشان می‌دهد که برای بخش‌هایی از نیروی پلیس، تعصب نژادی، پیش‌فرض اساسی در ارزیابی موقعیت‌هاست.

نوجوان مبتلا به اوتیسم

ناتوانی سیستم آمریکا در تشخیص بحران روانی از تهدید امنیتی، در مورد نوجوانان دارای اختلالاتی مانند اوتیسم نیز مشهود است. این کودکان، که در تفسیر دقیق دستورات یا درک سریع موقعیت‌های اجتماعی دچار چالش هستند، به جای دریافت کمک تخصصی، اغلب با تاکتیک‌های خشن امنیتی مواجه می‌شوند. این ناتوانی در تمایز بین نیاز به مداخله پزشکی و نیاز به مهار فیزیکی، نشان‌دهنده فقدان آموزش کافی و تمرکز بیش از حد بر جنبه نظامی‌گری پلیس است.

این خشونت سیستمی علیه کودکان در سطح خیابان، بازتاب مستقیم فساد اخلاقی نهادینه‌شده‌ای است که در سطوح بالاتر جامعه آمریکا نمایان شده است. افشای رسوایی‌هایی مانند پرونده جفری اپستین که نشان‌دهنده شبکه‌ای سازمان‌یافته از سوءاستفاده جنسی علیه کودکان توسط نخبگان قدرت بود، نشان دهنده فرسایش اخلاق در بالاترین لایه‌های اجتماعی و سیاسی آمریکاست.هنگامی که عادی‌سازی تجاوز و سوءاستفاده علیه کودکان در مجامع قدرت تحمل می‌شود یا لاپوشانی می‌گردد، این پیام به نهادهای اجرایی پایین‌تر منتقل می‌شود که ارزش جان کودک تا این حد پایین آمده است. عادی‌سازی تجاوز در بالاترین سطوح، منجر به عادی‌سازی خشونت و بی‌تفاوتی در سطوح خیابانی و توسط نهاد مجری قانون می‌گردد. قوانین حمل سلاح، پلیس را نظامی‌تر می‌کند و پلیس نظامی‌تر، کودکان بیشتری را در معرض خطر قرار می‌دهد.

خشونت پلیس علیه کودکان در آمریکا نمادی است از سیستمی که در عمق اخلاقی و فرهنگی خود دچار فرسایش شده است. این حوادث نشان می‌دهند که این سیستم قادر به درک ارزش ذاتی جان کودک، به ویژه اگر آن کودک مهاجر، رنگین‌پوست یا دارای ناتوانی باشد، نیست.خشونت علیه کودکان توسط نهادهای دولتی عادی تلقی می شود و این خشونت با فروپاشی اخلاقی نخبگان هم‌راستاست، در این شرایط زوال تمدن غرب در پشت پرده فساد و گلوله‌ها ادامه خواهد یافت.

منبع: فارس

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.