باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - حرفهای وجود دارد که حذف آن فقط حذف یک شغل نیست، بلکه حذف بخشی از نظام زندگی روستایی و آن چلنگری است.
چلنگر در فرهنگ لری همان آهنگر محلی است؛ سازنده و تعمیرکننده ابزار کشاورزی و دامداری. امروز در بسیاری از مناطق استان، این حرفه تقریباً از بین رفته و تنها تعداد بسیار کمی از استادکاران قدیمی هنوز کار میکنند. آنان آخرین حلقه انتقال یک دانش چندصدسالهاند.
کارگاهی کوچک با نقشی بزرگ
کارگاه چلنگری معمولاً فضایی ساده است یک کوره زغالی، سندان، چکشهای مختلف، انبر و دم دستی.اما همین فضای کوچک زمانی مرکز رفتوآمد روستا بود. کشاورزان پیش از فصل برداشت برای تیز کردن داسها مراجعه میکردند.
دامداران برای نعلبندی حیوانات خود میآمدند.باغداران برای ساخت یا تعمیر تیشه و بیل سراغ چلنگر میرفتند.
چلنگر نه فقط ابزار میساخت، بلکه زمانبندی کار کشاورزی را تعیین میکرد. اگر ابزار آماده نبود، کار زمین هم آغاز نمیشد. به همین دلیل او جایگاهی فراتر از یک صنعتگر ساده داشت.
چلنگری ایستاده در ویترین موزه های لرستان
یک شهروند خرم آبادی میگوید: این حرفه تقریبا با پیشرفت علم و ابداع تجهیزات جدید بخصوص در زمینه کشاورزی از بین رفته است.
وی میافزاید: جوانان هم نسلی من در مورد این حرفه از بزرگان خانواده میشنویم و نمود تصویری آن را در موزههایی همچون قلعه فلک الافلاک دیدهایم و جای تاسف دارد که برخی تواناییها که نوپدی از خود ساخته بودم مردم لرستان بوده از بین رفتهاند.
دانش نانوشته
مهارت چلنگری مبتنی بر تجربه است، نه کتاب. استادکار با نگاه کردن به رنگ فلز دمای آن را تشخیص میدهد؛ با شنیدن صدای ضربه میزان سختی آهن را میفهمد؛ و با نوع جرقه کیفیت فولاد را ارزیابی میکند.
این دانش شفاهی و تجربی نسل به نسل منتقل میشد. شاگرد سالها کنار استاد میایستاد تا «دیدن» و «شنیدن» را یاد بگیرد.بخش زیادی از آموزش، فقط مشاهده بود. با قطع شدن زنجیره شاگردی، این دانش نیز در معرض نابودی قرار گرفته است.
افولی بر حرفه چلنگری
از بین رفتن چلنگری نتیجه یک عامل واحد نیست؛ مجموعهای از تغییرات اقتصادی و اجتماعی در آن نقش داشتهاند. ابزار کارخانهای ارزانتر و در دسترستر است، هرچند دوام کمتری دارد.
کم شدن استفاده از اسب و قاطر باعث حذف یکی از مهمترین خدمات چلنگر یعنی نعلبندی شده است.
با مهاجرت جوانان به شهرها، هم مشتریان کمتر شدهاند و هم شاگردی برای ادامه کار باقی نمانده است.
روستاها مصرفکننده کالاهای آماده شدهاند و تعمیر جای خود را به تعویض داده است.بزرگترین مشکل استادکاران قدیمی نبود شاگرد است. چلنگری نیازمند صبر طولانی و درآمد تدریجی است.
نسل جدید که به مشاغل سریع و درآمد فوری تمایل دارد، کمتر حاضر است سالها کار طاقتفرسا را تحمل کند.
در نتیجه، بسیاری از استادکاران بدون انتقال مهارت خود بازنشسته میشوند و با آنها بخشی از حافظه فنی جامعه نیز از بین میرود.
پیامدهای فرهنگی
مرگ چلنگری تنها حذف یک حرفه نیست.تغییر در روابط اجتماعی روستاست. در گذشته، کارگاه محل گفتوگو، تبادل خبر و تعامل اجتماعی بود.مردم هنگام انتظار برای آماده شدن ابزارها دور هم جمع میشدند.چلنگر بخشی از شبکه ارتباطی محلی محسوب میشد.
با حذف این فضاها، روستا آرامآرام کارکرد اجتماعی خود را از دست میدهد و به محل سکونت صرف تبدیل میشود.
احیای اقتصادی کامل این حرفه دشوار است، اما حفظ آن بهعنوان میراث ناملموس امکانپذیر است. اقداماتی مانندثبت مهارت بهعنوان میراث فرهنگی، ایجاد کارگاههای آموزشی، پیوند با گردشگری روستایی، حمایت از تولید ابزار سنتی باکیفیت میتواند دانش موجود را حفظ کند، حتی اگر کارکرد اصلی آن کاهش یافته باشد.
آخرین چلنگرهای لرستان نمایندگان دورهای هستند که در آن ابزار، دستساز و متناسب با نیاز محلی ساخته میشد. با کنار رفتن آنان، فقط یک شغل از بین نمیرود، بلکه رابطه انسان با کارِ دست و شناخت ماده نیز کمرنگ میشود.
اگر این مهارت ثبت و منتقل نشود، نسلهای آینده چلنگری را نه بهعنوان تجربهای زنده، بلکه تنها بهصورت شیئی در ویترین موزه خواهند شناخت.