باشگاه خبرنگاران جوان؛ محبوبه خلوصی - اگرچه تعداد دانشجویانی که شعار «جاوید شاه» را این روزها در دانشگاههای کشور تکرار کردند زیاد نبود، اما همین اتفاق هم روایتی پرغصه برای سیستم آموزشی کشور است.
سیستم آموزشی که در آن تنها تست، کنکور و رتبه اهمیت دارد و شناخت حداقلی از تاریخ به حاشیه رانده میشود؛ به حدی که دانشجوی ۱۹ یا ۲۰ ساله خیال میکند با برگشتن نظام پادشاهی میتواند به آزادی برسد، بدون اینکه بداند نظام شاهنشاهی، آن هم از نوع پهلوی، روزگار سیاهی را برای اندیشمندان و متفکران زمان خود رقم زده بود.
دانشجوی سلطنتطلب شاید اصلاً اسم «هما ناطق» را هم نشنیده باشد، همان استاد تاریخ دانشگاه تهران که روز ۲۶ آبان سال ۵۷، وقتی قرار بود یک تجمع اعتراضی در دانشگاه برگزار شود، توسط ساواک دستگیر شد. به روایت خودش، نیروهای ساواک او را به خرابهای بردند و با ضرب و شتم بسیار به او تجاوز کردند.
ناطق سالها بعد در مصاحبه با پروژه تاریخ شفاهی هاروارد میگوید: «اثر جای ناخنهایشان هنوز روی بدن من باقی است. سعی میکرد پاهای من را باز کند و با باتوم تجاوز کند. شما باور نمیکنید. من اصلاً اگر بگویم درد کشیدم، دروغ میگویم، برای اینکه با ضربههای دیگر از حال رفته بودم و با شکنجه بیدار میکردند و دوباره میزدند.»
هما ناطق تنها یک نمونه از افرادی بود که مورد شکنجه عجیب و غریب نیروهای ساواک قرار گرفته بود. آیا دانشجوی سلطنتطلبی که به راحتی پرچم ایران را وسط دانشگاه آتش میزند و به مهمترین ارکان حاکمیت توهین میکند، میداند که در دوره پهلوی دانشجویان صرفاً به جرم همراه داشتن کتابهای جلال آلاحمد بازداشت میشدند؟
متأسفانه آن زمان کسی نبود که بگوید «جای دانشجو زندان نیست»، چراکه شخصیتهای بنام فرهنگی و علمی کشور به راحتی دستگیر و زندانی میشدند، چه برسد به دانشجو.
مسئله اینجا تایید یا رد مواضع جمهوری اسلامی در مواجهه با مخالفانش نیست؛ مسئله آن است که چطور میشود کسی دغدغهی آزادی داشته باشد و همزمان خواهان بازگشت سلطنتی باشد که بسیاری از اندیشمندان و روشنفکران دوره خود را از زیر تیغ ساواک عبور داده است.
محمود دولتآبادی، نویسنده معاصر که دو سال از عمرش را در زندانهای ساواک گذرانده، میگوید: «آقایان آن سالها مینشینند، طبعا مصاحبه میکنند که ما شکنجه نکردیم! من یک شاهد تاریخی هستم. شما جامعه ما را نابود کردید. بعضی از اینها بودند که زیر شکنجه بهشکل خرچنگ درآمده باشند.»
علی شریعتی نمونهی دیگری از نویسندگان مطرح آن دوره بود که چندین بار توسط ساواک دستگیر شد و بار آخر به مدت ۱۸ ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و در نهایت جز خروج از کشور راهی نیافت.
بجز آنها، نامهای بسیاری از جمله جلال آل احمد، بزرگ علوی، احمد شاملو، مهدی بازرگان و حتی استاد شهریار، شاعر معروف معاصر، در دوره پهلوی زندانی شدند و خاطراتشان از آزار رژیم پهلوی ثبت تاریخ شده است.
پهلوی پرزرق و برقی که امروز به لطف افسانهسازیهای شبکههای خارجی و بعضاً جریانهای ضدایرانی در ذهن بعضی از افراد جایگاهی پیدا کرده، چگونه با شاعری چون شهریار که آثارش به نود درصد زبانهای زنده دنیا ترجمه شده، رفتار میکرد؟
شهریار را در سال ۱۳۰۸ دستگیر و به نظمیه منتقل و نهایتاً در باغ شاه زندانی کردند و تصمیم به قتل او گرفتند. اما با وساطت اطرافیان شهریار، از این کار منصرف و به تبعید وی راضی شدند و در نهایت او همان سال به خراسان تبعید شد.
علاوهبر این، چون رژیم پهلوی سعی در قلعوقمع فرهنگهای بومی و محلی داشت، در اقدامی سخیفانه دیوان ترکی استاد شهریار را که سالیان دراز برای سرودن آن زحمت کشیده بود، با یورش به خانه استاد بهسرقت بردند. استاد شهریار که تلاش سالیان درازی از عمر ادبی خود را به فنا رفته میدید، شعری با نام «شب سیاه» سرود که در آن اقدامات ساواک و دزدیده شدن دیوانش توسط آنها محکوم شده است.
این تجربه تاریخی، تنها یکی از نمونههای ملموس سرکوب فرهنگ و اندیشه در دوره پهلوی است و نشان میدهد که آزادی اندیشه در آن زمان چه بهایی داشته است.
با این حال، امروز دانشجو یا اندیشمند ایرانی میتواند نگاه متفاوتی به تاریخ داشته باشد و مخالف جمهوری اسلامی هم باشد، اما اینکه همزمان ادعای آزادیخواهی کند و خواهان بازگشت یک سلطنت موروثی، آن هم از نوع پهلوی باشد، بیشتر شبیه یک تناقض خندهدار است تا یک اقدام سیاسی!
البته که تقصیر تمام و کمال به گردن آن جوان کمسن و سال دانشگاهی نیست که تحت تأثیر روایتهای افسانهای از دوره پهلوی قرار گرفته است. بخشی از ماجرا برمیگردد به همان سیستم آموزشی که تاریخ و فهم گذشته در آن بهای چندانی ندارد.
و بدتر اینکه بعضی از افراد مؤثر دانشگاهی و فرهنگی هم، با بزرگنمایی یا تحریف تاریخ پهلوی، نقش خودشان را در شکلگیری این برداشتهای غلط ایفا کردهاند. یا بهتر است بگوییم بخشی از مشکل، از همان فضایی سرچشمه میگیرد که باید تاریخ را روایت کند، اما سکوت کرده یا آن را وارونه نشان داده است.
من خودم فارغالتحصیل این دانشگاه هستم. هیچ کس تو ایران بهم اعتماد نداره بخاطر همین چیزا. یا فکر میکنن میخوای بری خارج یا فکر میکنن ضد کشوری... بدبختی داریم بخدا
و متاسفانه اخیرا چقدر یه عده به اسم طولانی بودن و وقت گیر بودن و ... و دنبال حذف این درس ها و بی پاسخ گذاشتن سوالات توی ذهن دانشجویان در این زمینه بودن!
پس چرا اینا عملیات تروریستی نکردن؟
مگه کسی رو به اسم مخالف هم قبول دارید؟
دانشگاه دولتی حق این افراد نیست