باشگاه خبرنگاران جوان؛ سید علی موسوی* - در سحرگاهی خونین، وقتی آسمان تهران هنوز تاریک بود و نسیم رمضان بوی باروت میآورد، مردی که ۳۷ سال، چون کوهی استوار بر سرنوشت ملتی ایستاده بود، در دفتر سادهاش، نه در پناهگاههای افسانهای، نه در زیرزمینهای منفی چهل و چهار، بلکه درست در همان جایی که هر روز با مردم حرف میزد، با قلم مینوشت و برای امت اسلامی نگران بود، به شهادت رسید.
سیدعلی خامنهای، آن پیرمردی که دشمنانش سالها او را «پنهانشده»، «فراری»، «ترسو» و «مخفی در روسیه» خواندند، در همان لحظهای که ملت زیر آسمان پر از موشک و پهپاد نفس میکشید، خودش هم زیر همان آسمان ماند. نه پناه برد، نه گریخت. ایستاد، چون همیشه ایستاده بود. درست مثل پدران و مادرانی که در کوچههای بمبارانشده، فرزندانشان را در آغوش میفشردند و میگفتند: «ما اینجاییم، با شما هستیم.»
او که سالها صدای دشمن را شنید که فریاد میزد «خامنهای در زیرزمین منفی۴۴ پنهان شده»، «به مسکو پناه برده»، «در پناهگاه هستهای مخفی است»، در آخرین لحظهاش نشان داد که تمام آن روایتها دروغ بود؛ دروغی بزرگ، ساختهشده برای خرد کردن روح یک ملت. او نه در عمق زمین، که در عمق ایمان و مسئولیت ماند. دفتر کارش، همان سنگر آخر شد؛ سنگر مردی که ترجیح داد با مردمش بمیرد تا اینکه یک لحظه از آنها جدا شود.
«چرا وقتی مردم زیر آتشاند، من و خانوادهام به پناهگاه برویم؟» این جمله، وصیتنامهای بود که با خونش امضا کرد.
شهادتش، نه پایان یک انسان، که پایان یک عصر پروپاگاندا بود. تمام آن شایعهسازان، آن رسانههای شب و روز دروغگو، آن حسابهای جعلی و تحلیلگران مزدور، در یک لحظه رسوا شدند. مردی که آنها او را «ترسو» نامیدند، با شجاعتی حماسی، در حالی که مذاکرات هنوز در جریان بود، زیر بمباران ایستاد و رفت. رفت تا ثابت کند: رهبری واقعی، در پناهگاه نیست؛ در قلب مردم است، در سنگر وظیفه است، در آغوش شهادت است.
ایران امروز سوگوار است، اما این سوگ، سوگ شکست نیست؛ سوگِ افتخار است. سوگِ مردی که تا آخرین نفس، نه تسلیم شد، نه پنهان گشت، نه به دشمن باج داد. او رفت، اما راهش نرفت. خونش بر زمین ریخت، اما آتش مقاومت را شعلهورتر کرد.
حالا که آسمان رمضان هنوز بوی خون میدهد، ما نه تنها برای او گریه میکنیم؛ برای خودمان هم گریه میکنیم که چنین رهبری را داشتیم و حالا باید بدون حضور فیزیکیاش ادامه دهیم. اما بدانیم: هر قطره از خونش، بذری است در جان میلیونها ایرانی. هر کلمهاش، شعاری است که در رگهای نسل بعد جاری خواهد شد.
شهید سیدعلی خامنهای
تو نرفتی؛ تو ماندگار شدی
در هر فریاد «مرگ بر آمریکا»، در هر شعار «مرگ بر اسرائیل»، در هر نگاه مقاومتی که از چشمان فرزندان این خاک میدرخشد، تو هستی
ایران بدون تو، ایرانِ توست؛ ایرانِ تو، ایرانِ همیشه ایستاده است
انشاءالله با تو و با خونهای پاک همه شهدا، در بهشت دیدار کنیم
تا آن روز، ما راهت را ادامه میدهیم؛ با همان شجاعت، همان ایمان، همان سربلندی
یا منتقمالدماء، یا منتقمالدماء، یا منتقمالدماء
ایران زنده است؛ ایران مقاوم است؛ و ایران، تا ابد، خامنهای دارد.
*پژوهشگر سواد رسانهای
و چه مظلومانه .. همچون جد بزرگوارتان .. امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام 💚 .. با زبان روزه .. و چون سید الشهدا با لبان تشنه و بهمراه اهل بیت تان به شهادت رسیدن..الله اکبر
سید علی عزیزم راهت ادامه دارد..
(ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند)
پاسخ شاعر به شعر
مقام معظم رهبری
از اشک شما ارض و سما باریدند
بر آه شما انس و ملک نالیدند
گفتند همه “فدای اشکت آقا”
تصویر شما را شهدا بوسیدند
آقا خودتان حضرت خورشید هستید
از نور شما ستاره ها تابیدند
در مجلس خوبان شهدا هم بودند
اما همگان گرد شما چرخیدند
از اول و از آخر مجلس، شهدا
آقای جهان سید علی را چیدند 🖤😭