باشگاه خبرنگاران جوان- حدود دو هفته پس از انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری توسط مجلس خبرگان، آیتالله امامی کاشانی و آیتالله صادق خلخالی دو تن از نمایندگان تهران در مجلس خبرگان و حجج اسلام عبادی و دستغیب نمایندگان استانهای سیستان و بلوچستان و فارس در مجلس خبرگان طی گفتوگوهایی با خبرنگار پارلمانی کیهان و خبرنگاران کیهان در زاهدان و شیراز چگونگی انتخاب آیتالله خامنهای به سمت رهبری جمهوری اسلامی ایران توسط مجلس خبرگان را تشریح کردند. متن این گفتوگوها که روز یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۶۸ در صفحه ۱۸ کیهان منتشر شد به این شرح بود:
حضرت امام خمینی (اعلیالله مقامه) طی نامهای به ریاست محترم مجلس خبرگان، آیتالله مشکینی، برای تصدی مقام رهبری تنها اجتهاد را کافی دانستند و شرط مرجعیت را لازم ندیدهاند.
آیتالله امامی کاشانی: حضرت امام، آیتالله خامنهای را لایق مقام رهبری دانستهاند
آیتالله امامی کاشانی: مجلس خبرگان با توجه به دلایل ذیل آیتالله خامنهای را به مقام رهبری برگزید:
۱- شناخت خبرگان از ایشان به عنوان مجتهد و بعضی از خبرگان از سوابق علمی ایشان که صاحبنظر در مسائل فقهی میباشند اطلاع کامل داشتند.
۲- حضرت امام خمینی (اعلیالله مقامه) طی نامهای به ریاست محترم مجلس خبرگان، آیتالله مشکینی، برای تصدی مقام رهبری تنها اجتهاد را کافی دانستند و شرط مرجعیت را لازم ندیدهاند.
۳- حضرت امام (قدس سره) آیتالله خامنهای را لایق مقام رهبری دانستهاند و در چند مورد به این موضوع تصریح فرمودهاند.
۴- در قانون اساسی بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت از شرایط رهبری است؛ بنابراین مجلس خبرگان با توجه به مقام اجتهاد در سایر صفات لازمه در بند ۴ برای رهبری، حضرت آیتالله خامنهای را شایستهترین فرد برای این مقام مقدس تشخیص دادند.
آیتالله خلخالی: مطالبی که اینجانب عرض میکنم کاملا عین واقع است. اکثر مسئولان درجه اول و تعدادی از اعضای مجلس خبرگان که هنگام رحلت حضرت امام در کنار بستر ایشان از ابتدای شب حضور داشتند، میدانستند که حال امام رو به وخامت میرود. مسلما مشیت الهی چنین بود که روح امام در همان شب به ملاء اعلی پر کشد. روی این اصل با آقای هاشمی رفسنجانی، آقای خامنهای و تعداد ۱۷ تن دیگر در کنار اتاق بستر امام جلسهای برقرار کردیم.
اهم مذاکرات آن جلسه بحث پیرامون مجلس خبرگان بود، در آن لحظه به آقای طاهری گفته شد که هر طور شده، همه اعضای مجلس خبرگان را در سراسر کشور برای تشکیل جلسه در روز بعد دعوت کند تا تصمیم لازم برای جانشینی حضرت امام گرفته شود. در این میان یکی از آقایان حاضر اصرار داشت که رحلت امام روز یکشنبه اعلام نشود، تا مقدمات مجلس خبرگان و کیفیت تشییعجنازه طبق یک برنامه منظم انجام گیرد و روز دوشنبه خبر منتشر گردد؛ ولی جناب حاج احمد آقا و چند تن دیگر موافق این امر نبودند، میگفتند که ما تاکنون همه مسائل را با مردم باصراحت در میان گذاشتهایم. درواقع تصمیمگیر واقعی خود مردم هستند ما نباید خبر رحلت امام را از فردا صبح به تاخیر بیندازیم. همین نظر هم به تصویب رسید؛ و فردای آن روز ساعت ۷ صبح از طریق اخبار سراسری (رادیو) این خبر اعلام گردید.
جلسه خاتمه یافت و مقدمات غسل و کفن امام در ساعت ۲ بامداد یکشنبه (۱۴ خرداد) فراهم گردید. همچنین تصمیم گرفته شد که در ساعت ۷ صبح پیکر پاک و مقدس حضرت امام به مصلای بزرگ تهران منتقل گردد تا تمام مردم با آن حضرت وداع کنند.
البته بنا بود که پیکر مطهر امام در مقابل مجلس قرار داده شود، اما دیدیم محوطه مقابل مجلس گنجایش شش میلیون جمعیت را نخواهد داشت، لذا همان مصلای تهران انتخاب گردید.
روز یکشنبه ۷ صبح در مجلس شورای اسلامی بودیم همه مسئولان سطوح بالای کشور آنجا آمده بودند. تصمیم گرفته شد که وصیتنامه امام از صندوق مخصوص مجلس بیرون آورده، و خوانده شود. مهر و موم وصیتنامه بعد از نشان دادن به حاضرین، توسط آیتالله مشکینی باز شد. وصیتنامه ۳۰ صفحه بود و هر صفحه آن توسط حضرت امام مهر و امضا شده بود، امام در آخر وصیتنامه توصیه کرده بودند که وصیتنامه توسط حجتالاسلام والمسلمین حاج احمد آقا قرائت گردد یا توسط ریاست محترم جمهوری و یا مجلس و یا شورای عالی قضایی و یا یکی از افراد دیگر.
بلافاصله دستم را بلند کردم و عرض کردم: «آقای خامنهای» خدا شاهد است که قبل از این ماجرا حتی کوچکترین حرفی هم درباره رهبری آقای خامنهای مطرح نشده بود. در آن هنگام آقای خامنهای خودشان مخالفت کردند و گفتند که من زیر بار نمیروم، این وظیفه مشکلی است.
با حاج احمد آقا تماس گرفته شد، اما حالشان مساعد نبود. از این رو آقای خامنهای وصیتنامه حضرت امام را خواندند. در طول قرائت وصیتنامه همه حضار اشک میریختند، و بر سر و روی خود میزدند.
اما آنچه که لازم است همه مردم بدانند تصمیم بسیار مهمی بود که در ساعت ۳ بعدازظهر و در جلسه تکاندهنده و پرشور مجلس خبرگان اتخاذ شد. این مجلس که به ریاست آیتالله مشکینی برپا شده بود مذاکرات را پیرامون تعیین رهبری آغاز کرد. همه درباره شورای رهبری بحث میکردند و حتی مطالبی هم گفته شد که نیازی برای گفتن آنها نیست.
نوبت من که شد گفتم: «وضع حساس است و مردم کشور غرق در ماتم هستند و هر لحظه انتظار تعیین رهبری را دارند. ما نباید بدون تعیین رهبر و با شورای رهبری از این جلسه خارج شویم.»
در وهله اول پیشنهاد کفایت مذاکرات داده شد و موافق و مخالف صحبت کردند؛ اما این پیشنهاد به تصویب نرسید. در مرحله دوم، چون مذاکرات روند تکراری به خود گرفته بود، پیشنهاد کفایت مذاکرات داده شد و این بار به تصویب رسید و هنگامی که تصویب شد، بنده پیشنهاد کردم که باید رهبری فردی باشد.
بعضی از آقایان گفتند که شما قبلا شورایی فکر میکردید، گفتم آن موقع شورایی بود که فرد تصویب نشود، ولی حالا طرفدار تصویب رهبری فردی هستم.
در این باره رأی گرفته شد که به تصویب رسید، هیأترئیسه سوال کردند که پس چه کسی را برای رهبری فردی انتخاب میکنید. بلافاصله دستم را بلند کردم و عرض کردم: «آقای خامنهای» خدا شاهد است که قبل از این ماجرا حتی کوچکترین حرفی هم درباره رهبری آقای خامنهای مطرح نشده بود. در آن هنگام آقای خامنهای خودشان مخالفت کردند و گفتند که من زیر بار نمیروم، این وظیفه مشکلی است.
گفتم که اول اجازه بدهید حرف بزنیم، آنگاه شما هرچه میخواهید بگویید، بنده گفتم: «شما ۸ سال ریاست جمهوری را به عهده داشتهاید و تمام مشکلات کشور را خوب میدانید، و سالها در خدمت امام بودهاید.» من با صراحت گفتم که «آقای خامنهای ما میخواهیم که شما رهبر مردم باشید و ما نیز به پیروی از حضرت امام به فرامین شما گردن مینهیم. چون شما یک فرد مجتهد مسلم هستید، حتی از نظر امام هم هیچ تردیدی در این مورد وجود ندارد و خبرگان هم رأی میدهند. شما هم باید قبول کنید.»
ایشان به گریه افتادند و باز اظهار تواضع نمودند. عرض کردم: «این امر را خود حضرت امام نیز خواستهاند و شما باید رهبر باشید.»
روی این اصل آقای هاشمی رفسنجانی و آقای اردبیلی مطالبی را از حضرت امام نقل کردند که رهبری آقای خامنهای را بیان داشته بودند. امام مکرر در مکرر فرموده بود که آقای خامنهای صلاحیت رهبری را دارند مسئله از جانب حضرت امام تمام بود. آیتالله مشکینی مسئله رهبری آیتالله خامنهای را به رأی گذاشتند که ایشان با اکثریت قاطع به رهبری برگزیده شدند، همه تکبیر گفتند و تالار مجلس به لرزه درآمد.
این انتخاب وظیفه بزرگ مجلس خبرگان بود که در یک مرحله حساس و سرنوشتساز گرفته شد؛ و رهبری حضرت آیتالله خامنهای را اعلام کرد. بلافاصله این خبر در سراسر جهان منتشر شد. همه رادیوها و تلویزیونها برنامه خود را قطع کردند و این خبر را اعلام کردند. آنها همه شوکه شده بودند و باور نمیکردند که با این انسجام و وحدت کلمه مسئله جانشینی رهبری حل شود، در حال حاضر بزرگترین مشکل ما یعنی تعیین رهبری جمهوری اسلامی حل گردیده از این رو همه مسائل دیگر هم حل خواهد شد.
انقلاب ما مانند انقلاب پیامبر است که با رحلت حضرت رسولالله (ص) این انقلاب عظیم از میان نرفت. در شرایط فعلی هم میتوان گفت که اگر انقلاب ما ۲۰۰ میلیون طرفدار در سراسر جهان دارد بهزودی پیروان آن به ۵۰۰ میلیون نفر خواهد رسید.
من در پایان اعلام میکنم که اطاعت از فرامین رهبر جدید، عین اطاعت از فرامین رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام (قس سره شریف) میباشد.
آیتالله خامنهای با استعداد بسیار و سرشار، مدت مدیدی در حوزههای علمیه از شخصیتهای بزرگ علمی منجمله رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی استفاده کرده بودند و با اصول استنباط آشنایی کامل دارند و از نظر مسائل سیاسی قویتر از دیگران هستند.
حجتالاسلام و المسلمین سیدمهدی عبادی نماینده امام در استان سیستان و بلوچستان و امامجمعه زاهدان و نماینده مردم استان در مجلس خبرگان: اسلام دین جامعی است که منحصر به مسائل عبادی نیست. بلکه مجموعه مقرراتی است که شامل مسائل اعتقادی، اخلاقی، عملی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میباشد. مردم باید نسبت به آن مسائل و مباحث به اهل نظر مراجعه کنند.
رهبر باید نسبت به مسائل اهل نظر باشد. به اصول استنباط و فقاهت آشنا باشد و بتواند در پیچ و خم مسائل پیچیده سیاسی جهان، جامعه را به سوی رشد و صلاح هدایت کند. حضرت امیر (ع) نسبت به اینکه چه کسی سزاوار رهبریت جامعه اسلامی است دو شرط را عنوان فرمودهاند: اول مسئله نیرومندتر بودن بر امر رهبری که این ماورای مسئله عالم بوده است. ممکن است کسی عالم باشد ولی توانایی و قدرت اداره و تدبیر و مدیریت را نداشته باشد.
دوم عالم بودن از دیگران نسبت به این امر است. حضرت امیر (ع) فرمودهاند کسی میتواند رهبر باشد که در امر رهبری عالمتر و آگاهتر باشد، اگر فردی داشتیم که هم در مسائل سیاسی قوی و عالمتر باشد و هم در مسائل فقهی، باید رهبر و مرجع شخص واحدی باشد؛ اما گر شخص واحدی نبود که هر دو بعد را از دیگران بهتر بداند و قویتر باشد در اینجا در هریک از مسائل فرعیه و مسائل رهبری باید به فرد دیگری مراجعه کرد.
پس از رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب اسلامی که واجد هر دو جهت بودند ما با این مشکل مواجه شدیم که شخص واحدی که هر دو جهت را دارا باشد نداریم. مراجعی که از نظر مسائل فرعیه عملیه بیشتر کار کردهاند و اعلم هستند تشریف دارند؛ ولی نسبت به مسائله رهبری سیاسی در جهان پیچیده امروز آن مدیریت و مدیریت قوی و نیروی رهبری سیاسی مطمئنی که بدانیم جامعه با شکست مواجه نخواهد شد نداشتیم. ولی حضرت آیتالله خامنهای با استعداد بسیار و سرشار، مدت مدیدی در حوزههای علمیه از شخصیتهای بزرگ علمی منجمله رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی استفاده کرده بودند و با اصول استنباط آشنایی کامل دارند و از نظر مسائل سیاسی قویتر از دیگران هستند و در رابطه با مسائل سیاسی مخصوصا در تحلیل زندگی انبیا و پیشوایان مذهبی دقیقا اهل نظر میباشند. به عقیده اکثریت قاطع نمایندگان محترم خبرگان ایشان مصداق بیان حضرت امیر (ع) شناخته شدند و درنتیجه با چهارپنجم آرا برای مقام رهبری سیاسی برگزیده شدند. گرچه شخص ایشان رضایت به پذیرش این مسئولیت نمیدادند، اما نمایندگان محترم خبرگان با تمیزی که دادند به ایشان رأی دادند. البته این مسئله شایان توجه است که در میان تعداد معدود و کمی که به ایشان رأی نداده بودند یک رأی مال خود ایشان بود که به خودشان رأی ندادند.
با شناختی که من قبل از سال ۴۲ از حضرت آیتالله خامنهای دارم ایشان در صحنههای سیاسی از سنه ۴۲ تا زمان پیروزی انقلاب تاکنون در بطن مسائل انقلاب بودهاند و در رابطه با مسائل سیاسی هم کار علمی و هم کار عملی نمودهاند و لذا هم اهل نظر دقیق در مسائل سیاسی اسلام میباشند و هم توان و قدرت ایشان در رهبری قابل انکار نیست. علاوه بر این ایشان تجربه هشت سال ریاستجمهوری کشور را در مقاطع بسیار خطرناک با مسئولیت سنگین ازجمله ریاست شورای عالی دفاع و ریاست شورای انقلاب فرهنگی را به عهده داشتند.
انتخاب آیتالله خامنهای از جانب حضرت امام به این سمتها و امامت جمعه تهران نشاندهنده شناخت حضرت امام از معظمله بوده است.
من به نمایندگان محترم خبرگان تبریک عرض میکنم که با انتخاب حسابشده و دقیقشان تودهنی بزرگی به استکبار جهانی زدند و رادیوهای بیگانه از آن روز دقیقا در بهت و حیرت قرار گرفتهاند.
حجتالاسلام دستغیب نماینده استان فارس در مجلس خبرگان شیراز: همه میدانیم یکی از ویژگیهای این انقلاب امدادهای غیبی الهی است که همواره امام امت رضوانالله علیه نسبت به آن تکیه داشته و تاکید مینمودند و امت اسلامی با ایمان به این اصل مهم به اضافه تجربیات و مشهودات خویش در مقاطع حساس و گوناگون با توکل به خداوند متعال مشکلات را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته و به حرکت در خط امام خود تداوم بخشیده است. به نظر اینجانب یکی از عمدهترین مصادیق امدادهای غیبی موضوع تعیین رهبری پس از حادثه جانسوز و ثلمه بزرگ و غیر قابل جبران رحلت امام (قدسالله سره) میباشد که طبق قانون اساسی و براساس معیارها و موازین شرعی به عهده خبرگان ملت قرار گرفته است. آن روز کسی باور نمیکرد به این زودیها و بهسادگی بتوان به نتیجهای دست یافت؛ زیراکه با شرایط جدید و تحولات اخیر هیچ چیز از قبل پیشبینی نشده بود و در ابتدا هم روند بحثها و مذاکرات به گونهای بود که به نظر نمیرسید در مدت زمان کمتر از حداقل یک هفته خبرگان منتخب ملت به نتیجهای دست یابند. اما با استمداد از روح شریف و مقدس حضرت روحالله و عنایات و الطاف خداوند در زمانی کوتاه و با چند ساعت بحث و مذاکره هنوز یک شبانهروز هم از ارتحال غمانگیز امام نگذشته بهترین راهحل گشوده شد و مناسبترین فرد برای رهبری نظام جمهوری اسلامی برگزیده گردید.
لازم به تذکر است که در این موضوع نیز مثل همیشه رهنمودهای حضرت امام (طالب ثراه) مشکلگشا بود و حقیقتا در اولین تصمیمگیری پس از رحلت معظمله تجربه گردید که رهبری و هدایت آن بزرگوار از خلال بیانات و مکتوباتشان همچنان ادامه دارد. مضافا بر اینکه روح مقدس آن حضرت در ملکوت اعلی با قدرت و قوت بیشتر فرا راه پویندگان راهش افاضه نور مینماید.
دستخط مبارک امام در پاسخ آیتالله مشکینی مبنی بر ارائه رهنمود به شورای بازنگری قانون اساسی حاوی این مطلب بود که جهت رهبری نظام جمهوری اسلامی کافی است که مجتهدی عادل توسط خبرگان منتخب ملت انتخاب گردد و از آن پس حکم وی حتی بر مجتهدین دیگر نافذ و لازمالاجرا خواهد بود.
بدین ترتیب ارشاد فرموده بودند که در امر ولایت و رهبری، مرجعیت شرط نیست بلکه فقاهت به اضافه شرایطی از قبیل عدالت، شجاعت، مدیریت، تدبیر و آگاهی به زمان لازم دارد. همانطور که قبلا هم معظمله در دروس ولایت فقیه، هیچگاه شرط ولایت را مرجعیت یا اعلمیت ندانستهاند و این نظر مبارک حضرت امام (اعلیالله مقامه) هم برای خبرگان و هم برای عموم مردم بالاترین حجت است. البته شخص امام علاوه بر فقاهت و شرایط لازم برای رهبری دارای مرجعیت بودند بلکه جامعیت بینظیری داشتند که در غیر این معصومین (علیهم السلام) بدیل نداشته است، اما در مورد غیر ایشان قید مرجعیت ضمن اینکه برای ولایت امر غیرضروری است، در مسئله رهبری حداقل در اغلب شرایط و از همه بالطبع بنبست و تنگنا ایجاد مینماید و لذا پیشبینی میشود خلأ رهبری فوقالعاده و جامعالاطراف امام فقیدمان تنها با ظهور حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) قابل جبران باشد. بر این اساس و با بحث و بررسیهای بسیار اطراف فردی یا شورایی بودن رهبری درنهایت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (دامت برکاته) یار دیرینه و باوفای امام و نور چشم و محبوب امت که جامع شرایط رهبری چه از لحاظ علمی و تقوایی و چه از جهات دیگر میباشند، با اکثریت قاطع و قریب به اتفاق اعضای مجلس خبرگان به سمت رهبری جمهوری اسلامی انتخاب شدند.
در همان جلسه با کمال اطمینان و قوت قلب دست بیعت به معظمله داده و اظهار داشتند به عنوان یک تکلیف شرعی الهی خویشتن را موظف به اطاعت از شما میدانیم. اینجانب در این فرصت ضمن تجدید عهد و بیعت مجدد با آیتالله خامنهای ولی امر و رهبر معظم جمهوری اسلامی اعلام میدارم رهبری ایشان که از عطیههای الهی در شرایط کنونی است تنها ضامن تداوم راه و خط امام خواهد بود. همچنان که بلافاصه پس از انتخاب ایشان شاهد یأس و ناامیدی دشمنان اسلام و انقلاب در سراسر جهان از یک طرف و اطمینان و قوت قلب امت اسلامی و یاوران اسلام و اقتدار انقلاب اطرف دیگر بودهایم که میتوان گفت نشانهای از رضایت و خشنودی روح شریف امام و رهبر فقیدمان نسبت به این انتخاب میباشد. همانطور که قوائد و شواهدی چه در اجلاسیه مجلس و چه پس از آن بر تمایل آن حضرت نسبت به رهبری آیتالله خامنهای بوده است.
منبع: خبرآنلاین