سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان مطرح شد؛

دود جنگ در چشم اقتصاد جنگ‌طلبان

یک کارشناس اقتصادی درمورد ابعاد مختلف جنگ فعلی بر اقتصاد کشور‌های جنگ‌طلب و زمان و شیوه آتش‌بس و الزام این کشور‌ها به پرداخت غرامت توضیحاتی داد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ محبوبه کباری - یاسر فلاح، کارشناس اقتصادی در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، درمورد شرایط آتش‌بس برای جنگ فعلی گفت: پایان هر جنگی، زمانی واقعاً پایان محسوب می‌شود که نه تنها درگیری نظامی متوقف شود، بلکه شرایطی ایجاد شود که بازگشت به جنگ برای طرف‌ها منطقی و کم‌هزینه نباشد؛ بنابراین اگر فرض کنیم هدف ایران از پذیرش آتش‌بس این باشد که آمریکا و اسرائیل دیگر نتوانند یا نخواهند حمله‌ای تکرار کنند، آتش‌بس باید نتیجه یک توازن جدید امنیتی، حقوقی و اقتصادی باشد؛ توازنی که هزینه آغاز جنگ مجدد را به طور پایدار افزایش دهد.

فلاح بیان کرد: تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهند جنگ‌هایی که فقط با توقف موقت عملیات پایان یافته‌اند معمولاً دوباره شعله‌ور شده‌اند، امّا جنگ‌هایی که همراه با ساز و کار بازدارندگی بوده‌اند دوام بیشتری داشته‌اند؛ مانند آتش‌بس پس از جنگ کره که با ایجاد منطقه حائل، نظارت نظامی و قواعد مشخص تثبیت شد. 

فلاح گفت: در چنین چهارچوبی، آتش‌بس زمانی معنادار است که چند عنصر همزمان شکل بگیرد. نخست، تضمین امنیتی قابل اجرا؛ یعنی توافقی که فقط بیانیه سیاسی نباشد بلکه پشتوانه حقوقی یا بین‌المللی داشته باشد و نقض آن هزینه فوری ایجاد کند.

دوم، بازدارندگی عملی؛ به این معنا که طرف مقابل از نظر نظامی، اقتصادی و سیاسی به این نتیجه برسد که حمله بعدی نه تنها موفقیت‌آمیز نخواهد بود بلکه خسارت بیشتری ایجاد می‌کند.

سوم، رفع بخشی از ریشه‌های تنش؛ زیرا اگر عوامل اصلی اختلاف باقی بماند، آتش‌بس صرفاً وقفه‌ای میان دو جنگ خواهد بود.

این کارشناس اقتصادی درمورد گرفتن غرامت و خسارت‌های وارد شده به ایران از آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدانش و چگونگی آن ادامه داد: موضوع غرامت جنگ نیز باید در همین چهارچوب واقع‌گرایانه دیده شود.

در حقوق بین‌الملل، اصل جبران خسارت پذیرفته شده است، امّا اجرای آن تابع موازنه قدرت جهانی است و در بیشتر جنگ‌های معاصر، غرامت به طور مستقیم پرداخت نمی‌شود، بلکه به صورت «امتیاز اقتصادی» ظاهر می‌شود؛ به طوری‌که به شکل آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده، کاهش تحریم‌ها، دسترسی به بازار‌های مالی، سرمایه‌گذاری خارجی یا قرارداد‌های انرژی بلندمدت. به عبارت دیگر، در نظام بین‌الملل امروز، جبران خسارت اغلب از مسیر بازسازی اقتصادی از طریق توافق سیاسی تحقق پیدا می‌کند نه انتقال پول به عنوان غرامت رسمی.

فلاح درمورد تداوم استفاده از تنگه هرمز به عنوان دارایی امنیتی و اقتصادی راهبردی کشور افزود: اهمیت تنگه هرمز باعث می‌شود که جنگ و آتش‌بس فقط مسئله منطقه‌ای نباشد بلکه به اقتصاد جهانی گره بخورد. زیرا حدود یک پنجم نفت تجارت دریایی جهان از این گذرگاه عبور می‌کند و همین موضوع، آن را به یکی از حیاتی‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی دنیا تبدیل کرده است و کنترل یا حتی نااطمینانی درمورد امنیت این تنگه به سرعت، بر قیمت انرژی، بازار‌های مالی و سیاست جهانی تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، تنگه هرمز همزمان سه نقش دارد: ابزار بازدارندگی امنیتی، اهرم فشار اقتصادی و وسیله چانه‌زنی دیپلماتیک.

این کارشناس اقتصادی گفت: پس از جنگ، انتخاب راهبردی درمورد این تنگه بسیار حساس خواهد بود و کنترل کاملاً سخت‌گیرانه می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایجاد کند. امّا خطر شکل‌گیری ائتلاف‌های بین‌المللی و افزایش حضور نظامی خارجی را بالا می‌برد.

بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ نیز ممکن است تنش را کاهش دهد ولی بخشی از اهرم راهبردی را ازبین ببرد. 

فلاح بیان کرد: تجربه قدرت‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد پایدارترین مدل، «کنترل همراه با مدیریت مسئولانه» است؛ یعنی توانایی اثرگذاری حفظ شود، امّا جریان تجارت جهانی مختل نشود تا فشار بین‌المللی دائمی شکل نگیرد. چنین مدلی معمولاً باعث می‌شود کشور صاحب موقعیت ژئوپلیتیک، بدون ورود به تقابل دائمی همچنان نقش تعیین‌کننده خود را حفظ کند.

این کارشناس اقتصادی گفت: این وضعیت بر اقتصاد جهانی بسیار گسترده است و هرگونه اختلال جدی در عبور نفت از تنگه هرمز می‌تواند عرضه جهانی انرژی را کاهش داده و قیمت نفت را به شدت افزایش دهد؛ موضوعی که به افزایش تورم جهانی، رشد هزینه حمل و نقل و کاهش رشد اقتصادی منجر می‌شود.

اقتصاد‌های واردکننده انرژی در اروپا و شرق آسیا بیشترین آسیب را می‌بینند. زیرا وابستگی بالایی به واردات دارند و آمریکا به دلیل تولید داخلی نفت انعطاف بیشتری دارد. امّا افزایش قیمت بنزین همچنان فشار سیاسی و اقتصادی داخلی ایجاد می‌کند.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: این موضوع برای اقتصاد ایران اثرات دوگانه دارد. از یک سو، افزایش قیمت انرژی می‌تواند ارزش ژئوپلیتیک و درآمد بالقوه نفتی را بالا ببرد؛ از سوی دیگر، تداوم نااطمینانی جنگی معمولاً سرمایه‌گذاری، تجارت خارجی، ثبات ارزی و رشد اقتصادی را تضعیف کند؛ بنابراین نتیجه اقتصادی نهایی نه صرفاً به نتیجه نظامی جنگ، بلکه به کیفیت توافق پساجنگ و سرعت بازگشت ثبات بستگی دارد. اگر توافق بتواند امنیت نسبی و دسترسی اقتصادی را همزمان ایجاد کند، اقتصاد امکان بازیابی پیدا می‌کند؛ در غیر این صورت، حتی پایان جنگ نیز ممکن است با رکود و بی‌ثباتی ادامه یابد.

فلاح افزود: آتش‌بس مطلوب زمانی شکل می‌گیرد که امنیت آینده تضمین شود، جبران خسارت در قالب امتیازات اقتصادی و مالی قابل تحقق باشد و تنگه هرمز به عنوان اهرم راهبردی حفظ شود. امّا به منبع بحران دائمی تبدیل نشود و یک توازن جدید ایجاد شود که در آن، ادامه صلح برای همه بازیگران کم‌هزینه‌تر از بازگشت به جنگ باشد. در نتیجه، بیشتر جنگ‌های مدرن نه با نابودی کامل یک طرف، بلکه با شکل‌گیری چنین توازن تازه‌ای در امنیت و اقتصاد جهانی پایان پیدا می‌کنند.

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
ناشناس
۱۴:۰۳ ۰۱ فروردين ۱۴۰۵
💪💪💪💪💪💪
💪اقتدار ایران 💪
💪💪💪💪💪💪