باشگاه خبرنگاران جوان- نوروز یکی از کهنترین آیینهای ایرانی است که پس از قرون متمادی در انطباقی هنرمندانه با شرایط گوناگون تا امروز تداوم داشته است. سنتها و آیینهای نوروزی نیز به دلیل کارآمد بودن گاهشماری در سنتهای اداری ایران زمین با سال مالی رابطه وثیقی داشته است؛ لذا از هر سو به چهار کارکرد نوروز یعنی کارکرد اداری، کشاورزی، اساطیری و آیینی بنگریم، به مهمترین کارکرد آن یعنی سال مالی میرسیم.
نوروزنامهها، رسالههای ادبی و تاریخیای هستند که به مناسبت فرا رسیدن سال نو و با هدف تشریح آیینهای نوروز، بیان تاریخچه، آیینها و ارائه توصیههای اخلاقی نگارش میشدند و ریشه در سنت دیرینهای دارند که از دوران ساسانیان آغاز و در دورههای صفویه و قاجار اوج گرفت؛ رسالهها علاوه بر کاربرد در کانون قدرت شاهان و حکومتها، کاربردهای مردمی و اجتماعی و آموزشی نیز داشتند و نشاندهنده پیوند عمیق جشن نوروز با ادبیات و فرهنگ غنی ایران هستند.
نوروزنامهها، فقط محدود به مرزهای ایران نبوده و نمونههای درخشانی از بازنمایی نوروز در پهنه سرزمینی ایران و حوزه فرهنگی آن است، حوزهای بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی امروز. در عین این نوروزنامهها نمونههای مهمی از نثر در دوران خود به شمار میآیند.
مهمترین نوروزنامه به جهت اعتبار نوروزنامه منسوب به خیام است، اما باقی آنها نیز مانند نوروزنامه و احکام نوروز خواجه محمدبن علی ترمذی، رساله نوروزیه غیاث الدین ادیب کاشانی، دعوان نوروز چنگیز میرزا قاجار، نوروزیه محمد تقی بن محمدرضا رازی، رساله نوروزیه رضی الدین محمد قزوینی، نوروزنامه محمدباقر بن اسماعیل اصفهانی حسینی خاتونآبادی و... نمونههایی از نسخ خطی و نوروزنامهها موجود در کتابخانههای کشور هستند.
مهمترین نکته درباره نوروز، زمان و وقت است. این محور کلیدی این روز و نقطه کانونی تمامی تفاسیر در نوروزنامههاست که همگی این روز را زمانی قدسی، خجسته، مبارک و الهی قلمداد میکنند، و آن را در پیوند با زمانهای مهم و بزرگ در اساطیر، آیین، یا مذهب و دین تعبیر میکنند.
کهنترین اشاره به نوروز در متون مکتوب، به رساله ماه فروردین روز خرداد برمیگردد، که به ظن قوی در روزگار خسروپرویز نگاشته شده است. این رساله چهل و هفت بند دارد و جملاتی ساده، افعال آن یا گذشته هستند و به حوادث رخ داده در قبل اشاره میکنند یا آینده که حوادث پیش رو را پیشگویی میکنند و در واقع پرسش زردشت است از اهورامزدا که چرا روز خرداد از ماه فروردین از دیگر روزها بزرگتر و بهتر است؛ و این روز به وقایعی نظیر پیدایش کیومرث (گیومَرَت/ اولین انسان و اولین پادشاه اساطیری در شاهنامه) در جهان، سوار شدن طهمورث دیوبند بر پشت اهریمن و گردش در اطراف جهان با این مرکب، بیمرگ شدن جهان در دوران جمشید و... اشاره میشود و رخدادهایی که هنوز واقع نشده مانند ظهور بهرام ورجاوند، بیرون آمدن پشوتن از کنگدژ، ظهور سوشیانت و رستاخیز در آن روز یاد میشوند.
در دوران پس از اسلام نیز این باور ادامه داد، جاحظ در محاسن و الاضداد گزارشی از چگونگی مراسم نوروز در دوران ساسانی ارائه میکند و بنیان نوروز را به جمشید _و مهرگان را به فریدون_ نسبت میدهد که کاملاً با شاهنامه فردوسی نیز تطبیق دارد که میگوید:
جهان انجمن شد بر تخت اوی از آن برشده فره و بخت اوی به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سرِ سالِ نو، هرمز فوردین برآسوده از رنج تن، دل ز کین
به جز او خیام، ابوریحان بیرونی (در کتاب التفهیم)، گردیزی در زین الاخبار، ثعالبی (شاهنامه منثور ثعالبی)، ابن بلخی (در فارسنامه)، مسعودی (در مروج الذهب)، دینوری (در اخبار الطوال)، مقدسی (در البدأ و التاریخ) و ابن اثیر (در الکامل) نیز این معنا را آوردهاند.
ابوریحان بیرونی مینویسد: «نوروز را دلیل پیدایش و آفرینش جهان است؛ خداوند عالم سفلی را در این روز آفرید و کیومرث در این روز به شاهی رسید... و نیز گفتهاند خداوند در این روز خلق (مردمان) را آفرید.»
او با نقل ابن عباس از رسول اکرم (ص) درباره روزی که خداوند عسکره (مردمی که از ترس طاعون شهر را رها کرده و سر به بیابان نهاده و به امر خدا مرده بودند) را با پاشیدن آب و بارش ابر زنده گرداند؛ گفتارش را اینطور ادامه میدهد: «و گفت کاش هر روزی برای ما نوروز بود، در این روز سلیمان بن داوود بعد از چهل روز باز انگشتر خود را بیافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت، ایرانیان گفتند نوروز آمد... روز هرمزد است که اسم خداوند تعالی است، جمشید به پادشاهی رسید و دین را تجدید کرد...»
پیشتر، پس از روزگار خلافت و در دوره صفوی تفسیر نوین نوروز با تکیه بر روایتی منسوب به امام صادق ادامه یافت، دو اثر شیعی که امروز در دست ما نیستند، یعنی «ما روی فی یوم النوروز» نوشته نصر بن عامر بن وهب ابوالحسن سنجاری و «رساله فضایل النیروز» صاحب بن عباد وزیر نامدار دوران آل بویه (که کتابخانه عظیمش با بیش از ۱ میلیون جلد کتاب به دستور سلطان محمود غزنوی به آتش کشیده شد) مربوط به قبل از صفویه است.
در دوران صفویه احتمالاً با بهره گیری از این دو کتاب و روایت معلی بن خنیس مناسبتهای دینی قبل از اسلام مانند آنچه گفته شد و مناسبتهای دینی بعد از اسلام که در ادامه ذکر خواهد شد در نوروز رخدادهاند و به این جهت این روز گرامی داشته میشود.
به هر روی، نوروز با تکیه بر باورهای نو شدن، زایش و رویش، و تغییر، در دعای تحویل سال که در آن از خداوند دگرگونی حال به بهترین شکل درخواست میشود، جلوه میکند. این آیین فراتر از یک جشن معمولی است و داراییای مهم و سلاح قویِ یک فرهنگ در گستره جغرافیایی وسیعی است، که در مقابله با نیروهای اهریمنی، مرگ و تباهی کارایی دارد و عمل میکند؛ این سنت دیرینه که همواره در کنار فرهنگ ایران در فراز و نشیبهای تاریخ پابرجا مانده و هر سال با چهرهای متفاوت ظاهر میشود، امسال نیز با رویکردی نو به کمک جامعه آمده تا با نیروی الهی زندگی و روشنی، و با وجود درد و داغها، در برابر همه اراذل و وحوش و جنایتکاران و دروغگویان عالم مبارزه کند.
منبع: مهر