سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

ما این‌گونه بُردیم

ای مادرم؛‌ای مادرم؛ ایران خانم جانم! ما دوباره بُردیم، ما، بچه‌های تو؛ دوباره تن دادیم برای وطن و دل دادیم به دل هم و بُردیم.

باشگاه خبرنگاران جوان - همان روزهای اول جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی صهیونی بود، برایم پیامی رسید که منتظر روایتت از پیروزی در جنگ رمضان هستیم و من! قول دادم، روایت پیروزی را بنویسیم.

ما بُردیم، نه همین حالا و در این صبح پیروزی که دشمن عقب‌نشینی کرده است، ما آن لحظه‌ای بُردیم که زنی با چهره گندم‌گون از بم برای مردم سراسر ایران در شهرهای مورد تهاجم دشمن پیام داد که ما در بم با عطر بهارنارنج منتظر شما هستیم تا میزبان‌تان باشیم.

ما بُردیم، وقتی دختران زیبای‌مان، لباس رزم به تن کردند که اگر حتی یک‌ مرد ایرانی نماند، تن بدهند برای وطن.

ما بُردیم، وقتی پسرهای معترض دی‌ماه در میدان گاندی موکب زدند و عکس رهبر شهید و رهبر جوان را بالا گرفتند و یکی از آنها برایم تعریف کرد: وقتی صحبت‌های پدرانه مهدی بخشی دادستان کرمان را شنیدیم متوجه شدیم، نوع اعتراض‌مان اشتباه بود و حالا برای جبران به میدان گاندی آمده‌ایم.

ما بُردیم، وقتی همه با هم و با هر سلیقه و گرایش و پوششی حدود ۴۰ شبانه‌روز شانه‌به‌شانه‌ی هم در کف خیابان‌ها ماندیدم و پرچم سه‌رنگ ایران را بالا نگه داشتیم.

ما بُردیم، دقیقا همان لحظه‌ای بُردیم که مرد برنو به‌دست به سمت هواگرد دشمن شلیک کرد و ما بُردیم وقتی ده‌ها پهباد و جنگنده آمریکایی و صهیونیستی را در جای‌جای این خاک، شکار کردیم.

ما بُردیم، وقتی مرزها خلوت شد و خبرنگاران از آن طرف آب خبر دادند؛ ایرانی‌ها نه تنها از کشور خارج نمی‌شوند بلکه خیلی‌ها هم برای رسیدن به خانواده‌ها و یا کمک به مردم در حال برگشت به ایران هستند.

ما بُردیم، وقتی از سراسر کشور به تهران رفتیم تا زیر بمباران دشمن دوباره خانه‌های مردم را بسازیم.

ما بُردیم، وقتی میلیون‌ها نفر برای دفاع از وطن در پویش جان‌فدا نام‌نویسی کردند.

ما بُردیم، وقتی به چشم خودمان دیدیم، دشمن ایران، دشمن همه ایرانی‌هاست، نه کوچک و بزرگ‌مان و نه مسجد و کنیسه و کلیسای‌مان برای دشمن فرقی ندارد و بمب‌هایش را بر سر همه ما فرو می‌ریزد بدون ذره‌ای تفاوت بین ما.

ما بُردیم، وقتی زیر بمباران دشمن سفره‌های هفت‌سین را پهن کردیم و بساطِ ۱۳ به‌در را در دل جزیره خارگ و هرمز به‌پا کردیم.

ما بردیم، وقتی علی قمصری، تارش را برداشت و کنار نیروگاه برق دماوند روی یک قالیچه دستباف ایرانی نشست تا برای وطن، بنوازد و علی زندوکیلی روی یک ریل راه آهن، قطعه «وطن» را به‌صورت زنده خواند و ما بُردیم وقتی زنجیره انسانی روی پل‌ها و دور نیروگاه‌های‌مان بعد از تهدیدها برای بمباران زیرساخت‌ها تشکیل دادیم.

ما بُردیم، ما دوباره بُردیم، وقتی ما همه یک ایران شدیم و یک تن برای وطن ... .

منبع: فارس

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
ناشناس
۲۳:۵۳ ۱۹ فروردين ۱۴۰۵
چه جوری بردید
خدا رو شکر کنید برق کشور رو نزدن بدبخت میشدیم