سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

تبارشناسی ارتش‌های اجاره‌ای؛ از افسانه آشیل تا خلبانان فرانسوی

مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر معتقد است تکیه بر قدرت‌های امپریالیستی و اسرائیل، کشور‌های منطقه را در وضعیت «خضوع دائمی» قرار داده است.

باشگاه خبرنگاران جوان -  یعقوب توکلی با تحلیل نقش مخرب خلبانان اجاره‌ای و شرکت‌های شیمیایی آلمانی در جنگ تحمیلی علیه ایران، هشدار می‌دهد که بادیگاردهای بین‌المللی امروز نیز به محض احساس خطر، اربابان خود را تنها گذاشته و به پناهگاه‌ها می‌گریزند.
 
بازخوانی پرونده ارتش‌های اجاره‌ای نشان می‌دهد که تکیه بر «بادیگاردهای بیگانه» نه تنها امنیت پایدار ایجاد نکرده، بلکه در بسیاری از مقاطع تاریخی، به پاشنه آشیل حاکمان و عامل فروپاشی ثبات ملی تبدیل شده است. در همین راستا و برای تبارشناسی این پدیده از دوران باستان تا تحولات معاصر منطقه و درس‌های بزرگی که «جنگ رمضان» به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس داد، به سراغ یعقوب توکلی، مورخ، پژوهشگر تاریخ معاصر و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، رفتیم.

تبارشناسی ارتش‌های اجاره‌ای؛ از محاصره «تروی» تا دوران باستان

 پدیده جنگ‌های نیابتی و استفاده از ارتش‌های اجاره‌ای از چه زمانی در تاریخ سیاسی و نظامی جهان مرسوم شد و ریشه‌های آن به کجا برمی‌گردد؟
 
توکلی: ارتش‌های اجاره‌ای در گذشته متشکل از نیروهایی بودند که صرفاً در ازای پول یا غذا، حاضر می‌شدند برای پادشاهان بجنگند. حکام و پادشاهان برای تثبیت قدرت خود یا افزایش توان اشغالگری، از نیروهای انسانی بهره می‌بردند که به لحاظ سیاسی یا موضوعی، اساساً درگیر آن پرونده‌ها نبودند.شاید داستانی‌ترین نمونه‌ای که در جهان شناخته شده است، مسئله «آشیل» در ماجرای محاصره شهر «تروی» باشد. آشیل و همراهانش در واقع بخشی از نیروهای دولت‌شهرهای یونان بودند که برای جنگیدن علیه رقبایشان فراخوانده شدند، در حالی که شخصاً یا به لحاظ سیاسی درگیری خاصی با حاکمان شهر تروی نداشتند.همچنین در تواریخ باستان آمده است که پادشاهان هخامنشی از برخی عناصر شهرهای یونان علیه اسپارت‌ها استفاده می‌کردند. در واقع مسئله تأثیر «سکانس‌های ایرانی» (نیروهای تحت فرمان ایران) در ادبیات تاریخی گذشته کاملاً زبانزد است.

منازعات نیابتی در دوران امپراطوری‌های بزرگ

 این الگو در دوران میانه و تقابل امپراطوری‌های بزرگی مثل ایران و روم به چه شکلی تداوم یافت؟
 
توکلی: در دوره‌های متأخر باستان نیز شاهد همین وضعیت هستیم. برای نمونه،در دوران پس از اسلام نیز به کارگیری نیروهایی که یا منافع مشترکی داشتند و یا به استخدام حکومت‌ها درمی‌آمدند، بسیار جدی بود. به عنوان مثال، برخی اقوام ترک توسط خلفای عباسی یا پادشاهان ایران به استخدام درمی‌آمدند تا نقش نظامی ایفا کنند.

سرنوشت تلخ حاکمانی که به نیروهای اجاره‌ای تکیه کردند

 آیا استخدام این نیروهای بیگانه همیشه به نفع پادشاهان تمام می‌شد یا پیامدهای معکوسی هم داشت؟
 
توکلی: اتفاقاً اغلب یک الگوی تکراری رخ می‌داد؛ کسانی که از سرزمین‌های دیگر برای حفظ جایگاه یک پادشاه به استخدام درمی‌آمدند، وقتی ضعف مردم آن سرزمین در دفاع از خود را می‌دیدند، آرام‌آرام بر سرنوشت آن ملک و حاکمانش مسلط می‌شدند.چنان‌که شاهد بودیم اقوام ترک بر خلفای عباسی چیره شدند و یا بر برخی پادشاهان ایران حاکم گشتند. حتی سرکوب‌ها علیه «متوکل عباسی» توسط همین نیروها انجام شد و در نهایت خلیفه را کشتند. بارها شاهد بودیم که خلفای عباسی به دست همین اقوامی که خودشان استخدام کرده بودند، از پای درآمدند.

استعمار مدرن و سوءاستفاده از ملل تحت اشغال

در اروپا شاهد بودیم که قدرت‌های استعماری با اشغال یک سرزمین، مردم آنجا را وادار می‌کردند تا برای اهداف آن‌ها بجنگند. یکی از زشت‌ترین نمونه‌های این سوءاستفاده، رفتار انگلیس با هندی‌ها و آفریقایی‌ها بود.در دوره‌های مختلف اشغال ایران، شاهد بودیم که سربازان هندی به جای انگلیسی‌ها می‌جنگیدند. معمولاً یک گردان نیروی هندی تحت فرماندهی یک گروهان انگلیسی قرار می‌گرفت. در جریان جنگ جهانی اول نیز، برخی اعراب و پدران پادشاهان فعلی منطقه، به استخدام ارتش انگلیس درآمدند. آن‌ها علی‌الظاهر به دنبال استقلال خود بودند، اما عملاً در خدمت استعمار انگلستان قرار گرفتند.شبیه به همین بازی را دولت ترکیه با کردها انجام داد؛ از آن‌ها به عنوان نیروی نیابتی استفاده کردند و هرچند کردها تلاش کردند در جامعه ملل حقی برای خود دست و پا کنند، اما در نهایت موفقیتی حاصل نکردند و صرفاً ابزاری برای پیشبرد اهداف قدرت‌ها شدند.

خیانت به آرمان استقلال؛ پشت‌پرده بازی انگلیس با اعراب

 در حرف‌هاتون به نقش اعراب در جنگ جهانی اول اشاره کردید. این همکاری با انگلستان چه پیامدهایی برای ژئوپلیتیک منطقه داشت و اساساً چگونه سازماندهی شد؟
 
توکلی: شاید بتوان گفت بدترین نوع جنگ نیابتی در منطقه ما، نبردی بود که «شریف حسین» و فرزندانش به همراه گروه‌های مختلف عربی به نفع انگلستان سازمان دادند. این نیروها علیه دولت عثمانی جنگیدند و عملاً باعث تجزیه منطقه شدند. ظاهر ماجرا این بود که آن‌ها به استقلال می‌رسند، اما در واقعیت، این استقلالی بود که با تعهد کامل نسبت به یک امپراتوری فرامرزی یعنی انگلستان اتفاق افتاد.نکته تکان‌دهنده اینجاست که انگلستان با تکیه بر همین نیروهای نیابتی و با صرف کمترین نیروی خودی، توانست بر فلسطین مسلط شود. یا در مورد عربستان، شاهد بودیم که انگلیسی‌ها تنها با اعزام چند فرمانده و مستشار محدود، عملیات علیه جبهه متحدین و عثمانی‌ها را رهبری می‌کردند و بار اصلی جنگ و تلفات بر دوش نیروهای بومی منطقه بود.

پارادوکس گاندی و حضور هندی‌ها در جبهه لیبرالیسم

در جنگ جهانی دوم نیز بار دیگر نام هندی‌ها در کنار ارتش بریتانیا دیده می‌شود. چرا این الگو تکرار شد؟
 
توکلی: بله، در جریان جنگ جهانی دوم هم این مسئله به طور جدی مورد استفاده قرار گرفت. شاید یکی از عجیب‌ترین تصمیمات «گاندی»، اجازه دادن به هندی‌ها برای حضور در کنار نیروهای انگلیسی بود. در آن مقطع، انگلیسی‌ها بهانه‌ای ساختگی ایجاد کردند مبنی بر اینکه نیروهای هندی باید در کنار لیبرال‌ها علیه فاشیسم بجنگند، اما هدف واقعی، حفظ قدرت جهانی انگلستان بود.جالب است بدانید در حالی که تعارض اصلی جنگ جهانی دوم بین آلمان و انگلستان بود، انگلیسی‌ها کمترین تلفات را دادند و کمترین نیروی نظامی خودی را به کار گرفتند. چرا؟ چون آن‌ها با بازیگری در میدان سیاست، آتش جنگ را بین روس‌ها و آلمان‌ها شعله‌ور کردند و فشار اصلی را به آن سمت هدایت نمودند. سپس میدان جنگ را به آفریقا کشاندند و باز هم این نیروهای هندی بودند که وظیفه حفاظت از منافع و مراکز استراتژیک انگلیس را بر عهده داشتند.

ایران؛ قربانی نیروهای نیابتی تحت فرمان استعمار

 وضعیت ایران در خلال این دو جنگ جهانی چگونه بود؟ بار نظامیگری بر عهده چه کسانی بود؟
 
توکلی: در ایران، هم در جنگ جهانی اول و هم در جنگ جهانی دوم، کسانی که بار اصلی نظامیگری، نگهبانی و تلفات را بر دوش داشتند، همین هندی‌ها بودند. آن‌ها در صف اول آماج حملات و مرگ‌ومیر بودند تا منافع بریتانیا حفظ شود.بعد از آن هم شاهد بودیم که آمریکایی‌ها از نیروهای استرالیایی، کانادایی و دیگران استفاده کردند. در حالی که نه کانادا و نه استرالیا نقش مستقیمی در ریشه‌های جنگ داشتند و نه منفعتی از آن می‌بردند، اما به جای انگلیسی‌ها ایفای نقش کردند، تلفات دادند و تمام آوارگی‌های صنعتی و گرفتاری‌های ناشی از جنگ را به جان خریدند.

سربازگیری از ملل مغلوب؛ راهبرد توسعه‌طلبی هیتلر

آیا این رویکرد صرفاً مختص جبهه متفقین بود یا در جبهه مقابل هم شاهد چنین پدیده‌ای بودیم؟
 
توکلی: این ماجرا در سراسر اروپا جریان داشت. وقتی هیتلر سرزمین‌های اروپایی را تصرف می‌کرد، بلافاصله از بین نیروهای همان مناطقِ اشغال شده، نیروی نظامی استخدام می‌کرد. سرزمین‌های اشغالی عملاً تبدیل به منبع تأمین نیروی انسانی و اعزام جوانان به کام مرگ می‌شدند تا قدرت نظامی آلمان گسترش یابد.ممکن بود برخی از این نیروها با شعارهای هیتلر همسویی داشته باشند، اما واقعیت این است که آن‌ها هرگز همانند آلمانی‌ها شریک در منافع جنگ نبودند؛ آن‌ها صرفاً قربانیان ماشین جنگی نازی‌ها شدند. لذا وقتی آتش جنگ جهانی دوم را از هر دو سو تحلیل می‌کنیم، می‌بینیم کسانی وارد گود شدند که اصلاً جنگ به آن‌ها ربطی نداشت، شریک منافع نبودند و میدان، میدان آن‌ها نبود؛ اما بیشترین هزینه را پرداخت کردند.

استراتژی آمریکا در جنگ جهانی؛ ذوب کردن رقبا در آتش جنگ

ما شاهد تعبیر بسیار عجیب و غریبی از طرف رئیس‌جمهور آمریکا در آن دوران هستیم که می‌گوید: «ما با جنگ میان فاشیسم و سوسیالیسم، دو دشمن خدا را در این میانه ذوب خواهیم کرد.» این یعنی آن‌ها به جای اینکه خودشان هزینه مقابله با ظهور آلمان فاشیست را بپردازند، بار اصلی جنگ را بر عهده روس‌ها گذاشتند.جالب اینجاست که در آن بخشی هم که به خودشان مربوط می‌شد، باز بار نظامیگری را متوجه کانادایی‌ها، استرالیایی‌ها، آفریقایی‌ها و هندی‌ها کردند. این واقعیت تلخی است که در جهان ما رخ داد؛ در این میان کسانی هم بودند که با بلاهت فکر می‌کردند این‌ها (انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها) مظهر آزادی هستند و باید از لیبرالیسم دفاع کرد.

از مزدوری «بختیار» برای فرانسه تا آتش‌افروزی اعراب علیه انقلاب اسلامی

یک نمونه بارز، «شاپور بختیار» است. او برای دفاع از کشور و سرزمین خودش نجنگید، اما به مدت یک یا دو سال در ارتش فرانسه و در جریان جنگ جهانی دوم علیه آلمان‌ها جنگید! در حالی که در سرزمین خودش، رضاخان و انگلیسی‌ها مردم را به خاک و خون کشیده بودند، او تابع و کارگزار آن‌ها بود و مانند یک غلام حلقه‌به‌گوش و جاسوس برایشان عمل می‌کرد.این وضعیت در جهان عرب پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شکل دیگری رقم خورد. اعراب به بهانه داشتن پول و نفت، به جای تعامل و احترام به قدرت همسایه خود یعنی ایران، شروع به آتش‌افروزی کردند. آن‌ها در مرحله نخست، یک نظامی کم‌عقل مثل «صدام حسین» را به عنوان نیروی نیابتی استخدام کردند. پول‌ها، کمک‌های نظامی و بسیج منابعی که اعراب برای صدام انجام دادند، بعثی‌ها را به نیروی نیابتی اعراب علیه ما تبدیل کرد.

خلبانان اجاره‌ای و سلاح‌های غربی؛ اتحاد شوم علیه ایران

در دوران دفاع مقدس، این حمایت‌ها در قالب استخدام نیروهای بیگانه چطور تبلور یافت؟
 
توکلی: متأسفانه شاهد بودیم که فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها و دیگران برای اعراب ثروتمند حاشیه خلیج فارس و برای صدام، وارد عرصه نبرد علیه مردم ما شدند. خلبانان اجاره‌ای فرانسوی یکی از کانون‌های اصلی جنایت علیه مردم ما بودند. تجهیز صدام به هواپیماهای میراژ، تانک‌های T-72، آواکس و مراکز تولید مواد شیمیایی که توسط شرکت‌های آلمانی راه‌اندازی شد، همگی در راستای ایفای نقش به عنوان پیمانکار نظامی دولت‌های عربی بود.

سرنوشت «بادیگاردهای مسلح» در پایگاه‌های نظامی منطقه

پس از سقوط صدام، استراتژی این دولت‌های عربی برای تأمین امنیت خود به چه سمتی رفت؟
 
توکلی: با سقوط صدام، دولت‌های عربی این بار به سمت استخدام غربی‌ها به عنوان «بادیگارد» رفتند. اما تجربه تاریخی ثابت کرده است که این بادیگاردهای مسلح و زورمند، صرفاً به دنبال منافع و مطامع خود هستند و هرگز در وقت خطر به کمک اربابان خود نمی‌آیند.ساخت این همه پایگاه نظامی در منطقه، ناشی از یک فضای ترس ساختگی از ایران است. این در حالی است که تحلیلگران منصف و مقامات جهان بارها اذعان کرده‌اند که ملت ایران یکی از مؤمن‌ترین و متمدن‌ترین ملت‌های دنیاست و هیچ‌گاه تجربه تجاوز یا اشغال سرزمین‌های دیگر را نداشته و ندارد. ساخت این پایگاه‌ها و به استخدام درآوردن آدم‌کش‌ها، جز به زیان خودِ این دولت‌ها تمام نخواهد شد.

پایگاه‌های آمریکایی؛ مراکز غارت ثروت ملل و تأمین منافع صهیونیسم

 حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا و غرب در کشورهای منطقه، چه تأثیری بر استقلال سیاسی و اقتصادی این دولت‌ها داشته است؟
 
توکلی: ما طی سال‌ها شاهد بودیم که این دولت‌ها مجبور بودند در برابر بادیگاردهای مسلحی که مستقیماً از سیاست‌های امپریالیستی آمریکا و اسرائیل اطاعت می‌کنند، راهی جز خضوع و خشوع نداشته باشند. آن‌ها به جای اینکه به ملت بزرگ و مقتدر ایران احترام بگذارند، حاضر شدند دست این بادیگاردها را ببوسند و هزینه‌های گزاف پایگاه‌های آن‌ها را تحمل کنند. این کشورها عملاً به مرکز خرید سلاح‌های خارج از رده آمریکا، اسرائیل و دولت‌های غربی تبدیل شده‌اند. حضور این پایگاه‌ها تنها تأمین‌کننده منافع غرب است؛ به طوری که این دولت‌های عربی نه توانستند ارزش نفت خود را بالا ببرند و نه در برابر افزایش قیمت کالاهای غربی مقاومت کنند. در واقع، چاره‌ای جز اجرای دیکته‌های سیاسی غرب در منطقه برای آن‌ها باقی نمانده است.

درس بزرگ «جنگ رمضان»؛ وقتی بادیگاردهای اجاره‌ای منشأ ناامنی می‌شوند

به نظر شما تحولات اخیر نظامی در منطقه و «جنگ رمضان» چه پیامی برای این کشورها داشت؟توکلی: جنگ رمضان ثابت کرد که این پایگاه‌ها در برابر خطرات واقعی، به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند. وقتی یک نیروی بااراده با تجهیزات بومی، اهداف را مورد اصابت قرار داد، نخستین جایی که لرزید همین مراکزی بودند که قرار بود امنیت بیاورند.در واقع، پایگاه‌های نظامی آمریکا به جای حافظ امنیت، به منشأ تولید خطر برای کشورهای میزبان تبدیل شدند.استفاده نامشروع از خاک این کشورها برای تعرض به خاک مقدس جمهوری اسلامی، کل منطقه را ناامن کرد. جالب اینجاست که به محض شلیک اولین موشک‌ها به این پایگاه‌ها، نیروهای آن‌ها به هتل‌ها و مراکز شهری پناه بردند تا از حملات دفاعی جمهوری اسلامی در امان بمانند و با این کار، عملاً حاشیه امن سران عرب و مراکز اقتصادی آن‌ها را هم در معرض خطر قرار دادند.

از «کاپیتولاسیون» تا استعمار جدید؛ ضرورت خروج از زیر یوغ صاحب‌اختیاران مسلح

 سرنوشت تکیه بر این «بادیگاردهای بین‌المللی» را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
توکلی: جنگ رمضان یک واقعیت تاریخی را رقم زد و آن، شکست ایده سوءاستفاده از عناصر خارجی برای حفظ سرزمین است. این بادیگاردهای بین‌المللی جز غارت و بهره‌کشی حداکثری از دولت‌ها و ملت‌های میزبان، هدف دیگری ندارند.آن‌ها با اتکا به قدرت قانونی «کاپیتولاسیون» و قدرت قهری ناشی از سلاح و توان آدم‌کشی، عملاً خود را صاحب‌اختیار اصلی این سرزمین‌ها می‌دانند. این جنگ ثابت کرد که کشورهای عربی باید از زیر یوغ این صاحب‌اختیاران مسلح خارج شوند. هرچند باور داریم بعید است برخی دولت‌های منطقه به این زودی به شجاعت رهایی از این استعمار جدید برسند، اما امیدواریم سر عقل بیایند و بدانند که امنیت خریدنی نیست.
 
منبع: فارس
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.