سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

دیوار سخت «انسجام اجتماعی» ایران/ موسی جلودار است

واقعیت این است که ترامپ تمام مسیر‌ها را رفت؛ اما در نهایت به دیوار سخت «انسجام اجتماعی» ایران برخورد کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان - در آستانه ورود به سومین ماه از جنگ همه‌جانبه علیه ایران «ریزپرنده»‌های دشمن اطراف وحدت داخلی کشور می‌چرخند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا طی چندین پست در فضای مجازی و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های مختلف، مدعی وجود یک «آشوب دولتی»! در ایران شده است.

این در حالی است که خود جامعه اطلاعاتی آمریکا هم در خصوص جنگ ۱۲ روزه و هم درباره جنگ رمضان، هشدار داده بود که هرگونه درگیری نظامی علیه ایران، ارکان این کشور را منسجم‌تر می‌کند. سوای از این، موج استعفا‌های مکرر و تاختن رئیس باند پدوفیلی به مقالات انتقادآمیز رسانه‌های آمریکایی، خود گویای این واقعیت است که آشوب واقعی کجاست؟ اما برای اینکه میزان اهمیت حفظ انسجام داخلی را بدانیم، باید به این سؤال پاسخ دهیم که چرا اتاق جنگ دشمن، در حال حاضر میدان را ر‌ها کرده و پس از حدود ۵۵ روز جنگ، وحدت خیابان را نشانه گرفته است؟ 

واقعیت این است که ترامپ تمام مسیر‌ها را رفت؛ اما در نهایت به دیوار سخت «انسجام اجتماعی» ایران برخورد کرد. او و نتانیاهو، از روز نخست جنگ ملتمسانه از مردم ایران خواسته بودند برای سرنگونی حکومت به خیابان‌ها بریزند. مردم البته خیلی سریع به خیابان آمدند اما نه برای سرنگونی حکومت که برای حفظ حکومت. اتفاقاً در هفته اول، این مردم بودند که با حضور در کف خیابان، حکومت را حفظ کردند تا خبرگان ملت، رهبر جدید را انتخاب کند. این نقشه دشمن ناکام ماند؛ درست مثل نقشه جنگش.

حالا آن‌ها دست گذاشته‌اند روی انسجام ملت تا با ایجاد شکاف داخلی، این انسجام را از بین ببرند. توییت‌ها و اظهارنظر‌های ترامپ در قالب یک بازی دوگانه قابل ارزیابی است؛ او از یک سو سعی می‌کند بدنه متدین را به نقطه‌ای برساند که مذاکره‌کنندگان را با برچسب «خائن و سازشکار» تضعیف کند و از سوی دیگر به طبقه متوسط القا می‌کند که «توافقی سهل‌الوصول» در دسترس است ولی عده‌ای تندرو در داخل مانع آن هستند. هدف این راهبرد رئیس جمهور آمریکا فقط یک چیز است؛ ویرانی انسجام داخلی. 

در چنین شرایطی، هر فرد، گروه و جریان، با هر نیتی، قطعه‌ای از این پازل را کامل کند، عملاً در نقش دستیار ترامپ به ایفای نقش پرداخته است؛ تفاوتی نمی‌کند این فرد از تریبون‌ها مدام حرف از «مذاکره تحمیلی» و «خیانت» بزند و یا اینکه نبرد موجودیتی و تمامیت ارضی ایران را در حد «مسئله اورانیوم» یا موضوعات دیگر پایین بیاورد. هر دو دسته دستیاران مجانی ترامپ‌اند که به کشور آسیب می‌زنند ولو اینکه نیت حقیقی‌شان این نباشد. 

امروز اما پس از فعالیت ریزپرنده‌های پرسروصدا و وحدت‌شکن دشمن، هم‌صدایی ارزشمندی در کشور شکل گرفته که باید با چنگ و دندان از آن صیانت کرد. اکنون وقت تسویه‌حساب سیاسی، اجرای پروژه‌های انتخاباتی یا پیگیری منویات جناحی نیست. اکنون وقت وحدت است. نه آن وحدتی که در زیرنویس تلویزیون بنویسند و در کسری از ثانیه رد شود. وحدتی می‌تواند درست کار کند که «درک ماهیت جنگی» پشتوانه‌اش باشد. اگر جنگ را درست بشناسیم، دیگر در زمین دشمن بازی نمی‌کنیم. صیانت از این اجماع سیاسی که وحدت اجتماعی را محکم‌تر می‌کند، تنها راه عبور از این گردنه سخت است. 

این نبرد هیبریدی هر روزش چهره‌ای تازه دارد و موضع‌گیری مشترک و مقتدرانه سران قوا برای پشیمان کردن متجاوز، ضرورت بازخوانی لایه‌های این نبرد را دوچندان می‌کند. اگر پیوستگی میدان و دیپلماسی را درک نکنیم، پیش از آنکه در واقعیت ضربه بخوریم، در بازی رسانه‌ای دشمن اسیر می‌شویم.

سلاح بازدارنده آزمایش شد

وقتی دشمن از فشار اقتصادی، حمله نظامی و محاصره دریایی ناامید شد، راهبرد خود را به سمت اخلال در صفوف تغییر داد. هدف این راهبرد جدید ویرانی از درون از طریق ایجاد شکاف میان بخش‌های مختلف جامعه و حاکمیت بود. برای تحقق این هدف، یک بازی دوگانه طراحی شد که دو بخش اصلی بدنه اجتماعی ایران را هدف قرار می‌داد. 

در گام نخست، دشمن سراغ بدنه متدین و وفادار به آرمان‌های انقلاب رفت. در اینجا، بذر تردید با این پیام کاشته شد که عده‌ای در داخل به دنبال زد و بند و معامله بر سر اصول هستند. هدف این بود که با برچسب‌زدن‌هایی مثل «خائن» یا «سازشکار» به کسانی که در عرصه دیپلماسی فعالیت می‌کنند، نوعی سرخوردگی و خشم در بدنه حزب‌اللهی ایجاد شود. دشمن می‌خواست این‌گونه القا کند که تلاش‌های دیپلماتیک که در روابط بین‌الملل به‌عنوان مهم‌ترین ابزار قدرت شناخته می‌شود، نوعی خیانت است تا از این طریق، وحدت فرماندهی و اعتماد میان نیرو‌های ارزشی و مسئولان را مخدوش کند. در بخش بعدی، دشمن تلاش کرد تا در خیابان این شکاف را توسعه دهد و در نهایت خیابان را دوپاره کند. 

در گام دوم، لبه تیز این حمله متوجه طبقه متوسط و کسانی شد که مسئله اصلی‌شان مسائل اقتصادی و رفاهی است. پیام دشمن به این بخش از جامعه ساده و فریبنده بود: «یک توافق خوب و در دسترس وجود دارد که می‌تواند تمام مشکلات شما را حل کند؛ اما عده‌ای تندرو در داخل اجازه انجام آن را نمی‌دهند.» این روایت قصد داشت حاکمیت را به دو پاره «تندرو» و «واقع‌گرا» تقسیم کند و به مردم بگوید که عامل اصلی دشواری‌های معیشتی آن‌ها لجاجت‌های داخلی است. این همان نقطه‌ای است که انسجام ملی هدف قرار می‌گیرد تا مردم در برابر نظام و یا بخش‌های مختلف نظام در برابر یکدیگر قرار گیرند.

خطرناک‌تر از بمب هسته‌ای

ایده مرکزی تمامی این تلاش‌ها، فروپاشی انسجام داخلی بود. در چنین فضایی، روشن است که هر کسی، چه از روی دلسوزی و چه با انگیزه‌های دیگر، به این دوقطبی‌سازی‌ها دامن بزند، در واقع در حال تکمیل پازل دشمن است. فرقی نمی‌کند این فرد از کدام زاویه وارد شود؛ اگر کسی مدام بر طبل «خیانت» و «سازش» بکوبد و یا فضای رسانه‌ای به گونه‌ای عمل کند که گویی تصمیمات کشور تحت تحمیل یا فشار است، در زمین دشمن بازی کرده است. از سوی دیگر، کسانی که مسائل حیاتی کشور مثل جنگ و پروژه‌های تجزیه ایران را تنها در موضوعاتی مثل اورانیوم خلاصه می‌کنند و مدعی‌اند که یک توافق سهل‌الوصول در دسترس است، آن‌ها هم خواسته یا ناخواسته حقیقت ماجرا را پنهان می‌کنند؛ حقیقتی که می‌گوید این تنش‌ها فقط گوشه‌ای از یک نزاع بزرگ تاریخی برای حفظ استقلال و موجودیت ایران است.

مردم، موشک، مذاکره؛ هندسه نبرد

در این جنگ ترکیبی اساساً مرزی میان میدان نبرد، میز مذاکره و خیابان وجود ندارد. یک روز نبرد با شلیک موشک پیش می‌رود، روز دیگر با مذاکرات دیپلماتیک و روزی دیگر با ایستادگی مردم در کف خیابان. این متغیر‌ها به صورت دیالکتیکی یکدیگر را بازتولید می‌کنند. یعنی قدرت نظامی پشتوانه دیپلماسی است و حضور مردم در صحنه، به هر دوی این‌ها انرژی تزریق می‌کند. اگر این سه‌ضلعی ساده درک نشود، ارکان کشور به راحتی اسیر بازی‌های رسانه‌ای می‌شود. کشمکش‌های سیاسی در جای خود خوب است و اتفاقاً تکثر و تضارب آرا ضامن ترقی کشور می‌شود؛ اما در میانه جنگ موجودیتی، باید یک حدیقف برای این سیاسی‌کاری‌ها قائل شد که مبادا به اهرمی در خدمت دشمن بدل شود. از این رو شناخت دقیق ماهیت این جنگ و آن مثلث شکست‌ناپذیر، اولین قدم برای جلوگیری از رفتار‌های سیاسی‌کارانه است.

وقت برای دعوای انتخاباتی و تسویه‌حساب سیاسی زیاد است

پس از موضع‌گیری‌های اخیر دشمن درباره ادعای وجود شکاف در حکمرانی ایران، نوعی اجماع و وحدت در فضای سیاسی کشور شکل گرفت که حتی سران قوا نیز با پیامی مشترک بر پشیمان کردن متجاوز تأکید کردند: «در ایران ما تندرو و میانه‌رو وجود ندارد. همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب، متجاوز جنایت‌کار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان» به غیر از عده‌ای محدود، بسیاری از مسئولان و فعالان سیاسی و اجتماعی در فضای مجازی نیز این پیام را بازنشر کردند تا ادعا‌های ترامپ در نطفه خفه شود. با این حال این وحدت، یک فرصت تاریخی است که باید از آن صیانت شود. حداقل تا زمانی که جنگ در وضعیت تعلیقی قرار دارد، پشت رقابت‌های انتخاباتی یا تسویه‌حساب‌های سیاسی چه منطقی وجود دارد؟ از سوی دیگر، کسانی که تریبون در اختیار دارند، از صداوسیما گرفته تا فعالان فضای مجازی، باید بدانند که با صرف گفتن کلمه «وحدت» و قاب‌کردنش در گوشه‌ تصویر، مشکلی حل نمی‌شود؛ بلکه وحدت در عمل و در کنار گذاشتن تمنیات سیاسی معنا پیدا می‌کند.

دیپلمات و سردار با هم ترور می‌شوند

ایران در‌حال‌حاضر در یکی از بزرگ‌ترین جنگ‌های تاریخی خود برابر دو قدرت اتمی قرار دارد؛ نبردی که دهه‌ها برای ایستادگی در برابر آن آماده شده است. در چنین موقعیتی، ایجاد حس بی‌اعتمادی میان مردم و مسئولان، یا القای اینکه مسئولان به دنبال سازش یا سخت‌گیری هستند، ضربه‌ای خطرناک‌تر از ۸۰۰ تاماهاک به پیکره امنیت ملی است. ترور شخصیت‌های سیاسی باسابقه در کنار فرماندهان نظامی نشان می‌دهد که برای دشمن هر کسی که ذره‌ای در اقتدار ایران عاملیت داشته باشد، یک هدف است. آن‌ها فرقی میان دیپلمات و سردار نمی‌گذارند، چون هدف نهایی‌شان شکست «ایران» است.

تاب‌آوری اجتماعی ایران را قربانی بازی‌های سیاسی نکنید

تاب‌آوری اجتماعی ایران نباید قربانی بازی‌های سیاسی شود. مردم هزینه‌های زیادی برای حفظ این خاک داده‌اند و نباید شاهد تمسخر وحدت ملی توسط کسی چون ترامپ یا تفرقه‌افکنی توسط عده‌ای در داخل باشند. اگر انسجام اجتماعی ما آسیب ببیند، دست نیرو‌های نظامی و سیاسی ما در برابر زیاده‌خواهی دشمن خالی خواهد شد. آنچه تا به امروز مانع از تحقق سناریوی آشوب و فروپاشی شده، همین حضور یکپارچه مردم و حمایت آن‌ها از ارکان کشور بوده است.

در نهایت، واضح است هر صدایی که آگاهانه یا ناآگاهانه بدنه اجتماعی را دچار تشکیک کند، در واقع در حال انجام مأموریتی است که اتاق جنگ دشمن در انجام آن ناتوان بوده‌اند. جنگ عرصه تسویه‌حساب نیست. اگر امروز بتوانیم از این آزمون بزرگ با حفظ وحدت سربلند بیرون بیاییم، سایه جنگ و تهدید حداقل برای مدت زیادی از این سرزمین دور خواهد شد؛ اما اگر اجازه دهیم دوقطبی‌های کاذب ذهن جامعه را تسخیر کند، همان هدفی محقق می‌شود که ترامپ و متحدانش سال‌هاست با صرف هزینه‌های گزاف به دنبال آن هستند. باید مراقبت کرد تا ناخواسته دستیار مجانی دونالد ترامپ و نتانیاهو نشویم. 

منبع: فرهیختگان

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۵
ناشناس
۱۱:۱۴ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
پس لطفا نت رو وصل کنید.،
ناشناس
۰۹:۴۲ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
رهسپاریم با ولایت تا شهادت,ان شاءالله
ناشناس
۰۹:۲۶ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
این تصویری که گذاشتید خیلی خفنه عالیهههه