سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

چرایی اجرای پروژه جدید ترامپ علیه ایران

وقتی در میدان و مذاکره راهی پیش نمی‌رود، نبرد به ذهن‌ها کشیده می‌شود؛ جایی که هدف، نه خاک ایران بلکه شکستن پیوند ملت و حاکمیت است؛ اما آیا این آخرین قمارِ یک راهبرد شکست‌خورده خواهد بود؟

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی - در روز‌هایی که فضای رسانه‌ای منطقه و جهان مملو از روایت‌های جهت‌دار و تلاش برای بازتعریف واقعیت‌های داخلی ایران است، تأکید بر «وحدت» به‌عنوان یک مؤلفه راهبردی، بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. پیام اخیر منتسب به رهبر انقلاب، سید مجتبی خامنه‌ای، که بر «وحدت عجیب ایجاد شده میان هموطنان» و تأثیر آن در ایجاد «شکستگی در جبهه دشمن» تأکید داشت، در واقع چارچوبی روشن برای فهم تحولات جاری ارائه می‌دهد؛ چارچوبی که نشان می‌دهد میدان اصلی تقابل، بیش از آنکه در عرصه‌های نظامی و سیاسی تعریف شود، به سطح ذهن و ادراک جامعه منتقل شده است. هشدار صریح نسبت به عملیات روانی دشمن برای خدشه‌دار کردن انسجام ملی نیز مؤید همین تغییر زمین بازی است.

تنها ساعاتی پس از این پیام، هم‌صدایی بی‌نظیری در سطح عالی حاکمیت شکل گرفت. مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رؤسای سه قوه، در پیامی مشترک، هرگونه دوقطبی‌سازی در کشور تحت عناوینی، چون «تندرو» و «میانه‌رو» را رد کردند و تصریح داشتند که القای چنین مفاهیمی از سوی دشمن، با واقعیت موجود در ایران فاصله دارد. در این پیام، با ادبیاتی یکدست و معنادار آمده است: «همه ما ایرانی و انقلابی هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب، متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد.» این تأکید در قالب شعاری نمادین نیز تکرار شد: «یک خدا، یک رهبر، یک ملت و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان.» هم‌زمان، مقامات و چهره‌های سیاسی و دینی دیگری با انتشار پیام‌هایی مشابه، بر همین محور تأکید کردند تا تصویری روشن از انسجام در سطوح مختلف تصمیم‌گیری و اجرا شکل بگیرد.

اهمیت این هم‌گرایی زمانی آشکارتر می‌شود که آن را در بستر اظهارات اخیر دونالد ترامپ قرار دهیم؛ اظهاراتی که با توصیف فضای سیاسی ایران به‌عنوان صحنه‌ای از اختلاف میان جریان‌های مختلف، تلاش داشت روایت «چنددستگی» را به افکار عمومی القا کند. اما واکنش سریع و هماهنگ مسئولان کشور، عملاً این روایت را بی‌اعتبار ساخت و نشان داد آنچه در بیرون از مرز‌ها تصویرسازی می‌شود، با واقعیت درون کشور فاصله‌ای معنادار دارد. در همین نقطه است که پرسش اصلی ایجاد می‌شود: چرا در چنین شرایطی، تمرکز دشمن بر ایجاد اختلاف و شکاف در داخل ایران افزایش یافته است؟

تغییر زمین بازی؛ از میدان و مذاکره تا جنگ ادراکی

برای پاسخ به این پرسش، باید به تحولات ماه‌های اخیر به خصوص ۵۵‌امین روز جنگ میان ایران و دشمن آمریکایی-صهیونی و ناکامی‌های راهبردی ایالات متحده در دست‌یابی به اهداف اولیه و ثانویه در مواجهه با ایران توجه کرد. واقعیت آن است که راهبرد‌های مبتنی بر فشار مستقیم چه در قالب تقابل‌های میدانی و چه در چارچوب مذاکرات سیاسی نتوانسته‌اند به اهداف مورد نظر واشنگتن دست یابند. در سطح میدانی، تحولات منطقه‌ای و واکنش‌های مقتدرانه ایران، نشان داد که ظرفیت بازدارندگی کشورمان در سطحی قرار دارد که هزینه هرگونه اقدام را برای طرف مقابل به‌شدت افزایش می‌دهد. در عرصه سیاسی نیز، تلاش برای تحمیل خواسته‌ها در میز مذاکره، نه‌تنها به نتیجه نرسید، بلکه به تثبیت مواضع ایران انجامید.

در این میان، یک واقعیت بیش از پیش خود را نشان داد: قدرت ساختار سیاسی و نظامی ایران، پیوندی عمیق با بدنه اجتماعی دارد. حمایت مردم، حضور در صحنه و سطح بالای تاب‌آوری اجتماعی در برابر فشارها، معادلات را به‌گونه‌ای تغییر داده که ابزار‌های سنتی فشار کارایی خود را از دست داده‌اند. همین مؤلفه، به‌تدریج به نقطه تمرکز راهبرد جدید دشمن تبدیل شد.

وقتی مسیر‌های مستقیم به بن‌بست می‌رسد، مسیر‌های غیرمستقیم فعال می‌شود. در چنین شرایطی، «جنگ ادراکی» و «عملیات شناختی» به‌عنوان ابزار‌های اصلی وارد میدان می‌شوند. در این نوع جنگ، هدف نه تخریب زیرساخت‌ها، بلکه تغییر ادراک، ایجاد تردید و تضعیف اعتماد عمومی است. اظهارات اخیر ترامپ درباره وجود اختلاف میان «تندروها» و «میانه‌روها» را باید دقیقاً در همین چارچوب تحلیل کرد؛ تلاشی برای ساختن تصویری که بتواند به‌تدریج ذهن مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

در واقع، آنچه اکنون در جریان است «جنگ روایت‌ها» است؛ جنگی که در آن، واقعیت نه آن چیزی است که در میدان رخ می‌دهد، بلکه آن چیزی است که در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. در این فضا، تکنیک دوقطبی‌سازی به‌عنوان یکی از ابزار‌های کلیدی به کار گرفته می‌شود. با فروکاستن مسائل پیچیده به دوگانه‌های ساده و احساسی، تلاش می‌شود مخاطب از تحلیل چندبعدی فاصله بگیرد و به سمت قضاوت‌های سریع و هیجانی سوق داده شود.
هدف نهایی این فرآیند، ایجاد فاصله میان مردم و بدنه تصمیم‌گیر است؛ فاصله‌ای که اگر شکل بگیرد، می‌تواند بدون نیاز به فشار‌های مستقیم، بر روند‌های سیاسی و اجتماعی اثر بگذارد. به بیان دیگر، دشمن تلاش می‌کند همان نقطه قوتی را هدف قرار دهد که پیش‌تر مانع موفقیتش شده بود: اعتماد و همراهی مردم.

بحران در واشنگتن؛ وقتی بی‌ثباتی داخلی به جنگ روایت‌ها گره می‌خورد

در کنار این عوامل، شرایط داخلی ایالات متحده و شخص ترامپ نیز در تشدید این رویکرد بی‌تأثیر نیست. کاهش سطح محبوبیت، فشار‌های سیاسی داخلی و اختلاف‌نظر با برخی شرکای بین‌المللی، دولت آمریکا را در موقعیتی قرار داده که نیاز به خلق یک «روایت جایگزین» بیش از گذشته احساس می‌شود. اما این وضعیت صرفاً به سطح افکار عمومی محدود نیست؛ نشانه‌های عینی‌تری از یک بی‌ثباتی ساختاری در درون حاکمیت آمریکا نیز قابل مشاهده است.

در ماه‌های اخیر، موجی از تغییرات گسترده در سطوح عالی نظامی و سیاسی ایالات متحده به وقوع پیوسته است؛ تحولاتی که بسیاری از رسانه‌ها و تحلیلگران غربی از آن به‌عنوان نشانه‌ای از آشفتگی در فرآیند تصمیم‌سازی یاد می‌کنند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، تنها در یک بازه زمانی کوتاه، دست‌کم ۱۵ مقام ارشد دفاعی از ساختار پنتاگون کنار گذاشته شده یا تحت فشار از موقعیت خود خارج شده‌اند و این روند همچنان ادامه دارد. این تغییرات، که شامل فرماندهان ارشد و مدیران کلیدی نظامی می‌شود، در عمل به ایجاد فضایی از «عدم قطعیت» و «بی‌ثباتی نهادی» در قلب ساختار دفاعی آمریکا انجامیده است.

در سطح کابینه نیز وضعیت تفاوتی ندارد. طی کمتر از دو ماه، سه عضو کابینه ترامپ از سمت‌های خود کنار گذاشته شده‌اند؛ روندی که حتی در فضای سیاسی آمریکا نیز به‌عنوان یک «سطح بی‌سابقه از جابه‌جایی» مورد توجه قرار گرفته است. این میزان از تغییرات، در کنار سابقه ثبت‌شده از بالاترین نرخ گردش نیرو در دولت ترامپ نسبت به رؤسای‌جمهور پیشین، تصویری از یک ساختار مدیریتی ناپایدار ارائه می‌دهد که بیش از آنکه بر انسجام تکیه داشته باشد، درگیر تغییرات پی‌درپی و بعضاً شتاب‌زده است.

نمونه اخیر این وضعیت، برکناری وزیر نیروی دریایی آمریکا است؛ اقدامی که در پی اختلافات داخلی در پنتاگون و کشمکش بر سر راهبرد‌های نظامی در قبال ایران صورت گرفت و به‌عنوان آخرین حلقه از زنجیره تغییرات در رأس ساختار دفاعی آمریکا شناخته می‌شود. هم‌زمان، گزارش‌های رسانه‌ای از «تنش‌های درونی»، «رقابت‌های قدرت» و حتی شکل‌گیری نوعی «ذهنیت سنگری» در میان مقامات پنتاگون حکایت دارد؛ وضعیتی که نشان‌دهنده فشار‌های سیاسی و مدیریتی فزاینده در این نهاد است.

تحلیلگران بین‌المللی در چنین فضایی، تلاش برای برجسته‌سازی اختلافات در کشور‌های هدف را بخشی از یک الگوی شناخته‌شده می‌دانند؛ الگویی که در آن، بی‌ثباتی داخلی از طریق «برون‌فکنی بحران» مدیریت می‌شود. به بیان دیگر، وقتی انسجام در داخل با چالش مواجه می‌شود، تمرکز بر ایجاد شکاف در بیرون، به‌عنوان ابزاری برای تغییر زمین بازی و کاهش فشار‌های داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این چارچوب، می‌توان اظهارات اخیر ترامپ درباره ایران را نه صرفاً یک موضع‌گیری خارجی، بلکه بخشی از یک راهبرد چندلایه دانست؛ راهبردی که در آن، جنگ ادراکی علیه ایران با نیاز‌های داخلی دولت آمریکا نیز پیوند خورده است.

بر همین اساس، می‌توان گفت ورود به فاز جنگ ادراکی علیه ایران، نه یک انتخاب صرف، بلکه نتیجه مستقیم ناکامی در گزینه‌های دیگر است. وقتی تقابل نظامی پرهزینه و مذاکره بی‌نتیجه باشد، تمرکز بر ذهن و ادراک جامعه، به گزینه‌ای جذاب‌تر تبدیل می‌شود.

با این حال، تجربه نشان داده است که موفقیت این نوع عملیات، بیش از آنکه به محتوای پیام وابسته باشد، به نحوه مواجهه با آن بستگی دارد. هرجا آگاهی و انسجام حفظ شده، این پروژه‌ها با شکست مواجه شده‌اند. تأکید مکرر مسئولان بر هم‌افزایی، هماهنگی و حرکت در چارچوب منافع ملی نیز دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی است.

در نهایت، آنچه در پیام‌های اخیر برجسته شد، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نبود، بلکه بازتاب درکی دقیق از ماهیت نبردی است که اکنون جریان دارد؛ نبردی که بیش از هر زمان دیگری، در عرصه ذهن‌ها و ادراکات شکل گرفته و در آن، «وحدت ملی» نه‌فقط یک شعار، بلکه یک مزیت راهبردی تعیین‌کننده است.

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۱۴
ناشناس
۱۲:۵۵ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
چی بنویسیم ،نظر مخالف رو که سانسور میکنی.
ناشناس
۱۲:۴۹ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
آتیش به جوونت بگیره دشمن. ان شاء الله خداوند ترامپ و نتانیاهو را آتیش بزنه
ناشناس
۱۲:۴۲ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
اینترنت وصل کنید
ناشناس
۱۲:۳۵ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
این نه اولی نه اخری
ناشناس
۱۲:۳۴ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
هر کدام از این وطن فروشان که شناسای دستگیر میشن میگه میرفتم رو پشت بام فیلم عکس می گرفتم بعد ارسال میکردم به خارج از کشور حالام احساس پشیمانی دارم چه با خیال راحت میگه احساس پشیمانی دارم فک میکنه بخشیده میشه
ناشناس
۱۲:۴۶ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
سلام ایران کشور امام زمان عج هست وهمه یکپارچه ویکدل زیرسایه امام رضاع وتحت رهبری ولی امرمسلمین است
ناشناس
۱۲:۴۷ ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
حالا که در همه جا پیروز شدیم مهم نیست. مونده کنترل قیمت مرغ و تخم مرغ و سبد کالا و مایحتاج زندگی اونم ایشالا حله. نگران نباش عس تو رو بلوتوث نکردن خارج. استراحت کن زود خوب شی