سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

دیاسپورای وطن‌دوست، چگونه روایت اپوزیسیون را شکستند؟

هم‌زمان با تجاوز دشمن به ایران، کشور‌های اروپایی شاهد حضور ایرانیانی بودند که برای همدردی با مردمشان که درگیر جنگ بودند به خیابان آمده بودند.

باشگاه خبرنگاران جوان - تصویر رسانه‌های جهانی از دیاسپورای ایرانی، جماعتی خشن، فحاش و بی‌مبالات است که قوانین غرب را زیر پا می‌گذارند، آن‌هم تنها به این خاطر که با نظام سیاسی ایران مخالفند. حمایت این قشر ناشناخته از جنگ و تجاوز علیه کشورشان، نقطه اوج رفتار عجیب اپوزیسیون ایرانی بود.

واقعیت آن است که این جمعیت قلیل و ناشناخته از ایرانیان هم‌زمان با شروع جنگ در ایران، به حاشیه رفت. علاوه بر جمعیت زیادی از ملت ایران که هم‌زمان با تجاوز دشمن به خاکشان به خیابان‌ها ریختند، کشور‌های اروپایی شاهد حضور ایرانیانی بودند که برای همدردی با مردمشان که درگیر جنگ بودند به خیابان آمده بودند.

این حضور گسترده ایرانیان در غرب از جهاتی مهم‌تر از حضور مردم ایران در خیابان است؛ چراکه این حضور‌ها برای این افراد بدون تبعات نخواهد بود؛ هم از جانب براندازان ایرانی تحت‌فشار و تهدید قرار می‌گیرند، هم دولت‌های غربی برای فعالیت و مشاغل آن‌ها دردسر‌هایی درست می‌کنند.

به همین منظور حضور آنان در خیابان دشواری‌های زیادی برای آنان خواهان داشت و همین حضور آنان را منحصربه‌فرد می‌کند. بااین‌همه واکنش ایرانیان خارج از کشور به جنگ ایران و اتحاد آنان حول ایران، فرصتی مناسب را در اختیار ایران قرار داده تا از ظرفیت‌های نخبگانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند بهره ببرد و برای توسعه ایران پساجنگ از این ظرفیت‌ها استفاده کند.

ایرانی هرجا که باشد دلش برای وطن می‌تپد

جنگ تحمیلی سوم ایران، اتفاقاتی حائز توجه را در ساحت اجتماعی برای جامعه ایران رقم زد. ایرانیان این بار نیز حول محور ایران متحد شدند با این تفاوت که جنس حمایت از کشور تنها با رویداد‌های ابتدای انقلاب ۵۷ برابری می‌کند و قابل مقایسه است. حالا نزدیک به ۶۰ روز است که مردم ایران در خیابان حضور دارند تا اجازه ندهند خیابان به مکانی برای جولان دشمنان ایران تبدیل شود.

خروش مردمی در مواجهه با تجاوز خارجی تنها محدود به جغرافیای ایران نماند. ایرانیان ساکن خارج از کشور نیز تجمعاتی گسترده در حمایت از ایران و محکومیت متجاوز برگزار کردند. خیابان‌های ونکوور، پاریس و مونیخ و... با فاصله‌ای کمتر از یک ماه و درحالی‌که رسانه‌های فارسی‌زبان مدعی حضور جمعیتی بودند که در حمایت از ربع پهلوی و تجاوز به ایران، در این شهر‌ها به خیابان آمده بودند، حالا شاهد حضور ایرانیانی بود که با استاندارد‌های دیاسپورای منفور ایرانی تفاوتی ماهوی و جدی دارد. حاضران تجمع همان اظهارات ایرانیان حاضر در خیابان‌های ایران را تکرار می‌کردند، حتی از آمادگی‌شان برای دفاع از ایران می‌گفتند.

حضور این ایرانیان که حتی در میان آن‌ها ممکن است افرادی حضور داشته باشند که ایده و تفکر آنان با نظام سیاسی ایران همسو نباشد یک واقعیت را نشان می‌دهد؛ برای ایرانیان واقعی هنوز تجاوز دشمن خارجی و تهدید مرز‌های سرزمینی‌شان خط قرمزی کلیدی است. با فرض انتقادات کوچک و بزرگ، ویژگی‌های هویتی آن‌ها اجازه نمی‌دهد که برای تجاوز دشمن خارجی فرش قرمز پهن کنند.

جنگ اینجا از امنیت اونجا بهتره

در میان ایرانیانی که وطنشان را در آستانه یک تجاوز خارجی دیدند و در خیابان‌های اروپا تجمع برگزار کردند، گروهی از ایرانیان دقیقاً به همین بهانه به کشورشان بازگشتند.

مضمون واحد حرف‌های ایرانیان تازه بازگشته به وطن در پاسخ به اینکه چرا در میانه جنگ، آن‌هم با این دشواری و از راه زمینی به کشور بازگشته‌اند این بود: «هیچ جا وطن نمی‌شود اگر الان به کشورمان بازنگردیم پس چه زمانی برگردیم؟» مرز‌های زمینی تهران در روز‌های جنگ و درحالی‌که آسمان ایران کلیر شده بود شاهد حضور ایرانیانی بود که در میانه جنگ به خاک کشورشان باز می‌گشتند. 

خانم جوانی که تازه به ایران رسیده بود در جواب به این سؤال که نگران این نیستید که جنگ شده و حالا دارید برمی‌گردید به کشور، گفت: «کشورمه دوستش دارم. لحظه‌شماری می‌کردم که برگردم. می‌توانستم بمانم اما باید برمی‌گشتم. تازه از امروز که به ایران برسم، هر شب تو خیابونم با پرچم.»

خانواده‌ای ایرانی ساکن استرالیا در مرز زمینی ایران و ترکیه در پاسخ به اینکه حالا که جنگ شده بهتر نبود که یک مدت صبر می‌کردید، گفتند: «من می‌خواستم زودتر برگردم. اینجا وطن ماست... ما بچه ایرانیم. جنگ اینجا از امنیت اونجا برای من بهتر است. دو بار بلیتم تأخیر خورد. امارات راهم نداد و مجبور شدم از دوحه و استانبول وارد کشور شوم.» جوان دیگری نیز همین نکته را می‌گوید: «چون جنگه اومدم. توی سختیه که آدم باید پیش کشورش باشه. اگرم قراره چیزیش بشه، بهتر تو خاک خودش براش اتفاقی بیفته.»

این اظهارات، تنها بخشی از صحبت‌های ایرانیان در خصوص انگیزه بازگشتشان به کشور است که دوربین‌ها آن را ثبت کرده‌اند. اظهاراتی که اثبات‌کننده این واقعیت است که برخلاف تلاش رسانه‌های فارسی‌زبان صهیونیستی، علاقه به ایران از ایرانیان حتی آنان که از کشورشان دور شده نیز جدا نشده است و جز معدود ضدایرانیانی که با زبان فارسی برای بیگانه مزدوری می‌کنند، ملیت ایرانی از تجاوز دشمن خارجی به کشورش استقبال نمی‌کند.

ظرفیتی جدید برای ایرانی نو

ورود این ایرانی‌ها به خاک کشور در میانه جنگ و برگزاری تجمعات در غرب جهان از چند زاویه امکانات و فرصت‌هایی حائز توجه برای حکمرانی ایران به وجود آورده است.

۱- در سال‌های پیشین رسانه‌های فارسی‌زبان با غیریت‌سازی میان ایرانیان ساکن خارج از کشور با ملیت و کشور ایران به دنبال ساخت ظرفیتی علیه نظام حکمرانی ایران بودند تا در موقعیتی مناسب آن را علیه کشور به کار بگیرند. بر این اساس تلاش بر این بود تا تمام ایرانیان خارج از کشور به عنوان مخالفان نظام حکمرانی ایران معرفی شوند. جنگ تحمیلی سوم و واکنش ایرانیان خارج از کشور به این تجاوز آشکار نشان داد برخلاف تصویر وهم‌آلود ساخته‌شده، ایرانیان خارج از کشور از هویت ملی خود فاصله نگرفته‌اند و زندگی آنان در خارج از کشور موجب نشده از حمله به سرزمینشان خشنود شوند.

۲- واکنش قابل توجه این بخش از ایرانیان، اکنون فرصت مناسبی را در اختیار حکمرانی ایران قرار داده که شکاف‌ها و فاصله ایجاد شده میان شهروندان خارج‌نشین با حکمرانی ایران را کمتر کرده و در سطوح مختلف، ارتباطات خود را با این بخش از جامعه ترمیم کند تا دشمنان ایران دیگر مجال آن را پیدا نکنند که از ایرانیان خارج از کشور به عنوان ظرفیتی برای قرار دادن آنان مقابل نظام حکمرانی استفاده کنند.

۳- در میانه این جنگ، اتفاقی مهم رخ داد. بخش زیادی از ایرانیان به خاک کشورشان بازگشتند. این بخش از ایرانیان عموماً نخبگانی هستند که خارج از ایران حرفه و شغلی داشتند. بازگشت آنان به کشور به خاطر تجاوز به کشورشان این فرصت را در اختیار ایران قرار داد که در روز‌های پساجنگ و در هنگامه توسعه و بازسازی زیرساخت‌ها در کشور، از ظرفیت آنان استفاده کند که خود نوعی بازگشت سرمایه فکری و نخبگانی برای کشور را به همراه خواهد داشت.

۴- آنچه در حال حاضر ضروری به نظر می‌رسد، توجه به این ظرفیت خاص در متن و بطن تصمیم‌گیری است؛ چه برای ایرانیانی که در خارج از کشور تجمعاتی برگزار کردند، چه برای آن‌هایی که در میانه جنگ به کشور بازگشتند. به همین منظور لازم است برای دغدغه‌ها، امکانات و مطالباتی که آنان دارند در قانون و در سطوح تصمیم‌گیری فکر شود و اقداماتی جدی صورت گیرد.

منبع: فرهیختگان

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.