باشگاه خبرنگاران جوان - اوایل اسفندماه ۱۴۰۴، ایالات متحده دست به تجاوزی بیسابقه علیه تمامیت ارضی ایران زد و جنگی را کلید زد که نخستین رویداد غمانگیز آن، شهادت فرماندهٔ کل قوا بود. ساعاتی بعد، خون دانشآموزان بیگناه مدرسه «شجره طیبه» هم بر شدت این مصیبت افزود. در چنین شرایطی، ارتش، سپاه، دولت و بیش از همه مردم وارد میدان شدند و کارشناسان نظامی نیز هر حرکت دشمن را موشکافی کردند.
در این میان، یکی از بحثبرانگیزترین مقایسهها، تشابه یا تفاوت این نبرد با جنگ احد است. برای قضاوتی مستدل، اجازه دهید ابتدا مروری بر ماجرای احد داشته باشیم.
چرا احد درگرفت و چه فرقی با جنگ رمضان ۱۴۰۵ دارد؟
مسلمانان پیش از احد، در بدر با وجود نفرات اندک، به یاری خداوند بر قریش پیروز شدند و سران مشرکان یکی پس از دیگری به هلاکت رسیدند. قریش که به عزت و قدرت خود مینازید، این شکست را ننگ بزرگی دانست و سال بعد، لشکری عظیم و سریتجهیز کرد تا انتقامی تمامعیار بگیرد و دین تازه را محو کند.
اما تفاوت نخست این دو جنگ، در انگیزهٔ طرف مهاجم است. در جنگی که رمضان ۱۴۰۵ رخ داد، آمریکا به فکر جبران شکست قبلی نبود؛ بلکه محاسباتش نشان میداد که با تداوم منطق جنگ ۱۲ روزه و ضربه به نقاطی که در آن دوره هدف قرار نداده بود، میتواند نظام جمهوری اسلامی را یکبار برای همیشه از میان بردارد.
نکتهٔ مهم بعدی، ماجرای فرماندهی و اطاعت است. در نبرد احد، پیامبر (ص) با درک درست از موقعیت کوهستانی، ۵۰ تیرانداز به فرماندهی عبدالله بن جبیر گماشت تا از پشتکوه محافظت کنند. فرمان صریح بود: «حتی اگر من کشته شدم، این نقطه را رها نکنید.» اما هنگامی که مسلمانان داشتند پیروزی اولیه را جشن میگرفتند، همه به جز عبدالله و ۱۰ همراهش برای جمعآوری غنایم، سنگر را رها کردند. همین خطا، باعث شد خالد بن ولید از پشت به مسلمانان حمله کند.
در جنگ رمضان اما، با وجود آن که فرمانده میدان به شهادت رسید، نه نیروهای مسلح از مأموریت خود دست کشیدند و نه مردمی که رهبر شهید از آنها به عنوان «مبعوثان» یاد کرده بود، میدان را خالی کردند؛ درست همان عاملی که نقشهٔ شوم دشمن را نقش بر آب کرد.
یک پیچیدگی دیگر در احد، آشفتگی در بازشناسی دو طرف نبرد بود. وقتی مهاجمان از پشت یورش آوردند و چهرههای خود را پوشاندند، تشخیص دوست از دشمن برای مسلمانان سخت شد و نظمشان فروپاشید.
نکتهٔ کمتر گفتهشده اما بسیار مهم، نافرمانی پیش از شروع جنگ است. عبدالله بن ابی با ۳۰۰ نفر از یارانش، چون نظرشان در تاکتیکهای نظامی عملی نشد، لشکر مسلمانان را تنها گذاشت. این سرپیچی اولیه، زمینهساز دیگر نافرمانیها شد و حالا پرسش این است: جامعهٔ اسلامی در قرن چهاردهم هجری، آیا آن درجه از بلوغ را پیدا کرده که بتواند تدابیر فرماندهی واحد را درک کند و بیچونوچرا اجرا نماید؟ پاسخگویی به این پرسش، شاید مهمترین درس این تطبیق تاریخی باشد.
جنگ احد؛ تقابل تمدنی نه صرفاً انتقامجویی قریش
سید عبدالحامد مقدس نیان، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه جنگ احد در سال سوم هجری و تقریباً یک سال پس از بدر رخ داد، اظهار داشت: علت اصلی این نبرد، صرفاً انتقامجویی احساسی قریش نبود، بلکه ترکیبی از عوامل اقتصادی، حیثیتی-سیاسی، امنیتی و ایدئولوژیک بود. قریش در جنگ بدر سرمایهداران کلیدی خود را از دست داده بود و تثبیت قدرت مسلمانان در مدینه که بر سر راه کاروانهای شام قرار داشت، تهدیدی مستقیم برای اقتصاد مکه محسوب میشد.
وی افزود: شکست در بدر، حیثیت قریش را در نظام قبیلهای عرب زیر سؤال برده بود و آنان برای بازگرداندن پرستیژ سیاسی خود، دست به یک جنگ پیشدستانه زدند. اما عمیقترین علت، تقابل ایدئولوژیک بود؛ اسلام با اعلام برابری برده و اشراف و تهدید نظام اقتصادی ربوی، ساختار ارزشی جاهلیت را هدف گرفت و به همین دلیل، جنگ با پیامبر(ص) در حقیقت جنگ با «یک نظام فکری» بود.
شایعه مرگ پیامبر(ص)؛ عامل تضعیف روحیه مسلمانان
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تأثیر مخرب شایعات در جنگ احد تصریح کرد: مهمترین شایعهای که سپاه مسلمانان را تضعیف کرد، خبر ساختگی کشته شدن پیامبر(ص) بود. این موضوع نشان میدهد که در هر بحرانی، شایعات میتواند موجب تفرقه و ناکامی شود. درس مهم این است که در شرایط بحران، صداقت و تجمع حول محور رهبری، ضرورتی انکارناپذیر است.
حوادث رجیع و بئر معونه؛ خطرات تبلیغ در برابر قریش
مقدس نیان در تبیین حوادث سال چهارم هجری گفت: در حادثه «رجیع» و «بئر معونه»، گروهی از مسلمانان که برای تبلیغ اسلام به نزدیکی مکه رفته بودند، ناگهان مورد حمله قبایل همپیمان قریش قرار گرفتند. این وقایع نشاندهنده مقاومت شدید قریش در برابر گسترش پیام اسلام و خطراتی بود که مبلغان دین با آن مواجه بودند.
تشبیه جنگ احد به جنگهای امروز؛ از خطای تاکتیکی تا نقش شایعه
وی در پاسخ به این سؤال که چه شباهتی میان جنگ احد و شرایط کنونی وجود دارد، خاطرنشان کرد: جنگ احد صرفاً یک نبرد نظامی نبود، بلکه یک «آزمایش اجتماعی» برای جامعه نوپای مدینه بود. چهار شباهت کلیدی میان آن جنگ و بحرانهای امروز وجود دارد: اول، نقش خطای تاکتیکی (ترک موضع تیراندازان)؛ دوم، نقش دنیاطلبی و منفعتگرایی که قرآن از آن تعبیر «مِنکُم مَن یُریدُ الدُّنیا» کرده است؛ سوم، نقش شایعه در تضعیف جبهه داخلی؛ و چهارم، تفاوت میان پیروزی نظامی و پیروزی راهبردی. قریش در احد پیروزی تاکتیکی به دست آورد اما نتوانست مدینه را نابود کند؛ از این رو شکست مقطعی هرگز به معنای شکست راهبردی نیست.
مردم امروز و مردم جنگ احد؛ تکرار الگوهای روانشناختی
این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که آیا مردم امروز شبیه مردم آن دوران هستند، اذعان کرد: از نظر تاریخی و فرهنگی قطعاً نه، اما از منظر روانشناسی اجتماعی، الگوهای رفتاری انسانها تکرار میشود. در جنگ احد، گروهی ثابتقدم، گروهی دچار ترس، گروهی دچار طمع و گروهی شایعهپذیر بودند. این تیپهای شخصیتی در همه زمانها وجود دارند. به همین دلیل بیش از ۶۰ آیه درباره احد نازل شده است، زیرا این نبرد، یک مرحله تربیتی-تمدنساز برای جامعه اسلامی بود.
منبع: مهر