باشگاه خبرنگاران جوان - دهه کرامت، تنها یک بازه زمانی در تقویم رسمی کشور نیست؛ حالوهوایی است که بر جان ایران مینشیند و از شرق تا غرب این سرزمین، رگههایی از مهر و همدلی را جاری میکند. روزهایی که با نام امام رضا (ع) آغاز میشود، اما در همان حرم باقی نمیماند؛ در کوچهها، خانهها، بیمارستانها و حتی در دل آدمها ادامه پیدا میکند.
در این ایام، گویی خورشید از مشهد طلوعی متفاوت دارد. نوری که فقط روشنایی نیست، بلکه حامل یک حس مشترک است؛ حس آرامش، پناه و امید. مردم - چه آنهایی که راهی مشهد میشوند و چه آنان که در شهرهای خود میمانند - به شکلی این پیوند را تجربه میکنند. به همین دلیل است که بسیاری میگویند در دهه کرامت، ایران، «ایران امام رضا (ع)» میشود؛ سرزمینی که در آن، فاصلهها کمرنگتر و دلها نزدیکتر میشوند.
از یک شهر تا یک سرزمین؛ وقتی ایران رنگ زیارت میگیرد
مشهد در این روزها، فقط یک مقصد جغرافیایی نیست؛ قلب تپنده یک جریان است. شهری که هر خیابانش نشانی از حضور زائران دارد و هر قدم، بخشی از یک روایت بزرگتر است. زائران، با نیتهای مختلف میآیند؛ یکی با دلتنگی، دیگری با شکر، آن یکی با امید به گشایش، اما وجه مشترک همه احساسی است که در لحظه ورود تجربه میکنند؛ حس پذیرفتهشدن. درعینحال، این حالوهوا محدود به مشهد نمیماند. در شهرهای دیگر نیز نشانههای این ایام دیده میشود؛ از برپایی جشنها و موکبها تا پخش نذری و فعالیتهای مردمی. گویی شعاعی از حرم، بر سراسر ایران گسترده شده و هر شهر، سهمی از این نور را در خود دارد.
سلام اول؛ استقبال از زائر، پیش از رسیدن به حرم
پیش از آنکه زائر به صحن و سرای حرم برسد، نشانههای میزبانی آغاز شده است. در مبادی ورودی مشهد - پایانههای مسافربری، ایستگاههای راهآهن و مسیرهای اصلی - خادمان ایستادهاند؛ در دستشان گلهایی تازه است و بستههایی متبرک. با لبخند به استقبال میآیند، سلام میکنند و خوشامد میگویند. همین مواجهه کوتاه، برای بسیاری از زائران، بهیادماندنی میشود. برای مسافری که ساعتها در راه بوده، این استقبال، فقط یک تعارف ساده نیست؛ نشانهای است از اینکه سفرش دیده شده، حضورش ارزشمند است و او مهمان جایی است که پیشاپیش به استقبالش آمدهاند.
سفرههایی که مرز ندارند؛ روایت بیمنت مهماننوازی
در مسیرهای منتهی به حرم و اطراف آن، موکبها یکی پس از دیگری برپا شدهاند. هر کدام با امکاناتی ساده یا گسترده، اما با نیتی مشترک؛ خدمت بیمنت. بوی نان داغ از تنورها به هوا بلند میشود. چای در استکانها میجوشد و در کنار آن، وعدههای کامل غذا برای زائران و رهگذران آماده است. شیرینی، کیک و حتی بستنی، کام مهمانان را شیرینتر میکند. در این فضا، هیچکس سؤال نمیپرسد که چه کسی هستی یا از کجا آمدهای؟ زائر، مجاور یا رهگذر، همه یک عنوان دارند؛ «مهمان». این سفرهها، تصویری عینی از فرهنگ مهماننوازی و ارادت مردم به امام رضا (ع) است.
خادمان بینام؛ آنها که زیارت را ممکن میکنند
در دل حرم، جریانی از خدمت در سکوت جریان دارد. بیش از ۶۰۰ خادم در بخش فرش، مسئولیت آمادهسازی فضایی به وسعت حدود ۲۰۰ هزار مترمربع را بر عهده دارند. هر فرش، با دقت و وسواس پهن میشود؛ نهفقط برای زیبایی، بلکه برای ایجاد فضایی آرام و منظم برای زائران. رفتوآمد هزاران نفر، نیازمند نظمی است که این خادمان بیوقفه آن را حفظ میکنند. این تلاشها شاید کمتر به چشم بیاید، اما بخشی از تجربه زیارت است؛ بخشی از همان آرامشی که زائر، ناخودآگاه آن را حس میکند.
زیارت برای همه؛ وقتی راه برای هیچکس بسته نیست
یکی از جلوههای مهم کرامت، دردسترسبودن آن برای همه است. در قالب طرح «یا معینالضعفا»، سالمندان و توانیابان، مهمانان ویژه این ایامند. هر روز، گروههایی از این عزیزان با وسایل حملونقل ویژه به حرم منتقل میشوند. از لحظه خروج از خانه تا حضور در کنار ضریح، خادمان همراهشانند. برای بسیاری از آنها، این زیارت، فقط یک حضور ساده نیست؛ تحقق آرزویی است که شاید سالها در دل داشتهاند. این طرح، نشان میدهد در این حریم، هیچکس از دایره توجه بیرون نمیماند.
آغاز با نام امام؛ اولین صدا برای یک زندگی تازه
در بیمارستانهای مشهد، روایت دیگری از کرامت در جریان است. نوزادانی که تازه متولد شدهاند، نخستین صداهایی که میشنوند، نوای اذان و نام امام رضا (ع) است. در قالب طرح «سروش مهر»، خادمان با حضور در بیمارستانها، ضمن خواندن اذان در گوش نوزادان، هدیهای متبرک به خانوادهها تقدیم میکنند. برای پدر و مادرها، این لحظه معنایی خاص دارد؛ شروعی که با نامی مقدس گرهخورده و بهعنوان خاطرهای ماندگار در ذهنشان ثبت میشود.
از حرم تا دادگاه؛ کرامت در قامت گرهگشایی
کرامت، گاهی در سکوت یک دعا نیست؛ در حل یک مشکل بزرگ است. در قالب طرح «یا ضامن آهو»، خادمان با همکاری نهادهای مرتبط، برای آزادی زندانیان جرائم غیرعمد تلاش میکنند. این مسیر، فقط مالی نیست؛ گفتوگو، میانجیگری و جلب رضایت شاکیان، بخش مهمی از این فرایند است. خادمان، با صبوری، پای صحبتها مینشینند تا راهی برای صلح پیدا شود. هر پروندهای که به نتیجه میرسد، فقط آزادی یک فرد نیست، بازگشت یک پدر، یک مادر یا یک فرزند به آغوش خانواده است. اتفاقی که میتواند مسیر یک زندگی را تغییر دهد.
وقتی هدیه، راهی خانهها میشود؛ روایت «ارمغان رضوی»
در کنار همه این فعالیتها، طرح «ارمغان رضوی» بُعد دیگری از این جریان را نشان میدهد. بستههای متبرکی که در حرم آماده میشود، به شکل گسترده در سراسر کشور توزیع میگردد. ویژگی این طرح، در غیرمنتظره بودن آن است. خانوادهها، بدون اطلاع قبلی، این هدایا را دریافت میکنند. لحظهای که در را باز میکنند و با این بستهها روبهرو میشوند، اغلب با شگفتی و خوشحالی همراه است. این هدایا، هرچند کوچکند، اما حامل حسی بزرگند؛ حسی از دیدهشدن، از توجه و از پیوندی که فاصله نمیتواند آن را از بین ببرد.
مکثی برای آرامش؛ چایخانههایی در دل ازدحام
در میان شلوغی صحنها، چایخانههای حرم، فضایی برای مکث ایجاد میکنند. زائران، پس از زیارت یا در میانه مسیر، لحظهای میایستند، چای مینوشند و نفسی تازه میکنند. این چایخانهها بهصورت شبانهروزی فعالند و در نقاط مختلف حرم مستقر شدهاند. خدمات سادهای که ارائه میدهند، در عمل، بخشی از تجربه حضور در این فضا را شکل میدهد. این توقفهای کوتاه، فرصتی است برای آرامشدن، فکرکردن و گاهی، فقط نگاهکردن به جمعیتی که هر کدام، داستانی برای آمدن دارند.
روایتی از کرامت؛ از جزئیات کوچک تا یک تصویر بزرگ
دهه کرامت، از کنار هم قرارگرفتن همین صحنهها شکل میگیرد؛ از لبخند یک خادم تا اشک شوق یک خانواده، از نان داغ یک موکب تا سکوت یک دعا در گوشهای از حرم. اینها در کنار هم تصویری میسازند از جریانی زنده و پویا؛ جریانی که نامش «کرامت» است و در این روزها، در رفتار مردم، در تصمیمها و در نگاهها جاری میشود.
ایران امام رضا (ع)؛ یک حس مشترک
در نهایت، دهه کرامت، فقط یک مناسبت نیست؛ یک تجربه جمعی است. تجربهای از مهربانی، از همدلی و از امید. تجربهای که در یک جمله خلاصه میشود: در این روزها، ایران، «ایران امام رضا (ع)» است؛ سرزمینی که در آن، حتی دورترین دلها هم خود را نزدیک احساس میکنند.
کاروانهایی که حرم را به شهرها میبرند؛ روایت «زیر سایه خورشید»
در روزهایی که مشهد میزبان خیل زائران است، در گوشهگوشه ایران نیز کاروانهایی در حرکتند که گویی بخشی از حرم را با خود حمل میکنند. «زیر سایه خورشید» نام همین جریان است؛ کاروانهایی که با پرچم متبرک گنبد رضوی، راهی شهرها و روستاها میشوند تا آنان که امکان سفر ندارند، سهمی از این حالوهوا داشته باشند. در دهه کرامت امسال، این کاروانها حضوری گستردهتر و هدفمندتر داشتهاند. خادمان حامل پرچم، نهفقط در مراکز استانها، بلکه در مناطق کمبرخوردار، روستاهای دورافتاده، بیمارستانها، زندانها و حتی خانههای شهدا حضور پیدا کردهاند. جایی که شاید سالهاست زائری از آنجا راهی مشهد نشده، حالا خود حرم به دیدار مردم آمده است. ورود این کاروانها به هر شهر، خود به یک رویداد تبدیل میشود. مردم از ساعات قبل منتظر میمانند؛ خیابانها پر میشود از جمعیتی که آمدهاند تا تنها برای لحظاتی، پرچمی را ببینند که نشانی از حرم است. اشکها، لبخندها، دستهایی که برای تبرک بالا میرود و دلهایی که در همان لحظه، راهی مشهد میشود. اما این حضور، تنها به یک مراسم نمادین محدود نمیماند. خادمان در این سفرها، برنامههای متنوعی را دنبال میکنند؛ از دیدار با بیماران و دلجویی از آنها تا حضور در مراکز نگهداری سالمندان، از سرزدن به خانوادههای نیازمند تا برگزاری جشنهای مردمی در میادین شهرها. در بسیاری از این دیدارها، هدایا و بستههای متبرک نیز میان مردم توزیع میشود؛ نشانهای کوچک از پیوندی بزرگ.
در بیمارستانها، وقتی پرچم وارد بخشها میشود، فضای سرد درمان، رنگ دیگری میگیرد. بیماران، حتی برای لحظاتی کوتاه، حالوهوایی متفاوت را تجربه میکنند. در زندانها، این حضور، برای بسیاری از زندانیان، یادآور امید و امکان بازگشت است. در خانههای شهدا، این دیدارها، تجدید عهدی است با خاطرهها و ارزشهایی که هنوز زندهاند. «زیر سایه خورشید»، در واقع، بازتعریف یک مفهوم است؛ اینکه حرم، محدود به جغرافیا نیست. اینکه میتوان «زائر بودن» را، حتی در فاصله صدها کیلومتری تجربه کرد. این کاروانها، حامل همین پیامند؛ فاصله، مانع ارتباط نیست. در کنار همه جلوههای دهه کرامت، این کاروانها نقش مهمی در گسترش این حالوهوا ایفا میکنند. آنها کمک میکنند تا «ایران امام رضا (ع)»، فقط یک تعبیر شاعرانه نباشد، بلکه تجربهای واقعی برای مردمی باشد که شاید هرگز به مشهد نرسیدهاند، اما دلشان سالهاست آنجاست.
تجدید عهد با خون روشن؛ «زیر سایه خورشید» در خانههای شهدای جنگ اخیر
در میان مسیرهای متعددی که کاروانهای «زیر سایه خورشید» در دهه کرامت طی میکنند، برخی مقصدها حالوهوایی متفاوت دارد؛ خانههایی که قاب عکسها، روایتگر دلتنگیاند و نامهایی که با «شهید» آغاز میشوند. در روزهای اخیر، بخشی از این کاروانها با حضور در خانههای شهدای جنگ اخیر، دیدارهایی را رقم زدهاند که بیش از یک برنامه رسمی، شبیه یک دیدار خانوادگی است. خادمان، با پرچم متبرک حرم رضوی وارد این خانهها میشوند؛ پرچمی که برای بسیاری از خانوادهها، یادآور همان معنایی است که عزیزشان برای آن ازجانگذشته است. فضای این دیدارها، ترکیبی از اندوه و افتخار است. مادران و پدرانی که هنوز داغ فرزند را بر دل دارند، در کنار پرچم حرم، لحظاتی از آرامش را تجربه میکنند. اشکها جاری میشود، اما در دل همین اشکها، نوعی تسلّی هم هست؛ حس دیدهشدن، حس فراموشنشدن. خادمان، در این دیدارها تنها مهمان نیستند؛ شنوندهاند. پای روایتها مینشینند، از خاطرات میشنوند و با اهدای هدایا و تبرکات رضوی، تلاش میکنند سهمی در دلجویی از این خانوادهها داشته باشند. در بسیاری از این خانهها، پرچم حرم، بر دستان پدر یا مادری قرار میگیرد که سالهاست چشمانتظار است. بوسهای بر این پرچم، گاهی تمام آن چیزی است که میتواند لحظهای آرامش بیاورد. این حضورها، فقط ادای احترام نیست؛ ادامه یک پیوند است. پیوندی میان فرهنگ ایثار و سیرهای که بر کرامت، وفاداری و ازخودگذشتگی تأکید دارد. گویی پیام حرم، در این دیدارها، دوباره تکرار میشود؛ اینکه راه شهدا، فراموش نشده و نامشان، همچنان در حافظه جمعی این سرزمین زنده است. در دههای که به نام کرامت شناخته میشود، این دیدارها یادآور وجهی دیگر از این مفهوم است؛ کرامتی که در صبر، در ایستادگی و در حفظ یاد کسانی معنا پیدا میکند که برای آرامش دیگران، از جان خود گذشتهاند.
منبع: فرهیختگان
گنبد آهنین!!!!!!
یاداسراییل افتادم
ایران در پناه ضامن آهوست
گنبدآهنین مال اسرائیله،اسرائیل
اصلا کجا گنبد و حرم ائمه علیهم السلام آهنیه؟؟!!
خیلی علاقه داشتی می گفتی گنبد طلا، گنبد زرین.
که البته گنبد طلا مشهوره
اینجوری به عکس حرم آقا امام رضا هم که گذاشتید بهتر میومد.
ایران در پناه گنبد طلا
درسته
مشاهده شده که افرادی در سایتهای اجتماعی با فعالین حوزه خبرنگاری یا فعالین شخصی طرفدار ایران و لبنان و ...از طریق کانال اونها با پیامک تماس میگیرند و با ادعای دانشتن زبان فارسی که همه جاسوسان داخلی و خارجی فارسی بلدند ،اول شماره شما (برای دسترسی به مبایل و ابزار شما و تکمیل جاسوسی) برای حرف زدن در واتساپ را میخواهند و اینکه مقاله ای دارند که دوست دارند شما در کانالتون بگذارید (در اصل برای شما فایل آلوده میفرستند ) ،
که همه فریب برای زدن تمام فعالین هست ،به هیچ وجه جواب تماس ندهید و هر کس چنین درخواستهایی یا مشابه داشت را بلاک و مات کنید .
یاعلی ع
نه گنبد آهنین