باشگاه خبرنگاران جوان - در سوره یس دشمنان حق معاد را به تمسخر میگیرند و میپرسند «چه کسی این استخوانهای پوسیده را زنده میکند؟»، قرآن این پندار را نشانهای از جهل مرکب آنان میداند، این تقابل حق و باطل، سرانجامی جز فروپاشی ندارد.
آیات پایانی سوره یس با یادآوری نعمتهای الهی آغاز میشود و میفرماید که «آیا ندیدند که ما از آنچه با قدرت خود آفریدیم، چهارپایانی برای آنان پدید آوردیم؟». در نگاه المیزان، این آیات تنها بیان نعمت نیست، بلکه پردهبرداری از یک غفلت ساختاری است، غفلتی که انسان را به دشمنی با حق میکشاند.
دشمن در اینجا لزوماً یک فرد یا گروه بیرونی نیست، بلکه نوعی ذهنیت ناسپاس و خودبنیاد است که نعمت را میبیند اما نعمت دهنده را انکار میکند. این نقطه آغاز دشمنی است، جایی که انسان، وابستگی خود به خدا را نادیده میگیرد و به استقلال خیالی میرسد.
وقتی نعمت به ابزار طغیان تبدیل میشود
خداوند در ادامه به بهرهبرداری انسان از این نعمتها اشاره میکند، سواری، خوراک و منافع دیگر. اما نکته کلیدی این است که همین نعمتها به جای آنکه زمینه شکر باشند، در ذهن انسان غافل تبدیل به ابزار غرور و طغیان میشوند.
از منظر المیزان، دشمنی با حقیقت اغلب از وارونگی ادراک آغاز میشود، یعنی انسان جای علت و معلول را عوض میکند. به جای اینکه نعمت را نشانه لطف الهی بداند، آن را حاصل توان خود میپندارد. اینجاست که دشمن، در درون خود انسان شکل میگیرد، دشمنی که حقیقت را انکار میکند چون پذیرش آن، منافع و خودبزرگبینی او را تهدید میکند.
نشانه اصلی جبهه باطل
آیات بعدی به واکنش منکران در برابر دعوت به انفاق و تقوا میپردازد. آنان میگویند که آیا ما به کسی غذا بدهیم که اگر خدا میخواست، خود او را سیر میکرد؟ این جمله، نمونهای روشن از مغالطه و لجاجت است. دشمن حق، نه از سر ناآگاهی، بلکه از سر فرار از مسئولیت، به استدلالهای ظاهراً منطقی پناه میبرد. او اراده الهی را بهانهای برای ترک وظیفه قرار میدهد.
در واقع، یکی از مهمترین شاخصههای دشمنشناسی در این آیات، همین تحریف مفاهیم مقدس است. دشمن، مفاهیمی مانند قضا و قدر را چنان تفسیر میکند که مسئولیت اخلاقی از دوش او برداشته شود.
تمسخر وعده الهی با انتظار کشیدن برای عذاب
در ادامه، منکران با تمسخر میپرسند که این وعده قیامت چه زمانی است؟ این پرسش، به تعبیر علامه، نه از روی جستجوی حقیقت، بلکه از موضع استهزا و انکار است.
ویژگی مهم دشمن در اینجا بیاعتنایی به هشدار است. او نه تنها هشدارها را جدی نمیگیرد، بلکه آنها را دستمایه تمسخر قرار میدهد. این رفتار نشان میدهد که دشمنی با حق، صرفاً یک اختلاف فکری نیست، بلکه نوعی موضعگیری روانی و ارادی است.
پایان جبهه باطل با غافلگیری است
پاسخ قرآن به این تمسخر، تصویری تکاندهنده است، تنها یک صیحه کافی است تا همه چیز پایان یابد، آن هم در حالی که آنان در حال جدال و گفتگو هستند.
این آیه نشان میدهد که دشمن، به دلیل غرق شدن در روزمرگی و جدالهای بیثمر، از حقیقت مرگ و حساب غافل است. او گمان میکند فرصت همیشگی است، در حالی که پایان میتواند ناگهانی و بدون هشدار رخ دهد. این بخش، یک اصل مهم در دشمنشناسی را روشن میکند، یعنی «احساس امنیت کاذب» که یکی از ابزارهای اصلی سقوط است. دشمن تا لحظه آخر، خود را در حاشیه امن میبیند.
انکار معاد ریشه نهایی دشمنیها است
یکی از مهمترین آیات این بخش، آیهای است که به داستان فردی اشاره میکند که استخوان پوسیدهای را در دست گرفته و میگوید که چه کسی این را زنده میکند؟
علامه طباطبایی این صحنه را نماد «انکار معاد بر اساس قیاسهای ناقص مادی» میداند. دشمن، قدرت الهی را با معیارهای محدود خود میسنجد و چون احیای مردگان را در چارچوب تجربه خود نمیبیند، آن را انکار میکند.
پاسخ قرآن بسیار عمیق است، همان کسی که بار اول آن را آفرید، دوباره زندهاش میکند. این پاسخ، نه فقط یک استدلال، بلکه شکستن بنیان فکری دشمن است، بنیانی که بر محدود دیدن قدرت الهی بنا شده است.
جهل مرکب، خطرناکترین نوع دشمنی است
در ادامه، خداوند به نمونههایی از قدرت خود در طبیعت اشاره میکند، ایجاد آتش از درخت سبز و آفرینش آسمانها و زمین. این آیات نشان میدهد که دشمن دچار جهل مرکب است، یعنی نهتنها نمیداند، بلکه نمیداند که نمیداند. او در جهانی زندگی میکند که نشانههای قدرت الهی در آن آشکار است، اما به دلیل بسته بودن افق فکری، از درک آن عاجز است.
فرمان «کن فیکون» پاسخ نهایی به همه دشمنیها است
اوج پاسخ قرآن در این آیات، بیان حقیقت «کن فیکون» است، یعنی اراده خداوند برای تحقق هر چیزی کافی است. این بیان، نشاندهنده آن است که همه استدلالهای دشمن، از نادیده گرفتن مقام اراده الهی ناشی میشود. او جهان را صرفاً در چارچوب علل مادی میبیند و از همینرو، قدرت مطلق الهی را درک نمیکند.
انواع دشمن و دشمنی
آیات پایانی سوره یس، تصویری چندلایه از دشمن ارائه میدهد. دشمن، صرفاً یک جریان بیرونی نیست، بلکه مجموعهای از ویژگیها، شامل غفلت از نعمتها، وارونگی در فهم واقعیت، لجاجت و مغالطه، تمسخر حقیقت، احساس امنیت کاذب، انکار معاد و جهل مرکب است.
در نهایت، قرآن با بازگرداندن همه چیز به مالکیت و حاکمیت مطلق خداوند، یعنی همان (فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ)، نشان میدهد که سرنوشت این دشمنی، چیزی جز شکست نیست.
این آیات، بیش از آنکه صرفاً روایتگر سرنوشت منکران باشند، یک نقشه راه برای شناخت ریشههای دشمنی با حق در هر زمان و هر جامعهای ارائه میدهند.
منبع: فارس