باشگاه خبرنگاران جوان - در حالی که میلیونها روستایی ایرانی در خانههای گلی و مشترک با حیوانات، با بیماریهای کشندهای، چون مالاریا، اسهال میکروبی، سرخک و تراخم دستوپنجه نرم میکردند و میانگین عمر مردم از ۲۵ تا ۳۰ سال فراتر نمیرفت، یک خط پروازی ویژه و پرهزینه میان تهران و زوریخ برقرار بود!
پروازی نه برای درمان بیماریهای صعبالعلاج، بلکه تنها برای کشیدن یا «تعمیر» دندانِ طبقه حاکم! این تضاد عمیق، تصویر واقعی از اوضاع بهداشتی ایران در دوران پهلوی است که حتی تا نیمه قرن بیستم، کشور را در نازلترین رتبههای منطقه خاورمیانه قرار داده بود.
بررسیهای تاریخی و گزارشهای محققان خارجی نشان میدهد که نهادهایی مانند «سپاه بهداشت» بهمرور کارکرد اصلی خود را از دست داده و به ابزاری تبلیغاتی بدل شده بودند. بر اساس آمار سال ۱۳۵۴، در حالی که در مناطق شهری به ازای هر ۹۵۱۸ نفر یک درمانگاه وجود داشت، در روستاها به ازای هر ۱۳۹۸۸ نفر فقط یک درمانگاه با امکانات ناقص مستقر بود.
از سوی دیگر، طبق آمار سال ۱۳۵۵، از مجموع ۱۳۴۲۸ پزشک کشور، تنها ۷۹۵ پزشک در روستاها حضور داشتند؛ فاصلهای چنان فاحش که حکومت را مجبور به واردات پزشکان هندی، پاکستانی و بنگلادشی کرد.
در همین شرایط، خاطرات اسدالله علم از ابعاد بیعدالتی و ولخرجیهای شاه و درباریان پرده برمیدارد. علم در یادداشت «شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۴۸» مینویسد: «در واشنگتن دندانهای شاهنشاه درد گرفت. تصمیم گرفتند دو روز به زوریخ برای معالجه تشریف ببرند. با آنکه دو روز گرفتار معالجه دندان بودند ولی روی هم رفته خوش گذشت».
گاهی نیز دندانپزشک سوئیسی با تشریفات کامل به کاخ احضار میشد؛ چنانکه علم در «یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۴۸» آورده است: «دندان ساز شاهنشاه را از سوئیس خواسته بودم. دیشب آمد صبح با تلفن فرمودند به تشریفات بگو شرفیابیهای امروز موقوف است. صبح دندان ساز در آتلیه کاخ نیاوران شرفیاب شد… شاهنشاه بعد از نیم ساعت خیلی سرحال بیرون آمدند… فرمودند: دندانم را کشیدم دیگر به درد نمیخورد».
استفاده از پزشکان کشورهای غربی برای موارد جزئی، به روالی عادی در دربار بدل شده بود. علم در «دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۵۴» مینویسد: «صبح اطبای فرانسوی را راه انداختم تا برای معاینه شاهنشاه و گرفتن خون به دیزین بروند» و در «یکشنبه ۵ آذر ۱۳۵۱» درباره سفر فرح پهلوی نقل میکند: «به فرودگاه رفتم که علیاحضرت شهبانو برای معالجه دندان خیال دارند چند روزی تشریف ببرند به زوریخ… ما در سرما ماندیم… تا بالاخره داخل هواپیما رفتیم. قدری ودکا خوردیم. گرم شدیم…».
حتی خود علم و خانوادهاش نیز برای ترمیم دندان عازم سوئیس میشدند؛ او در «سهشنبه ۲۷ مهر ۱۳۵۵» مینویسد: «فردا صبح با هواپیمای ساعت ۷/۵ به زوریخ برای تعمیر دندانهایم بروم» و در «پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۵۴» یادآور میشود: «خانم علم را در منزل بدرقه کردم که با دخترم ناز برای تعمیر دندان به زوریخ بروند».
محمدحسین راجی در کتاب «جعبه سیاه» مینویسد: «این اسناد نشان میدهد که مسئله بهداشت در عصر پهلوی، نهتنها اولویت حکومت نبود، بلکه شکاف عمیق ساختاری باعث شد تا درآمدهای کشور صرف رفاه ارستوکراتی گردد، در حالی که عامه مردم از ابتداییترین خدمات درمانی محروم بودند.»
منبع: فارس