سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

۲۰۰ لوله تریاک اعلای کرمان هدیه به دیکتاتور فراری

در حالی که فرماندهان ارتش در مسیر بندرعباس با جعبه‌های پیچیده‌شده «تریاک اعلای ماهان» به پای‌بوسی رضاشاه می‌شتافتند و کنسول انگلیس خیال خاندان پهلوی را از خرج و مخارج آینده راحت می‌کرد، در تهران یک شعبده‌بازی سیاسی در حال جریان بود.

باشگاه خبرنگاران جوان - «چقدر بگوییم ۶۸ میلیون تومان پول شاه سابق و آنچه در بانک‌ها اندوخته، مال ملت است و با مال مردم، بخشش و عطا فرمودن معنی ندارد؟!» این صدای خشم روزنامه‌ها و مردمی بود که در شهریور ۱۳۲۰، پس از بیست سال سرکوب، غصب املاک و سانسور، منتظر محاکمه رضاشاه بودند. 

اما ناگهان با شعبده‌بازی سیاسی محمدعلی فروغی غافلگیر شدند. نخست‌وزیری که به‌جای کشاندن دیکتاتور به پای میز محاکمه، مالِ غصب‌شده ملت را شست‌وشو داد، آن را تحت عنوان «عطایای ملوکانه» و «بخشش شاهانه» به خود مردم صدقه داد و در نهایت زمینه فرار بی‌دردسر رضاشاه را فراهم کرد. 

در روز‌های پرالتهاب شهریور ۱۳۲۰، زمانی که چکمه‌های نیرو‌های متفقین غرور ملی ایرانیان را زیر پا می‌گذاشت و دیکتاتوری بیست‌ساله در هم می‌شکست، خشم فروخورده جامعه آتش‌فشان‌وار زبانه کشید. مردم و نمایندگان مجلس در انتظار یک دادگاه تاریخی برای رسیدگی به جنایات، غصب املاک و پایمال شدن اصل مالکیت بودند. 

اما درست در همین نقطه عطف، مهره‌ای بر مسند نخست‌وزیری نشست تا این طوفان خشم را مهار کند: محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، نخست‌وزیر منتخب رضاشاه و از اخلاف حاج مؤمن اصفهانی (از یهودیان بغداد که برای تجارت تریاک به اصفهان آمده بود).

فروغی، از چهره‌های شاخص لژ فراماسونری «بیداری ایران» در سال ۱۲۸۶ شمسی و دارنده مقام استاد اعظم با عنوان خاص «چراغدار»، همان فردی بود که سعید نفیسی در وصف هم‌قطارانش در کتاب «نیمه راه بهشت» می‌نویسد: «صد‌ها فراماسون ایرانی هستند که خالصاً و مخلصاً و عبیدانه با کمال حضور ذهن و امانت و صداقت به سیاست نابکارانه انگلیس در ایران خدمت کرده‌اند.» 

او که پدرش محمدحسین اصفهانی نیز از اعضای فراموشخانه میرزا ملکم‌خان بود، در نقش منجی ظاهر شد؛ اما کارنامه دولت چندماهه او چیزی جز یک عملیات پیچیده برای تطهیر رژیم پهلوی و فرار دادن دیکتاتور از پاسخگویی نبود. 

بزرگ‌ترین معضلی که فروغی با آن رو‌به‌رو شد، ثروت افسانه‌ای و املاک غصبی رضاشاه بود. 

علی دشتی، نماینده مجلس وقت، در نطق تند اول مهر ۱۳۲۰ خود به این موضوع اعتراض کرده و گفت: «در این بیست‌ساله اصل مالکیت که یکی از اصول مهمه حقوق بشری است مراعات نشده و حق مالکیت کاملاً متزلزل شده… مردم را در زندان انداخته و املاک آنها را قباله کرده‌اند، حال دولت مکلف است اموال مردم را به آنها پس بدهد.» 

علی دشتی حتی به طلبکاری‌های ۳۵ میلیون تومانی شهرداری تهران از شاه بابت عمارات شخصی اشاره کرد و گفت: «شهرداری تهران برای حمل سنگ و گچ و آهک ساختمان‌های شاه کامیون‌های متعددی دارد، ولی نه برای رفع حوائج شهر!».

اما پاسخ فروغی چه بود؟ او به‌جای محاکمه شاه و بازگرداندن اموال، سریعاً «هبه‌نامه» و «صلحنامه‌ای» صوری تنظیم کرد تا وجوه غصب‌شده و ده‌ها میلیون تومان پول بانک‌ها به محمدرضا پهلوی منتقل شود. سپس دستگاه تبلیغاتی فروغی همان پول‌های دزدیده‌شده از جیب مردم را به عنوان «عطایای ملوکانه» جا زدند؛ از اعطای ۱۰ میلیون ریال به وزارت فرهنگ گرفته تا توزیع ۷ کیلو برنج و ۳ کیلو قند بین افسران ارتش! 

فروغی در جلسات خصوصی مجلس به وکلا قول شرف داده بود که قبل از رسیدگی به حساب‌های بیست‌ساله و تعیین تکلیف جواهرات سلطنتی، اجازه خروج به رضاشاه داده نخواهد شد. اما در خفا، سناریوی فرار او را با هماهنگی بریتانیا بازنویسی کرد. 

وقتی شائبه خروج نفایس ملی مطرح شد، فروغی مدعی شد که مأموران گمرک بندرعباس اثاثیه شاه را بازرسی کرده و صورت‌مجلس تنظیم نموده‌اند. ادعایی که خنده و خشم مطبوعات را برانگیخت؛ چراکه به قول عمیدی نوری، چطور یک مأمور ۴۰ تومانی گمرک جرئت داشت صندوق اوراق بهادار و جواهرات شاهی را تفتیش کند که تا شعاع ۵۰۰ متری اقامتش در اصفهان کسی حق عبور نداشت و طلا را از مثقالی ۲۰ تومان به ۴۵ تومان رسانده بود؟ 

سرانجام در پنجم مهر ۱۳۲۰، رضاشاه بدون پرداخت حتی یک ریال خسارت یا پاسخگویی به دادگاه، با کشتی انگلیسی «بندرا» به سوی جزیره موریس فرستاده شد.

این در حالی بود که فرماندهان ارتش مانند سرتیپ سیاه‌پوش با هدایایی نظیر ۲۰۰ لوله تریاک اعلای ماهان کرمان به پای‌بوسی‌اش می‌رفتند و کنسول انگلیس در بندرعباس خطاب به شاهپور‌ها گفت: «خاطر مبارک آسوده باشد، حکومت هندوستان ترتیب همه کار‌ها را داده است.» 

رسواترین بخش کارنامه فروغی، سخنرانی او از رادیو تهران بود. در حالی که مردم منتظر مجازات دژخیمانی، چون سرپاس مختاری (رئیس شهربانی) بودند، فروغی در نطق خود علت بیست سال سرکوب را «ناسپاسی و بی‌لیاقتی خود مردم» دانست و گفت: «علت اصلی این بوده که قدر این نعمت را درست نمی‌دانستید… وگرنه رضاشاه تقصیری نداشت!» 

او مردم را به سکوت فراخواند و گفت اگر مخلوقی بازخواست نکند، خالق از او بازخواست خواهد کرد! روزنامه تجدد ایران در نامه‌ای سرگشاده پاسخ داد: «پزشکان برای بیماری جنابعالی استراحت تجویز کرده‌اند، اما شما می‌خواهید همان نسخه استراحت و سکوت را برای مردم بدبخت و ستمدیده یک کشور تجویز فرمایید!» 

دولت فروغی با سرپوش گذاشتن بر جنایات گذشته و ساختن بت جدیدی از محمدرضا پهلوی، شاه جوان، فرصت تاریخی ایران برای رسیدن به دادخواهی ملی را به مسلخ برد.

برچسب ها: دیکتاتور ، تریاک ، رضاشاه
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.