سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

آژانس تکراری؛ ایران متفاوت

دوران پیشین تعاملات ایران و آژانس به سر آمده و فضای بین‌الملل شرایط جدیدی یافته است که در آن دولت‌هایی دارای حق وتو در کنار ایران ایستاده‌اند.

باشگاه خبرنگاران جوان - تصویب قطعنامه شورای حکام مبنی بر ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت چه گزینه‌هایی روی میز دارد؟ آمریکا چه مسیری را دنبال می‌کند؟ پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت چه سرانجامی خواهد یافت؟ همه این سؤالات حول اقدامی است که شورای حکام آژانس روز پنجشنبه رقم زد و قطعنامه ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت را تصویب کرد. شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچون خود آژانس به جای آنکه محلی برای حمایت از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای و تسهیل‌کننده دست‌یابی کشور‌های عضو آژانس به انرژی هسته‌ای و برخورداری از مواهب آن باشد، تصمیم گرفته ابزار اقدامات سیاسی غرب علیه کشور‌های غیردوست با غرب باشد. آنچه روز شنبه در شورای حکام علیه ایران رقم خورد، بخشی از همین فعالیت ابزاری آژانس است. در یک سال گذشته و علی‌رغم تجاوز بمب‌افکن‌های آمریکایی به تأسیسات هسته‌ای ایران، کنشی در رد و محکومیت این حملات از سوی آژانس دیده نشد و همچنان آژانس و شورای حکام و گروسی - دبیرکل آژانس- ترجیح می‌دهند در سوی متجاوز بایستند. چنین کنش‌هایی در قبال حقوق مردم ایران از سوی نهاد‌های بین‌المللی طی پنج دهه گذشته بار‌ها تکرار شده و اعتبار این نهاد‌ها را نزد ایرانیان به سطحی نازل رسانده است. از این منظر، اقدام شورای حکام برای ایرانیان یک بازی تکراری و خسته‌کننده است و اعتبار چندانی ندارد. اکنون موضوع اصلی این است که ایران چه باید بکند، نه آنکه شورای حکام چه کرده است.

نقض حقوق ایران

در نشست فصلی شورای حکام، قطعنامه‌ای با محوریت «عدم پایبندی ایران به تعهدات پادمانی» و «نقض تعهدات در زمینه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» به رأی گذاشته شد. از میان ۳۵ عضو، ۲۳ کشور رأی مثبت، ۳ کشور رأی منفی و ۸ کشور رأی ممتنع دادند. مخالفان روسیه، چین و نیجر بودند. در شورای حکام برخلاف شورای امنیت، حق وتو وجود ندارد؛ بنابراین اکثریت عددی می‌تواند تصمیم خود را تحمیل کند. همین موضوع باعث شده بود غربی‌ها از قبل، نتیجه را تقریباً قطعی بدانند.

واکنش نمایندگان چین و روسیه تند و صریح بود. نماینده روسیه، میخائیل اولیانوف، با اشاره به اینکه دشواری‌های کنونی در اجرای تعهدات پادمانی ایران ریشه در تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات تحت پادمان دارد، این اقدام را «فراتر از ابتدایی‌ترین موازین نزاکت دیپلماتیک» خواند. او تأکید کرد حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران، نقض مستقیم منشور سازمان ملل، حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های کنفرانس عمومی آژانس است. چین نیز با تأکید بر لزوم پرهیز از politization (سیاسی‌سازی) مسائل فنی، این تصمیم را غیرسازنده و ناقض حقوق قانونی ایران دانست.

مقامات ایرانی نیز واکنش‌های شدیدی نشان دادند. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه ایران با اشاره به تناقض رفتاری غرب گفت که ابتدا تأسیسات تحت پادمان را بمباران می‌کنند، سپس روند راستی‌آزمایی را مختل می‌سازند و آنگاه همان اختلال را دستاویز صدور قطعنامه می‌کنند. معاون اول رئیس‌جمهور نیز این قطعنامه را نماد استاندارد‌های دوگانه خواند و بر ایستادگی ایران بر حقوق قانونی خود تأکید کرد.

پیشینه تخریبی آژانس علیه ایران

پرونده هسته‌ای ایران طی دو دهه گذشته همواره در دستور کار آژانس و شورای حکام بوده و قطعنامه‌های متعددی علیه آن صادر شده است. آنچه، اما این دوره را از دوره‌های قبل متمایز می‌کند، هم‌زمانی تحرکات دیپلماتیک با حملات نظامی گسترده است. در ژوئن ۲۰۲۵، شورای حکام قطعنامه‌ای صادر کرد که ایران را به عدم پایبندی به تعهدات پادمانی متهم می‌کرد. تنها یک روز پس از صدور این قطعنامه، اسرائیل حملات خود به ایران را آغاز کرد و آمریکا نیز در ادامه همان جنگ، به این تأسیسات حمله کرد.

نکته اساسی آن است که آژانس و مدیرکل آن، در قبال این حملات و همچنین ترور دانشمندان هسته‌ای ایران در سال‌های گذشته، هیچ واکنشی در رد آن نشان نداده‌اند. این در حالی است که یکی از اصول بنیادین آژانس، مصونیت مراکز هسته‌ای از تعرض است. ایران پیش از تصویب قطعنامه اخیر، رسماً از آژانس خواسته بود «ممنوعیت همه اشکال حمله و تهدید به حمله علیه سایت‌ها و تأسیسات هسته‌ای» را در دستور کار کنفرانس عمومی قرار دهد، اما این درخواست با بی‌توجهی مواجه شد. پس از حملات، ایران نیز اعلام کرد اجازه بازرسی از تأسیسات آسیب‌دیده را به آژانس نخواهد داد. این چرخه معیوب - حمله، سکوت، اختلال در بازرسی و سپس صدور قطعنامه - عملاً فضای همکاری را تخریب کرده است.

از سویی، علاوه بر حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران، دانشمندان هسته‌ای ایران نیز بار‌ها هدف ترور قرار گرفتند که بخشی از اقدامات تروریستی اسرائیل و آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران است. درحالی‌که آژانس در این زمینه نیز سکوت کرده و حتی با این اتهام قریب به یقین مواجه بوده که اطلاعات مرتبط با دانشمندان ایرانی و یا حتی گرای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را در اختیار دولت‌های تروریست قرار داده است.

گزینه‌های پیش‌روی ایران

ایران در شرایط کنونی چند گزینه راهبردی روی میز دارد:

نخست، بازبینی در سطح همکاری با آژانس. ایران پیش از تصویب قطعنامه هشدار داده بود که در صورت ارجاع پرونده به شورای امنیت، ممکن است در همکاری خود با آژانس تجدیدنظر کند. این گزینه می‌تواند از کاهش دسترسی داوطلبانه تا تعلیق پروتکل الحاقی متغیر باشد.

دوم، تکیه صرف بر حمایت چین و روسیه در شورای امنیت. تجربه سال ۱۳۸۴ نشان می‌دهد که در آن زمان چین و روسیه به قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران رأی مثبت دادند؛ اما این بار شرایط متفاوت است و چین و روسیه سال‌هاست در نهاد‌های بین‌المللی در حمایت از ایران ظاهر شده‌اند و حال نیز انتظار می‌رود در شورای امنیت از حق وتو به نفع ایران استفاده کنند.

سوم، خروج از NPT این گزینه که پیش‌تر به دلیل هزینه‌های سیاسی و اقتصادی و احتمالاً نظامی آن کنار گذاشته شده بود، اکنون در محافل سیاسی ایران جدی‌تر مطرح می‌شود. واقعیت آن است که هزینه‌هایی که قرار بود خروج از NPT به همراه داشته باشد، عملاً بدون خروج از معاهده بر ایران تحمیل شده است. به عبارتی عامیانه، پس از ترور رهبر و دانشمندان و فرماندهان و تحمیل دو جنگ بر ایران و بمباران تأسیسات هسته‌ای، دیگر عملاً آب از سر ایران گذشته است و حتی این شبهه جدی را به وجود آورده که دیگر قرار است چه اتفاقی بیفتد تا ایران در همکاری خود با آژانس تجدیدنظر کند؟!

از سوی دیگر، آشکار شدن ضعف کشور‌های عربی منطقه در جنگ و حرکت آنها به سمت هسته‌ای شدن یا تهیه سپر هسته‌ای، شرایط منطقه‌ای را تغییر داده است. خروج ایران از NPT می‌تواند موجی از خروج دیگر کشور‌ها را به همراه داشته باشد و نظام عدم اشاعه غربی را که مبتنی بر حفظ قدرت انحصاری برای غرب است، با چالش جدی مواجه کند.

چهارم، تدوین شیوه جدید برای بازرسی‌ها. ایران بر این باور است که شرایط پساجنگ، اقتضائات فنی، امنیتی و سیاسی جدیدی ایجاد کرده که ادامه کار به روال سابق را ناممکن می‌سازد.

زمینه‌سازی برای حمله به کوه کلنگ؟

یکی از پرسش‌های کلیدی آن است که آیا تصویب این قطعنامه را می‌توان مقدمه‌ای برای حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای کوه کلنگ دانست. به نظر می‌رسد غرب با این اقدام می‌کوشد «شاخک‌های دنیا را تیز کند» تا در صورت اقدام نظامی علیه کوه کلنگ، توجیه حقوقی و سیاسی داشته باشد؛ اما واقعیت آن است که پس از دو جنگ اخیر و حملات مستقیم به تأسیسات هسته‌ای، آمریکا و اسرائیل عملاً از دغدغه توجیه افکار عمومی عبور کرده‌اند. با این حال، دو نکته حائز اهمیت است: نخست اینکه ایران باید این واقعیت را به عنوان یک مطالبه جدی در دستور کار سیاست‌سازان قرار دهد که ماندن در NPT و آژانس، امنیت هسته‌ای کشور را تضمین نکرده است. دوم اینکه در صورت حمله احتمالی به کوه کلنگ، بخشی از پاسخ ایران باید درون‌هسته‌ای باشد، یعنی راهبردی اتخاذ شود که در خود حوزه هسته‌ای نیز اتفاقی رخ دهد، نه صرفاً پاسخ نظامی به حمله نظامی.

نقش گروسی و استاندارد دوگانه آژانس

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در این میان نقشی بحث‌برانگیزی ایفا کرده است. او خود را ابزار پیشبرد سیاست‌های آمریکا کرده تا شاید این خوش‌رقصی دیوانه‌وار، او را بر کرسی دبیر کلی سازمان ملل متحد بنشاند. گروسی با وجود حملات نظامی به تأسیسات تحت پادمان حتی یک بیانیه محکومیت صادر نکرد. در واقع، سکوت او در برابر تخریب تأسیسات هسته‌ای ایران، با واکنش سریع او به ادعای عدم پایبندی ایران، تضاد آشکاری دارد، درحالی‌که نسبت به نزدیک شدن درگیری‌های نظامی روسیه و اوکراین به تأسیسات هسته‌ای اوکراین به شدت حساس است.

این استاندارد دوگانه در جایی دیگر بیشتر نمود دارد و آن هم در برابر فعالیت‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی است. اسرائیل به عنوان تنها دارنده سلاح هسته‌ای در منطقه، هرگز به NPT نپیوسته و تأسیسات آن تحت بازرسی آژانس قرار نگرفته است. در مقابل، ایران به عنوان عضو NPT، تحت شدیدترین بازرسی‌ها قرار دارد، به بهانه هسته‌ای سال‌ها تحریم اقتصادی شده، اخیراً هم هدف حمله نظامی قرار گرفته و اکنون هم پرونده‌اش به شورای امنیت ارجاع شده است. این رویکرد دوگانه، اعتبار آژانس را به عنوان نهادی فنی و بی‌طرف، به شدت خدشه‌دار کرده است.

تصویب قطعنامه ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در شورای حکام، ادامه سیاست فشار حداکثری غرب علیه ایران است که با همدستی اروپایی‌ها و آمریکا طراحی شده است. این اقدام می‌تواند زمینه‌ساز فشار‌های بیشتر و حتی اقدامات نظامی بعدی باشد، اما ایران با در دست گرفتن ابتکار عمل، می‌تواند ضمن ایستادگی برابر فشارها، فضا را به نفع خود مدیریت کند. آنچه مسلم است، دوران پیشین تعاملات ایران و آژانس به سر آمده و فضای بین‌الملل شرایط جدیدی یافته است که در آن دولت‌هایی دارای حق وتو در کنار ایران ایستاده‌اند.

منبع: فرهیختگان

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.