سایر زبان ها

صفحه نخست

سیاسی

بین‌الملل

ورزشی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی هنری

علمی پزشکی

فیلم و صوت

عکس

استان‌ها

شهروند خبرنگار

وب‌گردی

سایر بخش‌ها

فراتر از سیاست؛ حکمرانی تمدن‌سازِ امام شهید

مردم‌سالاری دینی، آزادی معنوی، مقاومت اسلامی، عدالت و پیشرفت؛ مفاهیمی است که در منظومه فکری امام شهید در پیوند با یکدیگر قرار می‌گیرند.

باشگاه خبرنگاران جوان - مردم‌سالاری دینی، آزادی معنوی، مقاومت اسلامی، عدالت و پیشرفت و سرانجام «عزت، حکمت و مصلحت»؛ مفاهیمی که در منظومه فکری امام شهید در پیوند با یکدیگر قرار می‌گیرند تا تصویری متفاوت از حکمرانی، سیاست و جامعه ارائه دهند؛ تصویری که می‌کوشد میان ارزش‌های دینی، اراده مردم و الزامات جهان معاصر پیوند برقرار کند.

در هندسه فکری امام شهید، مفاهیم یادشده صرفاً اصطلاحاتی نظری نیستند، بلکه هرکدام بخشی از یک نگاه جامع به انسان، جامعه و تمدن را شکل می‌دهند؛ از مردم‌سالاری دینی که مشروعیت الهی را با انتخاب مردم پیوند می‌زند، تا آزادی معنوی که رهایی انسان از موانع درونی را زمینه‌ساز آزادی اجتماعی می‌داند و مقاومتی که تنها به میدان نظامی محدود نمی‌شود و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را نیز در برمی‌گیرد.

مردم در کنار دین؛ یک الگوی متفاوت

مردم‌سالاری دینی در این نگاه، نه تکرار الگوی دموکراسی غربی با افزوده‌ای از آموزه‌های دینی، بلکه الگویی مستقل با ریشه‌های اسلامی است. در این چارچوب، مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود نقش دارند، اما حیات سیاسی و اجتماعی از ارزش‌های دینی، عدالت و اخلاق جدا نمی‌شود.

این نگاه، حکومت را صرفاً سازوکاری برای اداره جامعه نمی‌بیند؛ بلکه آن را مسئول تحقق عدالت، خدمت به مردم و فراهم‌کردن زمینه رشد مادی و معنوی جامعه می‌داند. از همین منظر، تجربه حکومت امام علی (ع) و شیوه برخورد او با مخالفان، نمونه‌ای برای جمع میان اقتدار حکومت، آزادی و رعایت حقوق مردم تلقی می‌شود.

آزادی؛ از درون به درون به بیرون انسان

آزادی در این منظومه، تنها به حق انتخاب‌های اجتماعی و سیاسی محدود نیست. نقطه آغاز آن، آزادی انسان از قید‌هایی است که اراده او را از درون تضعیف می‌کنند؛ ترس، وابستگی و ناتوانی در برابر موانعی که انسان را از انتخاب آگاهانه بازمی‌دارند.

در این برداشت، آزادی معنوی پایه آزادی اجتماعی است. جامعه‌ای که انسان‌های آن از درون آزاد نشده‌اند، حتی با برخورداری از آزادی‌های اجتماعی نیز ممکن است از مسیر عدالت و عقلانیت فاصله بگیرد. به همین دلیل، معنویت نه یک امر حاشیه‌ای، بلکه بخشی از بنیان نظم اجتماعی و سیاسی معرفی می‌شود.

مقاومت؛ فقط میدان نظامی نیست

یکی از محور‌های مهم فهم منظومه فکری امام شهید، مفهوم مقاومت است؛ مفهومی که به عرصه نظامی فروکاسته نمی‌شود و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را نیز شامل می‌شود.

خامنه‌ای شهید دراین‌خصوص می‌فرمایند: «وقتی از مقاومت یاد می‌شود بلافاصله افکار به مقاومت در برابر نیرو‌های نظامی، امنیتی و امثال اینها معطوف می‌شود. خب، بله قطعاً مقاومت است، اما فراتر از آن، مقاومت فرهنگی است. اگر حصار فرهنگی، باور فرهنگی در کشور تکان بخورد، همه چیز از دست می‌رود...»

در این نگاه، فرهنگ به یکی از مهم‌ترین میدان‌های مقاومت تبدیل می‌شود؛ زیرا تضعیف باور‌ها و بنیان‌های فرهنگی می‌تواند سایر عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد.

نرمش قهرمانانه؛ انعطاف بدون عقب‌نشینی

در سیاست خارجی نیز مقاومت به معنای جمود و نفی دیپلماسی نیست. «نرمش قهرمانانه» در این منظومه، راهی برای جمع میان حفظ اصول و استفاده هوشمندانه از ظرفیت دیپلماسی است.

خامنه‌ای شهید در توضیح این مفهوم می‌فرمایند: «ما مخالف روش صحیح و منطقی دیپلماسی نیستیم... من سال‌ها پیش به آنچه "نرمش قهرمانانه" نامیده می‌شود، اعتقاد داشته‌ام... یک کشتی‌گیر که با حریف خود مبارزه می‌کند، نباید کسانی را که در کنار هستند فراموش کند. باید کاری که انجام می‌دهد و هدف حریف را بشناسد و با درایت عمل کند.» بنابراین، انعطاف در روش، به معنای تغییر در اصول نیست؛ بلکه تاکتیکی است که با شناخت شرایط، هدف طرف مقابل و الزامات میدان، امکان پیشبرد اهداف را فراهم می‌کند.

عزت، حکمت و مصلحت؛ سه اصل برای اداره جامعه

عزت، حکمت و مصلحت نیز صرفاً اصولی برای سیاست خارجی نیستند و در حوزه مدیریت داخلی و اقتصاد نیز قابلیت تعمیم پیدا می‌کنند. رهبر شهید انقلاب درباره این سه مفهوم می‌فرمایند: «در سیاست خارجی گفتیم "عزت، حکمت و مصلحت". در مدیریت، در امور داخلی و اقتصاد هم همین‌طور است... عزت یعنی تقویت درونی فرد یا جامعه. این امر، او را در مقابله با دشمن، موانع و مشکلات قوی می‌کند...». در این چارچوب، عزت به معنای تقویت توان درونی و پرهیز از پذیرش سلطه، حکمت به معنای تصمیم‌گیری عقلانی و آرام و مصلحت به معنای انتخاب گزینه‌ای است که منافع جامعه و کشور را تأمین کند.

سخن پایانی: حکمرانی در ترازِ تمدن

در نهایت، آنچه از منظومه فکری امام شهید برمی‌آید، تلاشی است برای گذار از «حکمرانیِ روزمره» به «حکمرانیِ تمدنی». این نگاه، دین را نه در حاشیه، بلکه در متنِ مناسبات اجتماعی و سیاسی تعریف می‌کند؛ به‌گونه‌ای که هیچ‌یک از مفاهیم «مقاومت»، «عدالت» و «آزادی» در خلأ معنا نمی‌یابند.

نقطه عزیمت این مدل فکری، «اعتمادبه‌نفس ملی» و «ظرفیت‌های درونی» است؛ و نقطه مقصد آن، تمدنی است که در آن، ابزار‌های مدرن اداره جامعه با غایت‌های اصیل دینی هم‌افزایی دارند. در این پارادایم، حکمرانی دیگر نه مدیریت صرف بحران‌ها، بلکه «هدایت جامعه به‌سوی آرمان‌های متعالی» است؛ آرمان‌هایی که در آنها اقتدار حکومت با رضایت و اراده مردم، و پیشرفت مادی با تعالی معنوی پیوندی ناگسستنی دارند.

این منظومه نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در نگاه امام شهید، نه یک ساختار ثابت و ایستا، بلکه جریانی پویاست که برای بقا و پیشروی، دائماً باید خود را در آینه اصولِ راهبردی‌اش بازخوانی کند.

منبع: فارس

تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.