باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد رستمپور- «مرگ بر مفسد اقتصادی»، «مسئول بیکفایت، استعفا، استعفا»، «اختلاسگر=اغتشاشگر»، «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده؛ مسئولین توهم نزنن»، «مرگ بر گرانی»، «مرگ بر غارتگر بیتالمال» و ... از جمله شعارها و دستنوشتههایی بود که راهپیمایی ۲۲ دی ۱۴۰۴ تهران و شهرستانها را به یک تجمع اعتراضی بزرگ تبدیل کرد. این شعارها اگرچه به شمار و شدت شعارها علیه آمریکا و اسرائیل نمیرسید، اما به شکل پربسامد و پررنگی وجود داشت و اتفاقاً مورد استقبال جمعیت حاضر نیز قرار میگرفت. مردم هر جا مدیر یا مسئولی میدیدند، اجازه حرکت به او نمیدادند، دورش حلقه میزدند و با صدای بلند و گاه اعتراضی، عملکرد او را به چالش میکشیدند و از او توضیح میخواستند. در نتیجه چه بسا باید گفت راهپیمایی دوشنبه در سراسر کشور، بزرگترین راهپیمایی اعتراضی در تاریخ بعد از انقلاب بوده که از محکومیت جنایت و کشتار عوامل آشوبگر و حمایت از نیروهای بسیج و فراجا داشته تا اعتراض به وضعیت معیشتی سختی که این روزها ایرانیان آن را تجربه میکنند.
اعتراض در همه سالهای پس از انقلاب، به اشکال و انواع گوناگونی بروز یافته، از اعتراض به معوقات جلوی مجلس گرفته تا کارزارهای آنلاینی که رسیدگی قضایی به یک موضوع را خواستار شده. با این همه، سیستم سیاسی همیشه مورد اتهام بوده که بستر و زمینهای برای اعتراض را فراهم نمیکند و حتی اعتراض به مقامات محلی و درجه چندم را نیز به عنوان خط قرمز میشناسد. مقالات و پژوهشهای پرشماری در مورد اصل ۲۷ قانون اساسی که تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح را به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد میداند و امکان اجرایی شدن و مرجع تشخیص آن نوشته شده. اصلی که به صورت عادی در مورد موضوعات گوناگون مورد استناد قرار میگیرد و حتی اجرا میشود. تجمعات اعتراضی و حتی تحصنهای سیاسی بی آنکه پیگیری قضایی در پی داشته باشد، در حال اجراست.
با این حال، به دلیل تمرکز دشمن بر این تجمعات در ده سال اخیر و تلاش برای تبدیل آنها به آشوبهایی که امنیت عمومی را تهدید کند، رفته رفته اعتراض را به یک اقدام حساس امنیتی و جعبه باروت سیاسی تبدیل کرده. تا جایی که معترضین به ویژه در بخشهای کارگری برای آنکه حرکت خود را از اتهام همکاری با دشمن برهانند، تصاویر امام راحل و رهبر انقلاب را روی بنرها و دستنوشتهها و پارچههای اعتراضی خود نصب میکنند و در تلاشند خود را وفادار به کلیت نظام معرفی کنند. بدیهی است هر اندازه نمایندگی صنوف و جمعیتها در ارکان ساختاری جمهوری اسلامی ایران، اعم از پارلمان و غیرپارلمان، ضعیفتر شود؛ تجمعات اعتراضی پرتعدادتر و شدیدتر خواهد شد. در نتیجه مرزگذاری آشوب و اعتراض بیش از آنکه کار مردم باشد، وظیفه حکومت است. بدین معنا که کوشش برای رساندن صدای معترض به حاکمیت و تلاش برای بررسی خواسته او در گام نخست و در ادامه پاسخگویی و پیگیری تا حصول نتیجه در روندی کوتاه، باید در اولویت جدی قرار گیرد.
۱۹ دی ۱۳۹۶، رهبر انقلاب در دیدار مردم قم در تحلیل اغتشاشاتی که شرایط ملتهبی برای کشور ایجاد کرده بود، تصریح کردند «اینجوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم مینشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکهها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند». با این بیان، مسأله و موضوع یا به تعبیر بهتر، زخمی نیست که مسئولین از آن مطلع نباشند. در سومین هفته اعتراضی که به آشوب جنایتکارانه منتهی شد، اعتراض به جهش دیوانهوار ارز که ثبات اقتصادی را تهدید میکرد، زمینهساز قرار گرفتن کشور در شرایط جنگ داخلی شد.
نمیتوان صرفاً با بیان اینکه «تحریم هستیم»، «منابع نداریم» و از این دست اظهارات ضعفنمایانه که در چند ماه اخیر به شکل گستردهای از زبان رئیسجمهور شنیده شد، مردم را آرام کرد. اگر مردم آنگونه که مسئولین ادعا میکنند، در صف نخست جهاد اقتصادی و تحمل سختی و رنج ناشی از مقاومت در برابر سلطهگری که حتی به زانو زدن ما نیز راضی نمیشود؛ هستند، باید برای آنها شب و روز را یکی کرد و تعارف و تملق و تعلل را کنار گذاشت و مردان و زنانی را وارد حوزه اجرا کرد که از طراحی، اقدام، برنامهریزی و اجرای آنچه معیشت مردم را بهتر میکند، دست نمیکشند. شرایط امروز کشور، استثنائی و بیسابقه نبوده است که مدیران و مقامات از آن اطلاع نداشته باشند.
کشورداری و مدیریت اجرایی، آن هم در جمهوری اسلامی ایرانِ زخمخورده از تحریم خارجی و ترس همسایهها، کار بسیار دشوار، پرزحمت و فرسایندهای است، اما تجربه رخدادهای سخت همه ۴۷ سال پس از انقلاب نشان داده بنبست معنا ندارد، به شرط آنکه به تعبیر شهید سلیمانی نترسید و نترسیم و نترسانیم. آنچه مردم در راهپیمایی دیروز فریاد زدند، مرگ بر عامل و آمرِ آشوبهایی بود که در شدت و خشونت، به جنایتهای منافقین در سالهای دهه ۶۰ شباهت دارد. اما آنچه زمینه این خشونت را ساخته، ناکارآمدی و ناتوانی در مدیریت اوضاع بوده؛ اوضاعی که اتفاقاً قابل مدیریت است. تلقی نبود راهکار به همان گزاره پایان ایده جمهوری اسلامی ایران که مورد نظر و سوژه تبلیغات دشمن است، میانجامد.
اولویتسنجی، طراحی و اقدام قاطع، چاره کار است. همان چیزی که راهپیمایی ۲۲ دی ۱۴۰۴ فریاد میزند و اتفاقاً هم امید میسازد و هم ایده. درست در نقطه مقابل شعارهای ساختارشکنانه و تندی که ارکان بنیادین نظام سیاسی را هدف گرفته و اتفاقاً از آهنگ و وزن و مبدأ انتشار آن میتوان کاملاً به پروژه بودن آن پی برد. با این نگاه، کاری که مردم در راهپیمایی دوشنبه کردند، بیش از آنکه در کمیت و شمار قابل ارزشگذاری باشد، در نوع اقدام که میتوان آن را یک اعتراض نجیبانه نامید؛ در خور احترام است.
کسی هم اگه واسه جاسوسی یا خرابکاری یا هرچیزی بیاد وسیله مخابراتیش وابسته به آنتن ایران نیست
نت رو وصل میکنید تا مردم سرگرم بشن بچه ها بازی کنن تو خونه هاشون.
مگه نمیگید توی خونه بمونن، تلوزیون که نگاه نمیکنن لا اقل بازی کنن.
الان وصل کنید چند هفته دیگه تازه به سرعت قابل قبول میرسه