باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد رستمپور - سه دهه پس از ورود اینترنت به ایران، کمتر کسی است که اینترنت را صرفاً یک ابزار فناورانه برای تأمین نیازهای بشر بداند. اینترنت تسهیل میکند، تسریع میکند و البته توسعه میدهد.
ارزیابی میزان دیتای مصرف ایرانیان در پلتفرمهای گوناگون نشان میدهد اینترنت برای بسیاری از ما اکنون چیزی فراتر از یک ابزار است و به محیط تبدیل شده. ما به واسطه اینترنت خرید میکنیم، تبادل مالی انجام میدهیم، سرگرم میشویم، ارتباط برقرار میکنیم و دهها استفاده دیگری که به دلیل سرعت تحولات و تغییر کاربریها هیچگاه در نظر و شمار نمیآید. از سویی دیگر، به دلیل برخی ناکارآمدیها در تهیه و تدارک اشتغال و سرگرمی، اینترنت، متوی و مسئول فراهمآوری زمینه و بستر کار در اشکال گوناگون و پر کردن اوقات فراغت شده.
اما تو در تو بودن کارکردهای این فضا سبب شده تفکیک و مواجهه با هر یک به صورت منفرد و جداگانه، دشوار و چه بسا ناشدنی باشد. ممکن است شما در اینترنت یک محتوای کاملاً مثبت معارفی ببینید، اما در همان زمان اطلاعات ارزشمندی از شخصیت و ترجیحات خودتان نشر بدهید که در یک جمعآوری پنهان از علایق شما، زمینه یک جعل یا فریب در خرید را تشکیل دهد.
به زبان سادهتر، هیچ کنشی از شما در اینترنت نیست که قطعه کوچک، اما مهمی از شناسایی شما را به وجود نیاورد. علاوه بر این، توسعه روزافزون رسانههای اجتماعی خارجی مانند اینستاگرام و یوتیوب و نفوذ جهشوار این رسانهها در میان ایرانیان، غیر از پیامدهای روانی و تربیتی، انحصاری از مدیریت افکار عمومی و مرجعیت ذهنی ساخته که با هیچ رسانهای قابل قیاس نیست.
براساس آمار اعلامی، بیش از ۴۰ درصد پهنای باند خارجی اینترنت مصرفی ایرانیان صرف اینستاگرام میشود و متا، شرکت دارنده اینستاگرام، به دلایل گوناگون حاضر به تأسیس دفتر در ایران و پذیرش التزامات بهرهمندی از دیتا و تبلیغات در ایران نیست. نتیجه آنکه مردم در حال مصرف و استفاده و زیست در فضایی هستند که کنترل و مدیریت آن در خارج از مرزهای ایران است. این موضوع در بحرانهایی مانند آنچه در ناآرامیهای ۱۴۰۱ بروز یافت، به یکباره وجه امنیتی پیدا میکند.
اینستاگرام و فراتر از آن، اینترنت در بحرانها سه کارکرد عمده بر عهده میگیرند که جز با قطعی سراسری نمیتوان با آن روبهرو شد: آموزش نافرمانی مدنی، استفاده از اسلحه و حتی خرید و فروش آن؛ سازماندهی و هماهنگی برای پیشبرد مقاصد آشوبگران و در نهایت، روایتسازی گسترده با هدف اجتماعیسازی موضوع تا دامنه بحران توسعه یابد.
این سه کارکرد در تجمعات اعتراضی هفته دوم دیماه که به خشونت افسارگسیخته و دیوانهوار سفاکانه در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ انجامید، برجستگی خاصی داشت. یک هفته پس از آن پنجشنبه سیاه، براساس برآوردهای میدانی، بازگشت شرایط عادی اینترنت یکی از خواستههای اساسی مردم است. اما این بازگشت، مجدداً فضا را به همان سمت و سوی پیش از بحران خواهد برد و زمینه را برای تداوم بحرانی که ابعاد و مرزهای آن همچنان آشکار نیست، فراهم میکند.
اینترنت که وصل شود، تصاویر و فیلمهای ارسالی به کانالهای ضدانقلاب به عنوان جرقههای خشم اجتماعی عمل خواهد کرد و تفکیک جانباخته و آشوبگر را از میان خواهد برد و با توجه به خشونت کمسابقهای که تنها در جنایات منافقین در دهه ۶۰ میتوان مانند آن را دریافت، تحرک برای جا زدن جلاد به عنوان شهید به شکل حجیمی روزافزون خواهد شد. این مهم با توجه به بالا بودن شهدایی از مردم عادی که قربانی خشونت تروریستی پنجشنبه شب دو هفته پیش شدند، موجی از عصبانیت را ایجاد خواهد کرد.
از سویی دیگر، وابستگی بالای کارکردهای عادی زندگی ایرانیان در حوزههای آموزشی، سرگرمی و به ویژه درآمدزایی به شکلی است که اساساً بستن کامل پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تلگرام ممکن نیست. اینجاست که همزمان با ضرورت یافتن اصلاحات اقتصادی با هدف اعمال یک نگاه تأمینی به معیشت روزانه مردم، بایستی برای حل این دوگانه وابستگی به پلتفرم خارجی و آسیب به امنیت ملی فکری اساسی کرد.
کسب و کارهای اینترنتی پیش از قطعی اینترنت در ساعات پایانی پنجشنبه، به دلیل فشار خردکننده اوباش مجازی مجبور شدند شکلی از تعطیلی اجباری را تجربه کنند. در نتیجه، باز شدن اینترنت به ویژه در پلتفرمهای چندکارهای که سرگرمی و خرید و فروش تفکیک ندارند؛ خرید و فروش را به شرایط عادی بازنمیگرداند.
تجربه جهانی در متعهدسازی پلتفرمهای خارجی که در کشورهایی مانند ترکیه و هند با جدیت دنبال میشود، در ایران قابل تکرار نیست؛ همچنان که ایران با اعمال یک حکمرانی ملی دیجیتال مانند آنچه در چین و تا اندازهای روسیه نیز فاصله جدی فناورانهای دارد، حتی اگر تفاوتهای فرهنگی ایران در تعامل با سایر ملل و آن جوامع را نیز در نظر نگیریم. در نتیجه یک معمای چندوجهی و معادله چندمجهولی پیش روی ماست که نمیتوان صرفاً آن را با دو گزینه باز کردن کامل اینترنت یا قطعی سراسری حل کرد.
از اینترنت گریزی نیست، اما تأثیر این فضا و محیط بر مسمومسازی اذهان و سلب شرایط عادی زندگی نیز قابل انکار نیست. نتیجه آنکه باید کاری کرد ضمن احترام به حق انتخاب، آنقدر درگاه و پلتفرم و محیطهای رقابتی بر بستری که امکان اعمال اراده و مدیریت فضا دارد، ساخت تا این وابستگی به تدریج کاسته شود و از سویی دیگر، توانایی فنی برای شکلی از مدیریت که صفر و یکی نباشد؛ نیز بالا برد تا حکمرانی ملی و بومیسازی به معنی قطعی سراسری نباشد و البته زیست و زندگی و حیات و ممات و خلوت و جلوت ایرانیان نیز به رایگان در اختیار دیگرانی که تعهدی به حفظ جان و دارایی ما ندارند؛ قرار نگیرد.
حق این مردم شریف صبور نیست همه کسب کارها همه چی به اینترنت بین الملل بستگی داره بیشتر از این مردم رو اذیت نکنید خدا هم خشم و صبری داره …
مردم خسته شدن.
هیچ وقت بابای پولدار نداشتیم که هر چی خواستیم برامون فراهم کنه بعد بیایم اینجا بگیم همه چی قطع کن فقط پلتفرم داخلی
تو کنکور با سهمیه هاتون حق من و امثال من خوردید الانم دارید زورگویی میکنید
مِن و مِن کردنتون چیه؟