باشگاه خبرنگاران جوان - گزارش جدید مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با عنوان «واکاوی تصویر برند (ویژند) ملی جمهوری اسلامی ایران در بعد فرهنگی» نشان میدهد با وجود ظرفیتهای کمنظیر تاریخی، تمدنی و فرهنگی ایران، تصویر برند (ویژند) ملی کشور در ارزیابیهای جهانی، جایگاهی نادرست و نامطلوب دارد؛ وضعیتی که بیش از آنکه بازتاب واقعیت فرهنگی ایران باشد، حاصل شکاف عمیق میان «هویت برند ملی» و «تصویر ادراکی» ایران در افکار عمومی جهانی است.
بنابر این گزارش، در جهان امروز «برند ملی» به یکی از سرمایههای راهبردی کشورها تبدیل شده و نقش مستقیمی در جذب سرمایه خارجی، توسعه گردشگری، افزایش صادرات و تقویت نفوذ دیپلماتیک دارد. در این میان، مؤلفههای فرهنگی بهدلیل جذابیت بالا و حساسیتزایی کمتر نسبت به حوزههای سیاسی و امنیتی، ظرفیتی تعیینکننده برای بهبود تصویر کشورها به شمار میآیند.
این گزارش که توسط محمدامین قاسمی پیربلوطی تهیه و تدوین شدهاست، تأکید میکند که ایران، علیرغم برخورداری از میراث تاریخی غنی، تنوع فرهنگی گسترده و سرمایه انسانی قابلتوجه، در اغلب نمایههای معتبر جهانی برند ملی، رتبههایی پایین و بعضاً نگرانکننده دارد. براساس یافتههای گزارش، ایران در «نمایه بهترین کشورها» رتبه ۸۲ از ۸۹، در «نمایه جهانی قدرت نرم» رتبه ۶۲ از ۱۹۳ و در «نمایه کشور خوب» رتبه ۱۵۲ از ۱۷۴ را به خود اختصاص داده و حتی در برخی شاخصهای معتبر جهانی نیز غایب است.
تحلیل این وضعیت نشان میدهد مسئله اصلی، «انزوای تصویری» ایران در سطح جهانی است؛ بهگونهای که اگرچه میزان شناخت جهانی از ایران بالاست، اما این شناخت الزاماً به نگرش مثبت منجر نشده و در بسیاری موارد با کلیشهها، روایتهای منفی یا برداشتهای ناقص همراه است. میراث فرهنگی ایران شناختهشده، اما دستنیافتنی تصور میشود، فرهنگ معاصر و سرمایه انسانی با ادراکهای منفی مواجهاند و نقش ایران در مشارکتهای جهانی و خیر عمومی با فاصله قابلتوجهی از واقعیت بازنمایی میشوند.
از منظر سیاستگذاری در سطح داخلی، گزارش مرکز پژوهشها از «فقدان مفهوم برند ملی» در اسناد بالادستی و غلبه رویکردی بخشی، پراکنده و بعضاً متعارض خبر میدهد. بهگفته این گزارش، وجود بیش از ۶۰ دستگاه دارای نقش مستقیم یا غیرمستقیم در حوزه تصویر کشور، بدون نهاد فرابخشی هماهنگکننده، به تورم نهادی، همپوشانی ناکارآمد و تضعیف اثرگذاری سیاستها انجامیده است.
در عین حال، گزارش با نگاهی انتقادی به نمایههای جهانی برند ملی و تصویر کشور، به سلطه گفتمان لیبرال غربی در سنجش تصویر کشورها اشاره میکند؛ گفتمانی که با جهانشمولانگاری ارزشهای خاص، فرهنگهای غیرهمسو از جمله فرهنگ ایرانی-اسلامی را کمتر قابلاعتنا جلوه میدهد.
از منظر روششناختی نیز، سوگیریهای جغرافیایی، تحریمهای آماری و وزندهیهای سلیقهای، جایگاه ایران را بهطور ساختاری تضعیف کردهاند.
با این حال، گزارش تأکید میکند که تصویر نامطلوب ایران صرفاً نتیجه فشارهای بیرونی نیست و بخشی از آن به چالشهای درونی بازمیگردد؛ از جمله نبود راهبرد یکپارچه، ضعف در تبدیل میراث فرهنگی به «تجربه زیسته جذاب»، ناهماهنگی پیامهای فرهنگی و کمتوانی در دیپلماسی رقومی.
در بخش پایانی، مرکز پژوهشهای مجلس مجموعهای از راهکارهای سیاستی و تقنینی را برای ارتقای برند ملی ایران پیشنهاد میدهد؛ از جمله تأسیس «مرکز راهبری ویژندسازی ملی» ذیل نهاد ریاستجمهوری، ایجاد «پنجره واحد دادههای ویژند ملی»، تعامل فعال با نهادهای رتبهبندی جهانی، طراحی نمایههای بدیل با مشارکت کشورهای همسو، تقویت صادرات صنایع فرهنگی و خلاق و نیز اجرای پویشها و رویدادهای روایتساز ملی و بینالمللی.
در مجموع، این گزارش تأکید میکند که بازسازی تصویر ایران در جهان، نه با واکنشهای مقطعی، بلکه با راهبردی منسجم، دادهمحور و روایتپرداز ممکن است؛ راهبردی که فرهنگ را از حاشیه به متن سیاستگذاری برند ملی بازگرداند.