کاخ سفید با شبیه‌سازی ناشیانه ایران و ونزوئلا، در حال ورود به دامی است که پایانش فروپاشی ثبات جهانی است.

باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - دونالد ترامپ با کوله‌باری از ادعا‌های پیروزی در جبهه‌های دیپلماتیک ناتو و فشار بر کاراکاس، بار دیگر به پشت میز بیضی بازگشته است؛ اما این بار با نقشه‌ای که بوی باروت و سوءمحاسبه می‌دهد. بر اساس گزارش افشاگرانه میدل ایست آی، تیم سیاست خارجی ترامپ بر پایه اطلاعاتی ناقص و سوگیرانه، سناریویی را ترسیم کرده‌اند که هدف آن «ونزوئلایی‌سازی» ایران است. این راهبرد که بر مبنای حملات هوایی محدود و فلج کردن کامل شریان‌های نفتی بنا شده، نه یک تدبیر نظامی، بلکه یک «خودکشی استراتژیک» در قلب خاورمیانه است.

واشنگتن تصور می‌کند ایرانِ پس از اعتراضات داخلی و فشار‌های اقتصادی، میوه‌ای رسیده است که با یک تکان نظامی سقوط خواهد کرد. اما این تحلیل، بزرگترین خطای محاسباتی قرن بیست و یکم است. ایران نه یک «جمهوری موز فروش» در آمریکای لاتین، بلکه یک قدرت تمدنی با عمق استراتژیک است که ریشه‌هایش در هزاران کیلومتر فراتر از مرز‌های جغرافیایی‌اش گسترده شده است.

فراتر از نفت؛ قدرت سخت و نفوذ معنوی

قیاس ایران با ونزوئلا توسط تیم ترامپ، نشان‌دهنده فقر سواد تاریخی و ژئوپلیتیک در لایه‌های تصمیم‌ساز واشنگتن است. برخلاف کاراکاس که ارتش آن عمدتاً نقشی کلاسیک و محافظتی دارد، جمهوری اسلامی متکی بر ساختاری منحصر‌به‌فرد به نام سپاه پاسداران است. میدل ایست آی تاکید می‌کند که سپاه صرفاً یک نهاد نظامی نیست، بلکه یک کارتل عظیم نظامی-اقتصادی با دهه‌ها تجربه در دور زدن تحریم‌ها و مدیریت شبکه‌های نامتقارن است.

قدرت ایران برخلاف متحدان منطقه‌ای آمریکا، عاریتی نیست. زرادخانه موشکی ایران با بیش از سه هزار فروند موشک بالستیک و کروز، نه برای رژه، بلکه برای «روز واقعه» طراحی شده است. ترامپ باید بداند که در صورت کوچکترین ماجراجویی، هدف تهران صرفاً پایگاه‌های آمریکایی نخواهد بود؛ بلکه تمام زیرساخت‌های انرژی شرکای منطقه‌ای، از امارات تا جمهوری آذربایجان، در بانک اهداف ایران قرار دارند. نفوذ معنوی رهبری ایران بر توده‌های شیعه در عراق، لبنان، یمن و بحرین، لشکری غیررسمی ایجاد کرده که می‌تواند منافع غرب را در هر نقطه‌ای از جهان به خطر بیندازد؛ قابلیتی که نیکولاس مادورو حتی در خواب هم نمی‌بیند.

بازگشت به عصر استعمار یا بیداری ملی؟

اصرار ترامپ بر تحمیل توافقی که صادرات نفت ایران را به انحصار واشنگتن درآورد، یادآور دوران تاریک کنسرسیوم‌های نفتی «هفت خواهران» در دهه ۱۹۵۰ میلادی است. گویی کاخ سفید می‌خواهد عقربه‌های ساعت را به پیش از ملی شدن صنعت نفت بازگرداند. اما گزارش میدل ایست آی هشدار می‌دهد که این رویکرد، نادیده گرفتن حافظه تاریخی ملتی است که کودتای ۲۸ مرداد و هشت سال جنگ تحمیلی را از سر گذرانده و از دل آن تجربه‌ها، به خودکفایی نظامی رسیده است.

تلاش برای تسلیم مطلق ایران، به جای استفاده از کانال‌های دیپلماتیک موجود (نظیر میانجی‌گری عمان)، تنها منجر به رادیکال‌تر شدن فضای سیاسی در تهران خواهد شد. واشنگتن در توهمی به‌سر می‌برد که گمان می‌کند فشار نظامی باعث جدایی مردم از حاکمیت می‌شود، اما تجربه تاریخی ثابت کرده که تهدید خارجی در ایران، همواره به «انسجام ملی تحت پرچم» منجر شده است. ترامپ با این قمار، در واقع تیشه به ریشه همان دیپلماسی لرزانی می‌زند که می‌توانست مانع از یک انفجار بزرگ شود.

شعله‌ور شدن جنگ سوم خلیج فارس

اگر ترامپ بر اجرای نقشه «سر زدن» به رهبری ایران و حملات محدود اصرار ورزد، نه یک پیروزی سریع، بلکه «جنگ سوم خلیج فارس» را کلید خواهد زد. تفاوت این جنگ با نبرد‌های قبلی در این است که شروعش شاید با واشنگتن باشد، اما پایانش قطعا در اختیار آنها نخواهد بود. بستن تنگه هرمز، تنها یکی از اهرم‌های فشار تهران است؛ فلج شدن امنیت انرژی جهانی و سقوط بازار‌های بورس غرب، کمترین بهای این ماجراجویی خواهد بود.

تل‌آویو و واشنگتن در حالی بر طبل جنگ می‌کوبند که از درک «تاب‌آوری ایدئولوژیک» ایران عاجز هستند. ایران نشان داده است که در بازی شطرنج قدرت، همیشه چند گام جلوتر از محاسبات کلاسیک غرب حرکت می‌کند. گزارش میدل ایست آی به وضوح نشان می‌دهد که راهبرد «فشار حداکثری ۲» به جای به زانو درآوردن تهران، خاورمیانه را به انبار باروتی تبدیل می‌کند که جرقه آن، کل نظم نوین جهانی را به خاکستر تبدیل خواهد کرد. ترامپ باید پیش از آنکه دیر شود، درس‌های تاریخ را مرور کند: ایران نه تسلیم می‌شود و نه با مدل‌های صادراتیِ سقوط، فرو می‌پاشد.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار