باشگاه خبرنگاران جوان - ایران عزیز و شریف ما در برهههای تاریخی گوناگون، دستخوش تهاجمات و تجاوزات بیگانگان قرار گرفته است. نقش کلیدی ایران در بعضی مناسبات جهانی و نیز محوریت ژئوپولتیک این سرزمین سبب شده است که در اعصار مختلف، حس طمع بیگانگان برای دستاندازی به خاک آن برانگیخته شود.
جنگ تحمیلی اخیر (جنگ رمضان) نمونهای است کاملا محسوس و در دسترس که دیگربار نشان داد مقاومت ایرانیان در برابر حملات دشمنان آنها تا چه میزان غیورانه و عزتمندانه است؛ خصوصا اجتماعات مردمی شبانه در سوگ امام شهید و حمایت قاطع تودههای مردم از نیروهای مسلح در ضمن همین تجمعات، بار دیگر اثبات کرد که دفاع از کیان ایران و ایستادگی در برابر زور و ظلم، تکهای مهم و مؤثر در پازل منش و کنش اجتماعی ایرانیهاست که انصافا حیرت و حسرت جهانیان را در پی داشت.
دربارهی این حماسههای شبانه و بیوقفه، بسیار نوشتهاند و منبعد نیز حتما محل تأملات و تحقیقات نظری در حوزههای علوم انسانی خواهد بود. اما در این یادداشت برآنیم که سابقهی تاریخی این حرکات اجتماعی خارقالعاده را در دو بزنگاه تاریخی بسیار مهم مرور کنیم.
۱. حمله مغول
حملهی برقآسا و دهشتناک مغولها به ایران، یکی از دورههای تاریخی مهم این سرزمین را رقم زد. این هجوم چنان وسیع و اثرگذار بود که ساحتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران را تحتتأثیر قرار داد و آثار طولانیمدت آن تا قرنها بعد نیز جامعهی ایران را درنوردید. فارغ از مماشات و سکوت بعضی گروههای اجتماعی و سیاسی در برابر این تجاوزات خشن، بارقههایی از ایستادگی در مقابل حملهی مغول نیز در ایران آن روز قابلمشاهده است. از جملهی این مقاومتها، حرکت اجتماعی جریان فتوت بود که به «فتیان» شهرت داشتند. این گروه هرچند با جریان «تصوف» در برخی اندیشهها و ایدهها اشتراک نظر داشتند، دقیقا برخلاف آنها _ که عزلت و انزوا را ترجیح میدادند_ در صحنههای اجتماعی آن روزگار، پررنگ و پیگیر ظاهر شدند. جریان فتوت که حضرت امیرالمؤمنین (ع) را «فتای مطلق» میدانست، در بحبوحهی استیلای مغولان و بعدتر استقرار ایلخانان کوشید تا با تأکید بر مفهوم عدالت، نوعی از مقاومت را در برابر مهاجمان پی بگیرد. این فتیان با درنظرداشتن آیین و رسم جوانمردی اولا در بعضی نواحی به عملیات نظامی علیه مغولان دست میزدند و ثانیا پس از ویرانی شهرها در اثر غارت مغولان، به بازسازی آن همت میگماشتند. علاوهبر این، دستگیری از مردم آسیبدیده و بیخانمان و کمک به آنها خصوصا برای برآوردن نیازهای اولیه (نظیر طعام و مسکن) از جمله فعالیتهای اجتماعی مهم فتیان بود.
۲. جنگهای ایران و روس در عهد قاجار
بیستوپنج سال از دورهی زمامداری فتحعلیشاه قاجار به جنگهای مفصل ایران و روس گذشت که انعقاد دو عهدنامهی گلستان و ترکمنچای را در پی داشت. شکست ایران از روسها و جداشدن نواحی مهمی از سرزمین ما و الحاق آن به روسیه، توجه دولت و ملت ایران را به آن معطوف داشت که مملکت نیازمند اصلاحاتی اساسی خصوصا در مسائل نظامی است و پارادایم عقبماندگی ایرانیان و تلاش برای اصلاح این نقص تقریبا از همان روزگار شکل گرفت. بااینهمه، در آن دوره نیز گروههای اجتماعی متعددی در برابر این تجاوز و تعدی آشکار، عَلَم مقاومت افراشتند که از چند جنبه قابلبررسی است. یکی از این جنبهها، بسیج نیروهای بومی است که خصوصا در مقاومت ساکنان گنجه در سال ۱۲۱۸ رخ داد و پیشروی قوای روس به سوی شهرهای قفقاز را به تأخیر انداخت. ایستادگی ایل شاهسون در سال ۱۲۱۹ در برابر سپاه روس را نیز باید ذیل همین روحیهی مقاومت فهمید. جنبۀ دیگر ایستادگی ایرانیان در آن دوره به اهمیت «رسائل جهادیه» باز میگردد که در واقع بهمثابه موتور محرّک قوای نظامی و نیروهای اجتماعی ما عمل میکرد. این فعالیت مهم فرهنگی / مذهبی علماء بهویژه در دورهی دوم جنگهای ایران و روس، روحیهی مذهبی ایرانیان را در کنار آرمانها و ارزشهای ملّی آنان تقویت کرد و اهمیت نهاد دین را در پاسداری از مرزهای سرزمینی یادآور شد. فعالیتهای مستمر و چشمگیر حضرات کاشفالغطاء و صاحبریاض و آیتالله آقاسیدعلی طباطبایی نمونهای از نقش تاریخی روحانیت در عرصهی مقاومت و پایداری در برابر تجاوزات خارجی در تاریخ قاجار است. با تهدید استقلال و تمامیت ارضی ایران آن دوره، شاعران و نویسندگان نیز قدم به میدان نهادند و کوشیدند تا با استفاده از سلاح قلم، آنچه را که در میدان اتفاق میافتاد ترسیم و توصیف کنند و بدینترتیب روحیهی جنگاوری ایرانیان را تقویت میکردند.
میرزاابوالقاسم قائممقام در اشعار خود هم آنان که از میدان نبرد گریختند را سرزنش میکند و هم لب به تحسین سپاهیانی میگشاید که عرصه را خالی نگذاشتند و میدان نبرد را ترک نکردند. شهنشاهنامه (فتحعلی صبا) نیز بعضا در شرح مفصل رشادتهای عباسمیرزا در جبهههای نبرد ایران و روس است که به تقلید از شاهنامه سروده شده و البته رنگوبویی افسانهای به آن بخشیده است. این نمونهها بهخوبی نشان میدهد که پایداری ایرانیان در جنگهای یادشده، ساحتی اجتماعی و فرهنگی هم داشت که تودههای مردم را به میدان میآورد و انگیزههای دینی و وطنپرستانهی آنها را قوام و دوام میبخشید.
با تمام این جانفشانیها و جهادهای فرهنگی و اجتماعی، سهم ایرانیان از حملهی مغولان و جنگهای ایران و روس شکست در کوتاهمدت بود. در سالهای بعد، نهضت تنباکو و جنبش مشروطه نیز بدل به عرصهی حضور فعالانهی روحانیت و عامهی مردم شد که داعیهی اصلی آنها استقلالطلبی و مبارزه علیه استبداد بود. این جریان مقاومت در میدان و روند آگاهی و اعتلای فکر ایرانیان، این شبها در اجتماعات مردمی ملّت ایران آشکار است که پوزهی دشمن آمریکاییصهیونی را به خاک مالیدهاند و نوبهنو حماسههای جانانه خلق میکنند؛ و این همه میسر نبود مگر به برکت انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و آموزههای امام خمینی کبیر و امام خامنهای شهید.
*رحیم پاکنژاد - کارشناس رسانه