باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه خلیلی - محمد علیزادهفرد، کارگردان یکی از اپیزودهای مجموعه «سرو، سپید، سرخ» درباره سختیهای تولید سریال در شرایط جنگی گفت: در چنین شرایطی معضلاتی نظیر پیدا کردن لوکیشن وجود داشت؛ چون هرکس حاضر نبود خانهاش را در اختیار گروه فیلمبرداری قرار دهد. همین مسئله تلاش گروه را چند برابر میکرد و همکاران تهیه و تولید زحمت میکشیدند لوکیشن مدنظر را پیدا کنند. از طرفی، برای انتخاب بازیگر به سراغ کسانی میرفتیم که در تهران باشند و بتوانند در شرایط جنگی کار کنند. خداراشکر در این زمینه مشکلات عجیبی نداشتیم و توانستیم با همان گزینههای اولیه همکاری کنیم. البته در پیدا کردن بازیگران چالش وجود داشت. چون سعی میکردیم نقطهزنی کنیم و ببینیم چه کسانی در تهران هستند، چه افرادی به این فضا میخورند و امکان کار کردن در این شرایط را دارند.
علیزادهفرد ادامه داد: به هر حال، فیلمسازی یک هنر جمعی است و برای اینکه یک اثری موثر واقع شود، باید یک تیم حرفهای دورهم جمع شوند. هنر فردی در زمان جنگ و صلح تاثیرگذار نیست، ولی در هنر جمعی، همین جمع شدن افراد مهمترین مسئله است.
کارگردان اپیزود «تراس» در واکنش به صحبتهای یکی از کارگردانهای مجموعه «سرو، سپید، سرخ» مبنی بر اینکه «بزرگترین تلاش این سریال، شکستن مارپیچ سکوت در جامعه نخبگانی بود»، گفت: بله، همین که افراد پذیرفتند در این شرایط جنگی و زیر بمباران کار کنند، یعنی از انفعال خارج شدهاند و میخواستند به نوبه خودشان کاری انجام دهند. از آنجایی که هر تیم به طور همزمان یک اپیزود را تولید میکرد، شاید حدود ۶۰۰ نفر از جامعه تلویزیونی و سینمایی ایران درگیر این پروژه بود.
وی در پاسخ به این سوال که «چطور توانستید در اپیزود «تراس» مخاطب را با خود همراه کنید؟» بیان کرد: اولین مسئله برای من در سینما قصهگویی، داستانگویی و سرگرم کردن است و نباید جذابیت و داستانگویی را فراموش کرد. ما در دو روز فیلمنامه را نوشتیم. چهار روز پیش تولید آن طول کشید و پنج روز زمان فیلمبرداری اپیزود بود. در مجموع، ساخت اپیزود «تراس» از ایدهپردازی تا پایان فیلمبرداری ۱۰ روز زمان برد. ما در همین زمان اندک تلاش کردیم موضوعی را بنویسیم که در عین سرگرمکنندگی مناسب تلویزیون باشد و حال و هوای جنگ تحمیلی سوم را به تصویر بکشد.
علیزادهفرد در پاسخ به این پرسش که «اگر از جنگ فاصله بگیرید، چه تغییراتی را در فیلمنامه لحاظ میکنید؟» گفت: زمانی که شما در دلِ یک ماجرا هستید، کار کردن دربارهاش بسیار سخت است؛ چون همه مردم تجربه همان لحظه را دارند و اگر روایت جنگ با آنچه مردم دیدند و شنیدند متفاوت باشد، دیگر با آن اثر ارتباط برقرار نمیکنند. زمانی که افراد از حوادث دور میشوند و لانگشات به قضیه نگاه میکنند، نگاهشان متفاوت میشود. من هم نمیتوانم پیشگویی نسبت به آینده داشته باشم، که بعدها نگاهم نسبت به جنگ چگونه خواهد بود. فقط میدانم ما در ادامه داستانهای زیاد، حماسههای زیاد و سوگهای زیاد برای روایت خواهیم داشت. در کل، من ترجیح میدهم حماسه و حضور تمامقد مردم به تصویر کشیده شود.
میکاپ عروس انجام دادن براش