باشگاه خبرنگاران جوان - خیلی از ما هنوز دوره نوجوانیمان را یادمان هست؛ همان روزهایی که حوصله هیچکس را نداشتیم، صورتمان پر از جوشهای صورتی و درشت و صداهایمان به هم ریخته بود. یک مرحله حساس که آدمیزاد را از بچگی بیرون میکشد و میاندازد وسط بزرگسالی؛ آن هم بدون اینکه درست و حسابی حالیاش کند که کجای این دنیا ایستاده. حالا بیایید نوجوانهای امروزی را تصور کنید که علاوه بر تجربه شرایط بالا، در ازدحام شبکههای اجتماعی و های و هوی ماهوارهها، حتی قدرت خوب فکر کردنشان هم مخدوش شده و همه چیز به آنها دیکته میشود تا سرباز فضایی باشند که هیچ اطلاعی از دستهای پشت پرده آن ندارند. حجتالاسلام محسن سپاسی، استاد دانشگاه و کارشناس تربیتی و دینی از چالش خانوادهها در کنترل نوجوانهایشان برای شرایطی که اغتشاشگرها به میدان آمدهاند میگوید و بر اهمیت اینکه آنها را هرگز همچنان کوچک نبینیم تاکید میکند و معتقد است که باید با نوجوان از یک سن به خصوصی مانند بزرگترها رفتار کرد و به اصطلاح روزمره، «بچه» صدایشان نزد.
چطور میتوان نوجوانها را بچه صدا نزد وقتی که میبینیم خواسته یا ناخواسته شعارهایی خارج از حق میدهند و خیلی از اصول را زیر پا گذاشتهاند؟
«میگویند آنان که تاریخ را نمیدانند متهم به تکرار آن هستند و در این شرایط، نوجوانان ما نیز نسبت به تاریخ آگاهی ندارند؛ ببینید نوجوانهای ما در فضای مجازی به زمان و زبان حال آگاهی دارند اما نسبت به افراد تأثیرگذار تاریخ هیچ آگاهیای ندارند.به همین دلیل اگر از نوجوانی که در گیرودار اغتشاشات است و به نفع رژیم منحوس پهلوی شعار میدهد بپرسید که رضاخان دقیقاً کی بوده؟ محمدرضا پهلوی کی است؟ و رضا ربع پهلوی چهکارهایی میکند؟ اطلاعاتی ندارد. چرا؟ چون بدون مطالعه، فقط درگیر فضای تبلیغاتی رسانهای شده.»
راهکار شما بهعنوان کارشناس تربیتی چیست؟ والدین باید چه راهحلی را برای آگاهی نوجوانهایشان پیش ببرند؟
«قدم اول آموزش است. باید به نوجوان توضیح داد و آگاهش کرد که پهلویها چه کسانی بودند، چگونه زندگی کردند و بازماندههایشان چطور زندگی میکنند. بازگویی این مقدمه تاریخی برای نوجوانها نیاز است. دشمنشناسی موضوعی است که مقام معظم رهبری سالها بر آن تأکید داشتند و میگفتند «دشمنشناسی باید اتفاق بیفتد.»
در روزهای گذشته همه ما شاهد رفتارهای تکانهای زیادی از برخی نوجوانها بودیم؛ شکستن دوربینها، بالارفتن از نردهها و حتی آتش زدن اموال عمومی؛ یک پدر و مادر چطور میتوانند نوجوانشان را از آسیب این حرکات مصون بدارند؟
«ببینید نوجوان نیاز به دیدهشدن دارد؛ یعنی بزرگترهای جامعه و حتی دوروبرش او را ببینند و احترامش را بهجای بیاورند. نوجوانها در این سن حساسشان و باتوجهبه نیاز دیدهشدن، دوست دارند کاری برخلاف بقیه انجام دهند و بهقولمعروف میخواهند برخلاف جریان روزگارشان حرکت کنند.
نوجوانها به آن شلوغیها میرفتند چون آنجا احساس قدرت میکنند و فکرشان به این سمت میرود که در این شرایط جایگاهی پیدا کردیم. وگرنه بعدها که بزرگتر شوند و هویتشان رشد پیدا کند و این روزهایشان را مرور کنند، خودشان نیز پشیمان خواهند شد که چرا این کارها را کردیم؟»
به نظرتان پدر و مادر چه رفتاری در قبال نوجوانهایشان باید نشان دهند؟ آیا باید در برابر ندانستنشان برخورد تند و جدی داشته باشند یا بهطورکلی نادیده بگیرند و اصلا به روی خودشان هم نیاورند که فرزندشان در چه بحرانی افتاده است؟
«مهمترین اقدام این است که والدین در اولین قدم، خودشان را آگاه کنند. چگونه؟ اولازهمه بسیار عمیق و پیوسته، تاریخ بدانند و مطالعه تاریخی داشته باشند تا بتوانند شبهات ذهنی نوجوانشان را جواب بدهند. دومین قدم والدین این است که نوجوانهایشان را از فضای مجازی که بهشدت مخرب است دورنگه دارند. بعضی مواقع متأسفانه ماهوارهای که در خانه وجود دارد بهاضافه اینستاگرام و تلگرام و فضای مجازی آسیبهای بیشماری به نوجوان ما میزند اما بیخبریم. الآن کار به مرحلهای افتاده که خود غرب و بعضی خانوادههای غربی هم به این نتیجه رسیدهاند که به نوجوانها تا سن شانزده و حتی بعضی مواقع هجدهسالگیشان اجازه استفاده از فضای مجازی را نمیدهند.»
یعنی اینترنت تا این اندازه برای نوجوان ما خطرناک است؟ و اصلا چه میشود کرد وقتی قطعا شما هم در جامعه دیدهاید که سن استفاده از گوشی همراه به زیر سه سال رسیده و حتی بچههای یکساله هم برای گوشی دستگرفتن گریه میکنند و خانوادهها آگاهانه یا ناآگاهانه این فضا را از کودکان دریغ نمیکنند.
«شاید برایتان جالب باشد بدانید که خدا رحمت کند آقای نادر طالبزاده را، یکبار در برنامه «عصر»شان یک مهمان داشتند که استاد دانشگاه آمریکایی بود که میگفت در خانهاش اینترنت ندارد!
مرحوم طالبزاده خیلی تعجب کرد و گفت: «شما در آمریکایید اما در خانه اینترنت ندارید؟» آن استاد دانشگاه جواب داد: «نه ندارم؛ چون بچههای من سربازانی هستند که هنوز یاد نگرفتهاند در این فضا مبارزه کنند؛ پس وقتی جنگیدن بلد نیستند من بهعنوان پدرشان چرا باید آنها را وارد فضایی کنم که تلف شوند؟
امان از واردشدن بیوقفه نوجوانها به فضای مجازی؛ و امان از خانوادههایی که نظارتی بر این موضوع ندارند و اصلا نمیدانند که فرزندان معصومشان سر از چه صفحات و کانالها و فکرهایی درمیآورند.
«بله متأسفانه؛ الآن ما پدر و مادرها، در حال واردکردن نوجوانهایمان به فضای مجازی هستیم درحالیکه هیچ آموزش رسانهای و سواد رسانهای به آنها ندادهایم و حتی برایشان وجود ندارد، خب طبیعی است که از این فضا شکستخورده بیرون میآیند. راهحل چیست؟
والدین باید نوجوانشان را از این فضا تا حد ممکن دورنگه دارند و اگر شرایطی پیش آمد که استفاده از فضای مجازی ناگزیر بود، حداقل سواد رسانهای را بهصورت حرفهای و کامل به فرزند کم سنوسال و کمتجربهشان آموزش دهند. تنها زمانی که فرزند نوجوانشان باسواد مواجهه با رسانه تربیت شده بود اجازه ورودش را به این فضا بدهند.
قدیمیها حرف قشنگی داشتند و میگفتند قند را کنار نفت بگذاری درست است که در نفت نگذاشتیاش اما بو میگیرد. اینکه ما نوجوانمان را در این فضا قرار بدهیم، و بهقولمعروف دور تا دورش را پر از این رسانهها و ماهوارهها کنیم، خواهناخواه، فرزند نوجوان ما از این فضاها رنگ میگیرد و متمایل میشود. به همین دلیل نکتهای که وجود دارد مجدد تأکید میکنم که خطاب به والدین است و در قدم اول با شبهات نوجوانان آشنا شوند، از فضاهای مجازی و رسانهای و ماهوارهای دورشان نگه دارند و در قدم دوم به هیجانات نوجوانهایشان اهمیت بدهند.»
منظورتان چه هیجانهایی است؟
«ببینید به نظرتان چرا نوجوانها در بین خودشان بیشتر حس خوبی دارند و به همسن و سالهایشان متمایلتر هستند تا والدینشان؟ چون نوجوانها در بین خودشان، همدیگر را میبینند و قبول دارند اما پدر و مادر چه رفتاری با نوجوان دارند؟ مدام میگویند بچه است هنوز بچه است. نوجوان میخواهد بزرگی نشان دهد، میخواهد بگوید من دیگر بزرگ شدهام، من مستقل شدهام اما این رفتار والدین، برعکس، این حس نوجوان را سرکوب میکند و یک دیوار بلند بینشان میکشد.
در خیلی از مواقع، دلیل پرخاشگریهای اجتماعی نوجوانها همین موضوع است که با این کارها میخواهند نشان دهند که بزرگ شدهاند؛ من بارها در دانشگاه به دانشجویانم گفتم انسانی که به سن تکلیف میرسد یعنی خداوند او را قبول کرده است.
برای نمونه دختری که در نهسالگی به سن تکلیف میرسد نهتنها به این دلیل که فیزیک بدنش توان انجام فرائضی مثل نماز و روزه را دارد مکلف شده بلکه عقلش رشد کرده است و خداوند این عقل را بهعنوان یک انسان کامل میپذیرد اما متأسفانه والدین حتی در هجدهسالگی نوجوانشان همچنان «بچه» صدایش میزنند. پدر و مادرها باید اجازه بدهند که این بزرگی در درون نوجوانشان اتفاق بیفتد تا نیاید و از راههای اشتباه تلاش برای اثبات خودش کند.»
نوجوانها زمینهای سبز زندگیاند
نوجوان یعنی زمینی سبز که آماده کشت برای انسانی کاملشدن است؛ انسانی که خلیفه خداوند برای پادشاهی بر زمین است و نشانهای است از اینکه هنوز آسمانیان به زمینیان امیدوارند. با هر فرزندی که در خانوادهای به دنیا میآید خداوند این پیغام را به انسانهای بزرگسال مخابره میکند که من هنوز از مخلوقم ناامید نشدهام و میدانم که انسانی بزرگ خواهد بود.
پس ما بزرگترها بهعنوان آدمهایی که سالهای بیشتری بر این زمین زندگی کردهایم و سرد و گرمش را جانانه چشیدهایم باید به نوجوانهایمان فرصت بزرگشدن بدهیم و آنها را آنقدر بزرگ ببینیم که خودشان به خودشان افتخار کنند. آنقدر عاقل و بزرگ که هیچ ماهواره و رسانهای نتواند حق و باطل را بر آن مشتبه کند و از راه به در شوند.
پس بیایید هر وقت خواستیم نوجوانی را نادیده بگیریم یادمان نرود که ما هم یک روز نوجوان بودیم، درست مثل او، با همه بیحوصلگی و پرخاشگری و حتی صورتهای پر از جوشمان.
منبع: فارس
ولی ازپس مخارج زوانه در نمیاد
از پس خرید ماشین بر نمیاد
از پس اجاره خونه بر نمیاد
از پس خرید دوچرخه یا موتور ر نمیاد
و ...
اینا رو باید چگونه باهاشون رفتار کنیم؟