باشگاه خبرنگاران جوان - باران شدید بار دیگر شمال کشور را غافلگیر کرد؛ از گیلان و مازندران تا دیگر استانهای شمالی، بارشهای رگباری در برخی مناطق به آبگرفتگی و سیلاب منجر شد. اما پشت این بارشهای سیلآسا، یک تناقض عجیب پنهان است: چگونه ایران همزمان با خشکسالی، با سیلابهای شدید و خسارتزا مواجه میشود؟
بارشهای شدید در استانهای شمالی کشور بار دیگر خطر سیلاب را به یکی از مهمترین اخبار هواشناسی تبدیل کرده است؛ از گیلان که باران و وزش باد شدید، مسافران را گرفتار و شماری را راهی مراکز اسکان کرد تا مازندران که سیلاب و طوفان به خانههای روستایی، مزارع و باغهای کشاورزی خسارت زد. همزمان، هشدارهای هواشناسی درباره تداوم بارشها و احتمال سیلاب در بخشهایی از شمال کشور ادامه دارد.
این اتفاق اما یک پرسش قدیمی را دوباره مطرح میکند: چطور کشوری که سالهاست با خشکسالی و کاهش منابع آب دستوپنجه نرم میکند، میتواند همزمان با سیلابهای شدید روبهرو شود؟
پاسخ را باید در تغییر الگوی بارش، افزایش دما و نحوه رفتار انسان با سرزمین جستوجو کرد؛ موضوعی که احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، در گفتوگوی اخیر خود با خبرآنلاین به آن پرداخته است.
وظیفه در این گفتوگو تأکید میکند که خشکسالی و ترسالی پدیدههایی هستند که در ایران سابقه داشتهاند، اما تغییر اقلیم باعث شده تعداد و گستره دورههای خشکسالی افزایش پیدا کند. به گفته او، در کنار کاهش بارش، افزایش دما نیز نقش مهمی دارد؛ چرا که هرچه دما بالاتر برود، تبخیر افزایش پیدا میکند و آبی که از طریق بارش وارد محیط شده، سریعتر از دست میرود.
بنابراین حتی یک بارش سنگین و سیلآسا هم الزاماً نمیتواند به معنای جبران خشکسالی باشد. ممکن است در فاصله کوتاهی حجم زیادی آب وارد یک منطقه شود، اما به دلیل شدت بارش، فرصت کافی برای نفوذ آن به خاک و تغذیه منابع زیرزمینی وجود نداشته باشد و بخش زیادی از آب به رواناب تبدیل شود.
همین اتفاق میتواند در شمال کشور، جایی که در روزهای اخیر بارشهای شدید رخ داده، به شکل سیلاب خود را نشان دهد؛ در حالی که در بخشهای وسیعی از کشور همچنان بحران کمآبی پابرجاست.
وظیفه درباره افزایش سیلابها در ایران به دو عامل مهم اشاره میکند: تغییرات شرایط جوی و دخالتهای انسانی.
او توضیح میدهد که گرمتر شدن هوا باعث میشود جو بتواند رطوبت بیشتری در خود نگه دارد. در نتیجه، وقتی شرایط برای بارش فراهم شود، این رطوبت میتواند به بارشهای رگباری و شدیدتر منجر شود. از سوی دیگر، توسعه شهرها، جادهسازی، ویلاسازی و آسفالت کردن سطوح، نفوذپذیری زمین را کاهش داده و رواناب را بیشتر کرده است.
به گفته وظیفه، تخریب پوشش گیاهی، چرای بیرویه دام و فشرده شدن خاک نیز باعث میشود آب باران کمتر در زمین نفوذ کند. علاوه بر این، ساختوساز در مسیر رودخانهها و باریک یا مسدود شدن مسیر طبیعی جریان آب میتواند آثار بارشهای شدید را تشدید کند.
نمونه این وضعیت را حالا میتوان در شمال کشور دید؛ جایی که بارش شدید اخیر در مازندران به چندین شهرستان خسارت زده و طبق گزارش مدیریت بحران استان، خانههای روستایی، اراضی کشاورزی و باغها آسیب دیدهاند. در برخی مناطق نیز برای مسقف کردن موقت خانههای آسیبدیده از روکشهای پلاستیکی استفاده شده است.
در گیلان نیز بارش و وزش باد شدید شامگاه گذشته موجب گرفتار شدن مسافران شد و هلالاحمر ۱۶۴ نفر را اسکان داد.
شاید مهمترین نکته در این میان همین باشد که سیلاب را نباید با تأمین منابع آب یکی دانست. وظیفه میگوید سالهاست برداشت از منابع آبی ادامه داشته و منابع آب زیرزمینی بهشدت تخلیه شدهاند. او با اشاره به آمار وزارت نیرو از برداشت حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب از منابع زیرزمینی میگوید حتی چند سال بارش نرمال نیز ممکن است نتواند بخش مهمی از این کسری انباشته را جبران کند.
به این ترتیب، تناقض ظاهری میان «خشکسالی» و «سیلاب» در واقع تناقض نیست. ممکن است در یک نقطه، در چند ساعت یا چند روز، حجم بسیار زیادی بارش دریافت شود و همزمان در نقطهای دیگر، منابع آب زیرزمینی، سدها و ذخایر آبی همچنان با کسری جدی روبهرو باشند.
باران شدید اگر فرصت نفوذ به زمین پیدا نکند، میتواند بهجای آنکه به ذخیره آب تبدیل شود، از مسیر رودخانهها و روانابها خارج شود و خسارت ایجاد کند. به همین دلیل، همان آسمانی که برای ساعاتی شمال کشور را گرفتار سیلاب میکند، لزوماً نمیتواند بحران آب مناطق خشک و مرکزی ایران را حل کند.
در واقع، مسئله اصلی فقط «چقدر باران میبارد» نیست؛ بلکه بارش چه زمانی، با چه شدتی، در کجا و بر روی چه نوع زمینی اتفاق میافتد نیز اهمیت دارد. تغییر اقلیم، افزایش دما، کاهش نفوذپذیری خاک و دخالتهای انسانی، همگی باعث شدهاند فاصله میان بارش و تأمین واقعی آب بیشتر شود؛ پدیدهای که سیلابهای اخیر شمال کشور بار دیگر آن را به نمایش گذاشتهاند.
منبع: ایسنا