باشگاه خبرنگاران جوان - برای دههها، قطب شمال با شعار معروف «شمال بالا، تنش پایین» شناخته میشد. اما ورود دونالد ترامپ به صحنه، این آرامش ظاهری را به هم زد. اقدام رئیسجمهور آمریکا برای تملک گرینلند نه تنها خشم رهبران اروپایی را برانگیخت — که آن را تجاوزی آشکار به دانمارک، یکی از اعضای ناتو، تلقی میکنند — بلکه صلح نسبی چندین دهه در شمال دور را بر هم زد و الگوی دیرینهٔ همکاری میان کشورهای کوچک اسکاندیناوی و قدرتهای بزرگ مانند روسیه و ایالات متحده را به شدت مختل کرد.
کلاوس دادز، یکی از نویسندگان کتاب «Unfrozen: The Fight For The Future Of The Arctic»، هشدار داد: «گرینلند به نقطهٔ صفر یک نظم جهانی جدید تبدیل شده؛ جایی که قدرتهای بزرگ حوزههای سلطهشان را تعریف میکنند، اگر هوشیار نباشیم. کشورهای اروپایی اکنون دریافتهاند که این روند برای کشورهای کوچکتر فاجعهبار است.» ترامپ تلاش برای تصاحب گرینلند — و پیش از آن ونزوئلا — را زیر چتر «دفاع نیمکرهای» پنهان کرده و مدعی است که ایالات متحده برای امنیت خود به کنترل کامل قارهٔ آمریکا نیاز دارد؛ ادعایی که در استراتژی امنیت ملی جدیدش نیز تکرار شده است. این نگاه، قطب شمال را از منطقهای برای همکاری مشترک به عرصهای رقابتی و پرتنش تبدیل میکند؛ فضایی شبیه به «بازی بزرگ» دوران استعماری، جایی که ابرقدرتها از فراز قطب شمال با یکدیگر روبهرو میشوند.
توماس دانس، یکی از انتصابیهای ترامپ و رئیس کمیسیون تحقیق قطب شمال ایالات متحده — نهادی مشورتی — تأکید کرد: «گرینلند دروازهٔ اصلی دفاع نیمکرهای است.» او ادامه داد: «مسئله فقط ذوب شدن یخها نیست؛ مشکل این است که آیا میتوان به یک کشور کوچک در آن سوی جهان اعتماد کرد تا امنیت ورودی اصلی آمریکا را تضمین کند. این ریسک برای ما بیش از حد بالاست.» یکی از چالشهای بزرگ این است که شورای قطب شمال — نهادی که با دادن صدای برابر به هشت کشور قطبی، آرامش منطقه را حفظ کرده بود — اکنون عملاً از کار افتاده است؛ همکاری با روسیه پس از تهاجم گستردهٔ این کشور به اوکراین در سال ۲۰۲۲ معلق شد. یک دیپلمات از یکی از کشورهای قطبی گفت: «این وضعیت به وضوح چشمانداز ما از یک قطب شمال آرام را تهدید میکند، زیرا ابزار اصلی این چشمانداز دیگر کار نمیکند.
ما نگرانیهای جدی داریم که باید بررسی شوند؛ از جمله افزایش قابل توجه حضور نظامی روسیه در منطقهٔ قطب شمال.» دادز، تحلیلگر ژئوپلیتیک و رئیس دانشکده در دانشگاه میدلسکس، توضیح داد که بخش عمدهٔ مناقشه بر سر گرینلند به «تصورات جغرافیایی متضاد» برمیگردد. اروپا بر «امنیت قطبی» تأکید دارد — مفهومی فراگیر که بر حفاظت از جوامع محلی و مردم بومی تمرکز دارد —، اما ترامپ اصرار دارد بر «دفاع نیمکرهای». او افزود: «امنیت قطبی بسیار فراگیرتر است و در بسیاری از نقاط قطب شمال، امنیت به معنای حمایت از مردم محلی و جوامع بومی است. اما دفاع نیمکرهای به معنای امنیت سخت و نظامی است؛ یعنی چگونه یک ابرقدرت میتواند سلطهٔ کامل بر یک نیمکرهٔ وسیع اعمال کند؟ هر آنچه کشورهای کوچکتر عرضه کنند، برای ایالات متحده کافی نخواهد بود.»
ترامپ در سال ۲۰۲۱ علاقهاش به گرینلند را با زبان آشنای معاملات املاک توضیح داد: «من در کار املاک هستم. به یک گوشه نگاه میکنم و میگویم باید آن مغازه را برای پروژهٔ ساختمانم بگیرم. خیلی فرق ندارد. عاشق نقشهها هستم. همیشه میگفتم ببینید این چقدر بزرگ است، عظیم است و باید بخشی از ایالات متحده باشد. مثل یک معاملهٔ املاک است، فقط کمی بزرگتر — برای اینکه ملایم بگوییم.» این سخنان را به خبرنگاران آمریکایی سوزان گلاسر و پیتر بیکر گفت.
دادز معتقد است رویکرد ترامپ به همان اندازه که ژئوپلیتیکی است، «سیاست خودمحورانه» نیز هست و مفهوم دفاع نیمکرهای بیشتر چارچوبی برای توجیه خواستههای شخصی اوست. با این حال، این مفهوم اهمیت دارد، زیرا پیامهای نگرانکنندهای به دیگران میفرستد. یک مقام ارشد اسکاندیناوی دیگر پرسید: «نیمکرهٔ غربی دقیقاً کجا تمام میشود؟ گرینلند؟ ایسلند؟ سوالبارد؟ بسیاری از کشورها نگران و نگرانکنندهاند.» دادز هشدار داد که در صورت موفقیت ترامپ در کنترل گرینلند، روسیه ممکن است برای سوالبارد — مجمعالجزایر قطبی نروژ که یک شهرک روسی در آن مستقر است — ادعایی مطرح کند. چین نیز از ضعف کنونی روسیه بهره خواهد برد تا نفوذ بیشتری در قطب شمال پیدا کند؛ بهویژه با توجه به علاقهٔ شدید پکن به مسیر دریایی شمالی که میتواند زمان حملونقل دریایی به اروپا را نصف کند.
او نتیجه گرفت: «ما به تدریج به یک توافق شبیه به بازی بزرگ برای تقسیم حوزههای سلطه میرسیم. منطق تلخ آن این است که اروپا در میانهٔ این حوزههای توافقشده گیر افتاده و آسیبپذیر شده است.» در حال حاضر، بهترین راهکار اروپا این است که واشنگتن را قانع کند امنیت قطبی را جدی بگیرد و این رویکرد را به جای دفاع نیمکرهای ترجیح دهد. اما تلاش اولیه برای اثبات این تعهد — اعزام نیروهای اروپایی به یک رزمایش مشترک با نیروهای دانمارکی در گرینلند — نتیجهٔ عکس داد؛ ترامپ تهدید کرد که بر کشورهای شرکتکننده از جمله بریتانیا، فرانسه و آلمان تعرفههای سنگین اعمال خواهد کرد. با وجود این، پایتختهای اروپایی همچنان به تعامل با ترامپ پایبند هستند و تلاش میکنند نشان دهند که متحدان ارزشمندی به شمار میروند، بهویژه در منطقهٔ قطب شمال.
یک دیپلمات ارشد اسکاندیناوی تأکید کرد: «اشتراک اطلاعات با آمریکاییها جریان دارد. این رابطهٔ دوطرفه است.» فنلاند نیز مهارت بالای خود در زمینهٔ کشتیهای یخشکن را به ترامپ برجسته کرده تا تخصص قطبیاش را — که آمریکا به شدت به آن نیاز دارد — به نمایش بگذارد. الینا والتونن، وزیر امور خارجهٔ فنلاند، در ماه اکتبر به فایننشال تایمز گفت: «روسیه هم در شمال و هم در شرق تهدید است. ما آمادهایم تا سهم خود را در قطب شمال هم به دوش بکشیم. قطب شمال بیش از همیشه مورد مناقشه است و این ماجرا احتمالاً اینجا پایان نمییابد. ایالات متحده برای مدیریت آن به متحدان نیاز دارد.»
کریسترون فروستادوتیر، نخستوزیر ایسلند، نیز در همان ماه به فایننشال تایمز اظهار داشت: «هیچکس نمیخواهد آمریکا را کنار بگذارد؛ همه میخواهند با ایالات متحده همکاری کنند. فقط نمیخواهیم کسی به ما دستور بدهد که چه کنیم.» در قلب این کشمکش، خود گرینلند ایستاده است. ۵۷ هزار ساکن این جزیره در گردابی ژئوپلیتیکی گرفتار شدهاند؛ گیج، سردرگم و تحت فشار سنگین. سارا اولسویگ، وزیر پیشین گرینلند و رئیس فعلی شورای گردشگران اینویت، دربارهٔ علاقهٔ آمریکا گفت: «ما پیش از این استعمار را تجربه کردهایم و نیازی به تکرار آن نداریم.» او ادامه داد: «رقابت قدرتهای بزرگ که اکنون شاهد آن هستیم، قرار نیست تمام شود. جهان امروز بسیار چندقطبیتر از دوران جنگ سرد است. سؤال اصلی این است: آیا میتوانیم نظم بینالمللی را حفظ کنیم؟ اگر نتوانیم، هرجومرج بزرگی رخ خواهد داد و همهٔ ما در مخمصه خواهیم افتاد.»
منبع: فایننشال تایمز