باشگاه خبرنگاران جوان - فارن پالسی در یادداشتی در خصوص جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مینویسد: این جنگ عملاً به فرصتی کمسابقه برای روسیه و چین تبدیل شده است؛ فرصتی برای تضعیف نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه و حتی فراتر از آن. مسکو و پکن این درگیری را میدانی میبینند که میتواند توان آمریکا را فرسایش دهد، اطلاعات ارزشمندی از عملکرد نظامی آن بهدست آورد و در عین حال، نظم بینالمللی مورد ادعای واشنگتن را با چالش جدی روبهرو کند.
این گزارش با اشاره به تجربه جنگ اوکراین توضیح میدهد که چگونه درگیریهای فرسایشی میتوانند به ابزاری برای تضعیف قدرتهای بزرگ تبدیل شوند؛ الگویی که اکنون، از نگاه مسکو و پکن، در قبال آمریکا در حال تکرار است. بهویژه آنکه درگیری ایران، آمریکا را در منطقهای پرهزینه و پیچیده درگیر کرده؛ منطقهای که پیشتر نیز نشان داده توان فرسایش بلندمدت قدرتهای خارجی را دارد.
در همین چارچوب، گزارش تأکید میکند که هرچه واشنگتن بیشتر درگیر یک جنگ کمدامنه، اما طولانی شود، فرصت بیشتری برای رقبا فراهم میشود تا نفوذ خود را گسترش دهند. تجربه دو دهه پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز نشان میدهد که تمرکز آمریکا بر جنگهای خاورمیانه، فضای رشد ژئوپلیتیکی برای چین ایجاد کرد؛ موضوعی که حتی از سوی چهرههایی مانند سوبرامانیام جایشانکار نیز مورد اشاره قرار گرفته است.
از منظر نظامی، گزارش به نشانههایی اشاره میکند که حاکی از همکاری اطلاعاتی میان روسیه، چین و ایران است؛ همکاریهایی که میتواند به بهبود توان عملیاتی تهران در میدان نبرد کمک کرده باشد. در عین حال، این جنگ به مسکو امکان داده تا از افزایش قیمت انرژی و برخی تعدیلهای تحریمی منتفع شود و همکاریهای نظامی خود با ایران—از جمله در حوزه پهپادها—را تعمیق کند.
در سطح سیاسی، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدان اروپاییاش ارزیابی شده است. بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به این درگیری موضعی انتقادی داشتهاند؛ مسئلهای که بهگفته گزارش، میتواند به تضعیف انسجام فراآتلانتیک و کاهش اعتبار رهبری آمریکا منجر شود. در چنین فضایی، چین تلاش کرده با اتخاذ مواضعی حسابشده و تأکید بر دیپلماسی، خود را بهعنوان بازیگری باثباتتر معرفی کند.
در بعد اقتصادی و راهبردی نیز، پکن با سرمایهگذاریهای بلندمدت در حوزه انرژی و کاهش وابستگی به نفت وارداتی، توانسته تا حدی از شوکهای ناشی از بحران مصون بماند. همزمان، این کشور با ایفای نقش میانجی—از جمله از طریق ترغیب پاکستان به ورود به روندهای دیپلماتیک—در پی تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت مسئول در نظام بینالملل است.
در نهایت، گزارش به یک جمعبندی مهم میرسد: تداوم یک درگیری کنترلشده، اما حلنشده، مطلوبترین سناریو برای رقبای آمریکا است. چنین وضعیتی نهتنها منابع واشنگتن را مصرف میکند، بلکه محدودیتهای قدرت آن را نیز آشکار میسازد. در این میان، ایران نیز—با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیکی و شبکههای منطقهای خود—میتواند در چارچوب یک بازی فرسایشی، از فشارها فرصت بسازد و امتیازات اقتصادی و سیاسی بهدست آورد.
در بخش پایانی، فارن پالسی توصیه میکند که آمریکا اگر بهدنبال جلوگیری از تقویت بیشتر رقبایش است، باید از رویکردهای حداکثری فاصله بگیرد و بهسمت یک راهبرد متوازن حرکت کند؛ راهبردی که همزمان بازدارندگی، دیپلماسی و بازسازی روابط با متحدان را دربرگیرد. در غیر این صورت، ادامه این مسیر نهتنها به تضعیف موقعیت جهانی واشنگتن میانجامد، بلکه دست برتر را بیش از پیش به رقبای آن واگذار خواهد کرد.