آنچه دکتر سریع‌القلم تحت عنوان سناریو‌های آینده ایران مطرح می‌کند، بیش از آنکه یک مدل تحلیلی باشد، تکرار همان منطق و بیانیه‌های سیاسی جریان اصلاحات است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛  ثمانه اکوان* - این روز‌ها شاهد تلاش کشور‌های اروپایی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران و بردن پرونده هسته‌ای کشورمان به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد هستیم. در این زمینه، تحلیل‌های مختلفی از سوی کارشناسان داخلی و خارجی درباره نوع رویکرد ایران و سناریو‌های پیش‌روی کشور مطرح می‌شود. دکتر محمود سریع‌القلم، کارشناس سرشناس و چهره نزدیک به دولت‌های اصلاحات و اعتدال، در سه سناریو آینده ایران را در پرتو مذاکرات هسته‌ای و روابط با غرب ترسیم کرده است.

او متغیر‌های اصلی را توافق هسته‌ای، فعال شدن مکانیسم اسنپ‌بک و خطر جنگ در نظر گرفته و پیامد‌های هر یک را بر اقتصاد ایران توضیح داده است. به‌زعم او، بهترین حالت در صورت توافق هسته‌ای کاهش نرخ دلار تا ۶۵ تا ۷۰ هزار تومان، کاهش کسری بودجه و باز شدن فضای مالی بین‌المللی خواهد بود و بدترین حالت، در صورت شکست مذاکرات، افزایش تورم، محدود شدن صادرات نفت و اوج‌گیری اعتراضات اجتماعی است.

او با دسته‌بندی این متغیر‌ها سه حالت مختلف را طراحی می‌کند:

 سناریوی A: توافق و کاهش تنش

در این سناریو، ایران با آمریکا و اروپا به توافق می‌رسد، اسنپ‌بک فعال نمی‌شود و خطر جنگ کاهش می‌یابد. پیامد‌های این حالت، به گفته سریع‌القلم، عبارت‌اند از: آزاد شدن قطره‌چکانی پول‌های بلوکه‌شده، کاهش نرخ دلار به محدوده ۶۵ تا ۷۰ هزار تومان، کاهش کسری بودجه، باز شدن مسیر‌های بانکی و سوئیفت، امضای FATF توسط ایران و فراهم شدن زمینه برای سرمایه‌گذاری در حوزه انرژی و ایجاد اشتغال.

سناریوی B: عدم توافق و فشار حداکثری

در این حالت، توافقی شکل نمی‌گیرد، اسنپ‌بک فعال می‌شود و خطر حمله نظامی افزایش می‌یابد. پیامد‌های این سناریو شامل تشدید فشار حداکثری، محدودیت شدید منابع مالی، احتمال کاهش بیشتر فروش نفت در صورت توافق آمریکا و چین، افزایش نرخ دلار و تورم، وخامت اقتصادی و گسترش اعتراضات اجتماعی است.

سناریوی C: بلاتکلیفی و تشدید فشار تدریجی

در این وضعیت، مذاکرات ادامه می‌یابد، اما توافقی نهایی حاصل نمی‌شود. اسنپ‌بک فعال نمی‌شود ولی خطر حمله همچنان وجود دارد. پیامد‌های این سناریو شامل بلاتکلیفی اقتصادی، افزایش تقاضا برای دلار، توقف سرمایه‌گذاری، تشدید تدریجی تحریم‌ها، محدودیت فروش نفت، افزایش حملات سایبری و فشار‌های ترکیبی اسرائیل است.

اشکال اصلی این نوع تحلیل چیست؟

این نوع تحلیل را این روز‌ها می‌توان در شبکه‌های اجتماعی و میان فعالان اقتصادی نیز مشاهده کرد؛ فعالانی که معمولاً درکی دقیق از روابط بین‌الملل و پیچیدگی‌های آن، به‌ویژه روابط ایران و آمریکا، ندارند. اما اشکال اصلی این نوع تحلیل چیست که آن را از یک تحلیل کارشناسانه به سطح یک تحلیل کوچه‌بازاری تقلیل می‌دهد؟ دلیل آن، در نظر گرفتن متغیر‌های اصلی در خلأ و تصور ارتباط مستقیم و بی‌واسطه میان هر متغیر و پیامد آن است.

برآورد‌های ارائه‌شده در هر یک از سناریو‌ها بیش از حد خوش‌بینانه - یا بدبینانه- و در عین حال ساده‌انگارانه‌اند. در سناریوی اول، که بر رسیدن به توافق با طرف غربی مبتنی است، مشخص نشده این توافق چگونه و بر اساس چه معیار‌هایی شکل خواهد گرفت و آیا اساساً می‌تواند به رفع تحریم‌ها منجر شود یا خیر. همچنین این فرض که رفع تحریم‌ها به‌طور مستقیم موجب کاهش نرخ دلار خواهد شد، با دیدگاه بسیاری از کارشناسان اقتصادی کشور در تعارض است.

آنان معتقدند افزایش مقطعی نرخ ارز ممکن است با سیاست خارجی ارتباط داشته باشد، اما کاهش آن تنها تابع سیاست خارجی نیست؛ بلکه به سیاست پولی، نقدینگی، ساختار بودجه، سطح فساد و انتظارات تورمی داخلی نیز بستگی دارد؛ بنابراین حتی در صورت توافق، ورود ارز‌های بلوکه‌شده به کشور – آن هم در صورتی که واقعاً چنین اتفاقی رخ دهد – نمی‌تواند بدون اصلاح ساختاری اثر پایدار داشته باشد. در واقع این تحلیل بیش از اندازه بر تأثیر کوتاه‌مدت دیپلماسی تأکید کرده و عوامل بنیادین اقتصاد سیاسی ایران را نادیده گرفته است.

این تحلیل رابطه میان متغیر‌ها و پیامد‌ها را خطی و ساده می‌بیند: «توافق = کاهش دلار، عدم توافق = افزایش دلار». حال آنکه در واقعیت، این روابط پیچیده و غیرخطی هستند. ممکن است توافقی حاصل شود، اما دلار همچنان روند صعودی خود را حفظ کند (به دلیل سیاست‌های پولی یا انتظارات تورمی). یا حتی بدون توافق، از طریق مسیر‌های موازی مانند تجارت غیررسمی، روابط با چین و روسیه یا استفاده از رمزارزها، فشار تحریم‌ها کاهش یابد؛ همان‌گونه که در دولت پیشین نیز تجربه شد. این نگاه خطی، تحلیل را بیش از حد پیش‌بینی‌پذیر و غیرواقعی می‌سازد.

تحلیل دکتر سریع‌القلم بر این پیش‌فرض استوار است که ایران در عرصه اقتصادی فاقد ابتکار و قدرت مانور است و صرفاً باید منفعلانه منتظر نتیجه مذاکرات با غرب باشد. در این چارچوب، کاهش یا افزایش نرخ ارز، تورم و حتی اعتراضات اجتماعی، همگی به اراده آمریکا و اروپا گره خورده‌اند. چنین نگاهی عملاً ایران را در جایگاه کشوری ضعیف و منفعل قرار می‌دهد که فاقد راهبرد اقتصادی مستقل یا منطقه‌ای برای آینده است.

مسئله مهم‌تر، فقدان نگاه تاریخی در این تحلیل‌هاست. تجربه برجام نشان داده است که آمریکا و اروپا اصولاً به تعهدات خود پایبند نیستند. حتی در دوره اوباما که برجام با امضای شخص او آغاز شد، در سال پایانی دولتش نیز موانع متعددی برای رفع تحریم‌ها باقی ماند. شرکت‌های اروپایی و آسیایی به دلیل ترس از جریمه‌های آمریکا وارد ایران نشدند و سرمایه‌گذاری خارجی عملاً قفل شد؛ بنابراین فرض خوش‌بینانه درباره کاهش واقعی فشار اقتصادی در صورت توافق، با شواهد تاریخی سازگار نیست.

از سوی دیگر، حتی اگر آمریکا بخواهد تحریم‌ها را لغو کند، رابطه استراتژیک واشنگتن با تل‌آویو مانع اصلی است. اسرائیل ایران قدرتمند و بازسازی‌شده را تهدیدی حیاتی می‌داند و از همین رو، لابی صهیونیستی در آمریکا همواره مانع رفع تحریم‌ها شده است. دولت ترامپ آشکارا تابع نتانیاهو بود و سیاست فشار حداکثری را با چراغ سبز اسرائیل پیش برد و حتی با همکاری او دست به حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران زد؛ بنابراین امید به رفع واقعی تحریم‌ها بدون در نظر گرفتن این فاکتور، ساده‌انگارانه است.

واقعیت این است که سناریو‌های مطرح‌شده در این تحلیل بیش از حد غرب‌محور، اقتصادمحور و خطی‌اند. در این چارچوب، ایران تنها بازیگری منفعل است که سرنوشتش در گرو تصمیمات واشنگتن و بروکسل رقم می‌خورد. حال آنکه اگر متغیر‌های مستقل به جای «توافق یا عدم توافق»، بر «ابتکارات اقتصادی ایران»، «تنوع شرکای بین‌المللی» و «اصلاحات ساختاری داخلی» متمرکز شوند، سناریو‌های کاملاً متفاوتی شکل خواهند گرفت؛ سناریو‌هایی که در آن ایران نه بازنده قطعی، بلکه بازیگری فعال و صاحب استراتژی خواهد بود.

آنچه دکتر سریع‌القلم تحت عنوان سناریو‌های آینده ایران مطرح می‌کند، بیش از آنکه یک مدل تحلیلی باشد، تکرار همان منطق و بیانیه‌های سیاسی جریان اصلاحات است؛ بیانیه‌هایی که بر توقف برنامه هسته‌ای و تسلیم کامل در برابر خواسته‌های آمریکا و غرب تأکید دارند. در این نگاه، تنها راه نجات اقتصاد ایران «کوتاه آمدن در برابر فشار خارجی» معرفی می‌شود.

اما اگر دولت ایران بخواهد با دست پر در میدان حاضر شود، باید قواعد بازی را تغییر دهد: با اصلاح ساختار اقتصادی، تنوع‌بخشی به روابط خارجی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و توسعه بازار‌های منطقه‌ای. چنین رویکردی می‌تواند ایران را از موضع ضعف و انفعال خارج کرده و آن را به بازیگری فعال و مقاوم در برابر فشار‌های غربی تبدیل کند.

*کارشناس ارشد بین‌الملل

 

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱۹
France
ناشناس
۱۹:۵۵ ۰۸ شهريور ۱۴۰۴
کلا میخواید بگید همه چی گل و بلبله دیگه ؟ هر کی هم حرفی میزنه برخلاف بهشت بودن ایران میشه کوچه بازاری و احمق
آخرین اخبار