
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی* - در اقدامی که بار دیگر نیت واقعی غرب را در قبال ملت ایران آشکار میسازد، تروئیکای اروپایی صبح دیروز با ارسال نامهای به شورای امنیت سازمان ملل متحد، رسماً خواستار فعالسازی مکانیسم ماشه شدند. این مکانیسم، براساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، به دنبال احیای تحریمهای ظالمانه پیش از سال ۲۰۱۵ علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله تحریمهای تسلیحاتی و انسداد داراییها است و با بیان ادعای واهی عدم پایبندی ایران به برجام را توجیه میکنند. تروئیکا در این نامه، بر جلوگیری از پایان یافتن برخی مفاد برجام در مهرماه ۱۴۰۴ اصرار ورزیده و این گام را ابزاری برای حفظ فشار دیپلماتیک در برابر پیشرفتهای صلحآمیز هستهای ایران قلمداد کردهاند.
مقامات اروپایی، از جمله وزرای خارجه فرانسه، آلمان و انگلستان، این اقدام را به عنوان یک تدبیر پیشگیرانه برای ادامه مذاکرات و نه خاتمه دیپلماسی معرفی کردهاند؛ هرچند این ادعاها در حالی مطرح میشود که سابقه اروپا در نقض تعهدات، چنین توصیفاتی را بیاعتبار میسازد. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که مذاکرات به دلیل کارشکنیهای غرب متوقف مانده و اتهامزنیهای یکجانبه ادامه دارد؛ مکانیسمی که پس از ۳۰ روز، مگر با تصویب قطعنامهای تازه برای تمدید توافق، به اجرا درخواهد آمد و بیش از هر چیز، نمادی از تلاش برای تشدید فشارهای غیرقانونی علیه ایران است.
پاسخ قاطع ایران: دفاع از حقوق و حاکمیت ملی
پاسخ ایران به این اقدام خصمانه، قاطع و بهموقع بود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در نامهای شدیداللحن به کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و شورای امنیت سازمان ملل، این حرکت را «غیرقانونی و بیپایه» توصیف کرد و تأکید نمود که کشورهای اروپایی به دلیل نقض مکرر تعهدات خود در برجام، فاقد هرگونه صلاحیت حقوقی برای فعالسازی مکانیسم ماشه هستند. عراقچی به فعالسازی مکانیسم حل اختلاف از سوی ایران در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ پس از خروج آمریکا اشاره کرد و بر پایبندی ایران به مسیر دیپلماتیک اصرار ورزید، در حالی که از تفسیرهای جانبدارانه و عدم اجرای تعهدات اقتصادی اروپا شدیدا انتقاد کرد.
وی هشدار داد که هرگونه بازگشت تحریمها با واکنش متناسب ایران روبهرو خواهد شد، که میتواند شامل کاهش بیشتر تعهدات هستهای یا تجدیدنظر در همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد. در تکمیل این موضع، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تروئیکا را به «کرنش در برابر فرامین آمریکا» متهم ساخت و این اقدام را تجسم «زورگویی به جای حقوق» در عرصه بینالملل دانست. بقایی در پیامی در فضای مجازی، به یادداشت رئیسجمهور آمریکا در بهمن ۱۴۰۳ استناد کرد و تصریح نمود که تصمیم اروپا نه بر پایه اصول حقوقی، بلکه از پیروی کورکورانه از واشنگتن، که خود نخستین ناقض برجام است، سرچشمه میگیرد.
عزم انقلابی مجلس: خودکفایی در برابر زیادهخواهی
از سوی دیگر مجلس شورای اسلامی نیز با واکنشی انقلابی، طرحی اضطراری برای خروج از پیمان منع اشاعه هستهای (NPT) را به عنوان پاسخی کوبنده به اقدام خصمانه سه کشور اروپایی مطرح کرد. نمایندگان مردم، تأکید کردند که گفتوگوها با تروئیکا تاکنون بیثمر بوده و غالباً با عملیات خصمانه علیه ایران، نظیر حملات اخیر به مراکز هستهای، همراه شده است. این ابتکار مجلس، بیانگر عزم راسخ ایران برای اولویت دادن به استقلال و خودکفایی در برابر هرگونه زیادهخواهی است.
از وعدههای پوچ تا همدستی با آمریکا
برای درک دقیقتر این رویداد، باید به سابقه بدعهدی اروپا از زمان امضای برجام در ۱۳۹۴ نگاهی انداخت. هرچند برجام به عنوان یک دستاورد دیپلماتیک معرفی گردید، اما عملکرد اروپا از ابتدا ناهماهنگ و ناقص برجام بود. وعدههای اولیه برای ادغام اقتصادی ایران—از جمله برداشتن موانع بانکی، تجاری و سرمایهگذاری—به دلیل تعللهای اداری و اجرای ناقص، هرگز به طور کامل محقق نشد. برای نمونه، سازوکار INSTEX که در ۱۳۹۸ برای دور زدن تحریمهای آمریکا ایجاد شد، بیش از آنکه عملیاتی باشد، جنبه نمایشی داشت و تنها مبادلات ناچیزی در حوزه اقلام بشردوستانه را پوشش داد، بدون آنکه تجارت جامع را به روال عادی بازگرداند. تحلیلها نشان میدهد که اروپا، به دلیل وابستگیهای اقتصادی به آمریکا، ترجیح داد روابط فراآتلانتیکی را بر تعهدات برجامی مقدم بدارد و از رویارویی با تحریمهای فرامرزی واشنگتن اجتناب ورزد.
تشدید نقض تعهدات پس از خروج آمریکا
خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷، نقطهای بود که ناتوانی اروپا را عیان کرد. به جای ایستادگی محکم در برابر این نقض فاحش، کشورهای اروپایی به صدور بیانیههای محکومکننده اکتفا کردند و اقدامات عملی برای حفاظت از ایران در برابر تحریمهای تازه آمریکا انجام ندادند.
بررسیها حاکی است این رویکرد، شکافی در پیوندهای فراآتلانتیکی ایجاد کرد، اما اروپا عملاً با سکوت و بیعملی، به کمپین «فشار حداکثری» آمریکا یاری رساند. پس از ۲۰۱۸، شرکتهای بزرگ اروپایی همچون توتال و زیمنس، از ترس مجازاتهای آمریکا، پروژههای خود در ایران را رها کردند و میلیاردها دلار فرصت سرمایهگذاری برای کشور از دست رفت. علاوه بر این، اعمال تحریمهای نوین اروپا علیه نهادهای ایرانی به بهانههای موشکی و حقوق بشری، مستقیماً با الزامات برجام برای پرهیز از هر اقدامی که منافع اقتصادی ایران را مختل کند، در تضاد بود.
ریاکاری در فعالسازی مکانیسم حل اختلاف
تا سال ۱۳۹۹، هنگامی که تروئیکا مکانیسم حل اختلاف را علیه ایران به دلیل کاهش گامبهگام تعهداتش—که واکنشی به نقض تعهدات آمریکا و اروپا بود—فعال کرد، تهران این حرکت را دوگانه و ریاکارانه ارزیابی کرد. مسئولان ایرانی تأکید داشتند که آمریکا ابتدا برجام را زیر پا گذاشت و اروپا در تحقق مزایای اقتصادی وعدهدادهشده شکست خورد، بنابراین تروئیکا شایستگی اتهامزنی به دیگران را ندارد. گزارشها بیانگر آن است که اروپا تعهدات خود را تنها تا زمانی که فشار آمریکا تشدید نشده بود، حفظ کرد و سپس مسئولیت را به ایران نسبت داد.
این رویه در مذاکرات وین طی سالهای ۱۴۰۰-۱۴۰۱ تداوم یافت، جایی که اروپا با گره زدن گفتوگوها به مسائل نامرتبط مانند تنشهای منطقهای، خواستههای آمریکا را تکرار کرد و مانع پیشرفت شد. در نهایت، عدم وفاداری اروپا به تعهدات، آنها را به بزرگترین ناقض برجام پس از خروج آمریکا تبدیل کرده و این امر از منظر اخلاقی و حقوقی، حق فعالسازی ماشه را از آنان سلب مینماید. تحلیلها تأکید میکنند که رفتار تروئیکا نه تنها بحران را حل نمیکند، بلکه در ادامه به عمیقتر شدن بحران خواهد افزود.
انزوای جهانی اروپا: حمایت قاطع روسیه و چین از ایران
در حمایت از این دیدگاه، روسیه و چین با ارسال نامههای مستقل به شورای امنیت، فعالسازی ماشه را «دستکاری گستاخانه» قطعنامه ۲۲۳۱ و عاملی برای بیثباتی دانستند. وزارت خارجه روسیه این اقدام را فاقد پایه حقوقی قلمداد کرد و جامعه جهانی را به رد آن فراخواند، در حالی که نسبت به تشدید غیرقابل جبران تنشها هشدار داد. این کشور همزمان با ارائه پیشنویس قطعنامهای برای حفظ چارچوب برجام البته بدون توسل به مکانیسم ماشه سعی در بیاعتبارسازی اقدام اروپاییها داشت. چین نیز بر لزوم بازگشت به گفتوگوها اصرار ورزید و احیای تحریمها را «غیرسازنده» توصیف کرد.
این مواضع، انزوای بینالمللی اروپا را برجسته و نشاندهنده گسستی در هژمونی آمریکا است، جایی که تبعیت تروئیکا از افراطیون آمریکایی، توافقات توافقات بینالمللی را تضعیف میکند. هرچند قدرتهای وتوکنندهای مانند روسیه و چین نمیتوانند فعال سازی مکانیسم ماشه را مستقیماً مسدود کنند، اما مخالفت آنان به معنای وتوی هر قطعنامه تنبیهی تازه است که کارایی مکانیسم را محدود میسازد.
اقتصاد مقاوم ایران در برابر تحریمها
از دیدگاه عملی، تأثیر ماشه بر ایران بیش از اندازه اغراقآمیز جلوه داده شده است. جمهوری اسلامی پیش از ۱۳۹۴ نیز تحریمهای لایهلایه را پشت سر گذاشته و با تمرکز بر تولید داخلی، گسترش روابط تجاری با متحدان همچون چین و روسیه، و استراتژیهای مقاومتی، آنها را مدیریت کرده است. بررسیها نشان میدهد که بازگشت تحریمهای سازمان ملل، فشار تازهای بر تحریمهای فعلی آمریکا و اروپا وارد نمیکند، زیرا صادرات نفت ایران، هرچند با محدودیت، از کانالهای جایگزین ادامه مییابد.
ارزیابیهای نوین نشان میدهد که اگر چین این تحریمها را نادیده انگارد، شوک اقتصادی ناچیز خواهد بود و رشد تولید ناخالص ملی ایران بین ۳ تا ۴ درصد تخمین زده میشود. از همین روی و با تکیه بر همین موضوع فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، تصریح میکنند که آثار این اقدام «بیشتر جنبه روانی دارد تا اقتصادی» و یادآور تجربیات پیشین است که تهران با خلاقیت و پیوندهای راهبردی، تحریمها را بیاثر ساخت.
تلاش برای تضعیف روحیه ملت ایران
در حقیقت، نیروی اصلی ماشه در حوزه روانی آن پنهان است و هدفش فرسایش روحیه ملت ایران و وادار کردن به پذیرش شرایط ناعادلانه غربی در برنامه هستهای است. برخی کارشناسان این حرکت را «ضربه روانی» میدانند که منجر به نوسانات ارزی و انتظارات تورمی میشود، نه از راه محدودیتها و تحریمهای نوین، بلکه با دامن زدن به هراس اجتماعی در کشور. باید بر این نکته تاکید کرد که غرب مگانیسم ماشه را ابزاری برای «برانگیختن نارضایتی عمومی» به منظور کسب امتیاز از نظام میبیند، نه فروپاشی مستقیم اقتصاد.
با این وجود، سابقه تابآوری ایران در برابر چنین فشارهایی—که با وحدت ملی و تأکید رهبری بر «آمادگی ذهنی» تقویت گردیده—نشانهای است از اینکه این استراتژی ممکن است نتیجه عکس دهد و اراده ایران را استوارتر سازد.
ایستادگی ایران در برابر فشارهای غیرقانونی
در خاتمه، فعالسازی مکانیسم ماشه توسط تروئیکا، خلاصهای از یک دهه خیانت اروپا است؛ از وعدههای پوچ برجام تا همدستی با تهاجم آمریکا به تاسیسات صلح آمیز هستهای در ۱۴۰۴. تأیید روسیه و چین بر غیرقانونی بودن این عمل، انزوای جهانی اروپا را نمایان میسازد، در حالی که تأثیر عملی ناچیز ماشه و اقتصاد مقاوم ایران، آن را به یک حربه روانی برای تحمیل شروط ناعادلانه بدل کرده است. ایران با اتکا به تابآوری اقتصادی و دیپلماسی استوار، در برابر این فشارها ایستاده و بر استقلال خود پافشاری میکند.
*کارشناس بین الملل