باشگاه خبرنگاران جوان ـ امیرسعید ایروانی امروز (سهشنبه) به وقت محلی در نشست کمیته ویژه چهار پیرامون تصویب قطعنامه آمریکا در شورای امنیت گفت: در خصوص تصویب پیشنویس قطعنامه ایالات متحده در روز گذشته، جمهوری اسلامی ایران نگرانیهای مطرحشده از سوی اعضای شورای امنیت را در خصوص سازوکارهای مندرج در آن قطعنامه که میکوشند مسوولیتهای سازمان ملل متحد و خودِ شورای امنیت را دور بزنند، مورد توجه قرار میدهد.
وی تصریح کرد: با این حال، بسیاری از اعضا، با وجود بیان این نگرانیها، با هدف فوری و اساسیِ توقف خونریزی و نسلکشی در غزه، حفاظت از جان غیرنظامیان فلسطینی از جمله زنان و کودکان، تضمین آتشبس پایدار، تسهیل کمکرسانی گسترده انسانی، و تضمین خروج کامل نیروهای اشغالگر اسرائیلی به این قطعنامه رای مثبت دادند.
ایروانی تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تاکید میکند که این قطعنامه و سازوکارهای آن نباید بهگونهای تفسیر یا اجرا شود که حقوق بنیادین مردم فلسطین از جمله حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت مستقل فلسطین، را نقض یا تضعیف کند. غزه بخش جداییناپذیر سرزمین فلسطین است و وحدت و تمامیت ارضی آن باید به طور کامل حفظ شود. این منطقه باید تحت اداره یک کمیته انتقالی فلسطینی قرار گیرد. همانگونه که بسیاری از اعضای شورا نیز تصریح کردند، هیچگونه الحاق، اشغال یا جابهجایی اجباری تحت این قطعنامه جدید نباید مجاز شمرده شده یا توجیه شود. کمکهای بشردوستانه باید آزادانه و بدون هیچگونه مداخله، از طریق نهادهای سازمان ملل متحد در سراسر غزه توزیع شود.
سفیر ایران در سازمان ملل گفت: بر این باوریم که پایان جنگ علیه مردم غزه، هرچند امری حیاتی تلقی شود، موجب نمیشود که کشورها و نهادهای بینالمللی ذیربط را از مسوولیتهای مشترک حقوقی، اخلاقی و انسانی خود برای تضمین عدالت و پاسخگویی مبرا سازد. تحقق عدالت واقعی مستلزم پاسخگویی کامل است. عاملان و آمران جنایات جنگی، نسلکشی و جنایات علیه بشریت در غزه باید تحت تعقیب قرار گیرند و رویه چند دههای بیکیفرمانی رژیم اسرائیل باید سرانجام پایان یابد.
متن کامل سخنان سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس.
در آغاز، مایلم مراتب قدردانی خود را از رئیس کمیته ویژه و معاون دبیرکل بهسبب ارائه گزارشهای مربوط به وضعیت سرزمین اشغالی فلسطین و جولان اشغالی سوریه ابراز نمایم. افزون بر اقدامات و سیاستهای مستمر اشغالگری، از جمله گسترش شهرکسازیهای غیرقانونی، عمیقاً موجب تأسف است که گزارشهای موثق، بیانگر وقوع شکنجه و خشونت جنسی گسترده علیه فلسطینیان است؛ این در حالی است که پیامدهای انسانی فاجعهبار بوده و نزدیک به ۷۰ هزار غیرنظامی که عمدتاً زنان و کودکان هستند نیز توسط رژیم صهیونیستی به قتل رسیدهاند.
قابل پذیرش نیست که رژیم صهیونیستی با تضعیف نظاممند مشروعیت و کارآمدی سازمان ملل متحد، ماهیت شرور و غیرصلحجویانه خود را آشکار ساخته است. رژیم اسرائیل آگاهانه آراء مشورتی متوالی دیوان بینالمللی دادگستری را که بر تعهد آن به پایاندادن به حضور غیرقانونیاش در سرزمین اشغالی فلسطین، توقف تمامی فعالیتهای شهرکسازی، و تخلیه شهرکنشینان تأکید دارد، نادیده گرفته است. اخیراً نیز مقامات رژیم اسرائیلی آشکارا رأی مشورتی دیوان را رد کرده و آن را مغرضانه و نامشروع توصیف کردهاند؛ در حالی که دیوان، نقضهای اسرائیل نسبت به حقوق بینالملل از جمله ممنوعیت بهکارگیری گرسنگی بهعنوان ابزار جنگی را بهروشنی مستند ساخته و آن را ملزم نموده است تا از طریق سازمان ملل متحد و نهادهای آن، امکان رساندن کمکهای بشردوستانه به غزه را فراهم آورد.
ایران قویاً این ادعاهای گمراهکننده مقامات رژیم اسرائیل علیه سازمان ملل متحد و ارکان اصلی آن را محکوم میکند و آنها را تمردی آشکار نسبت به حقوق بینالملل و اقتدار سازمان ملل متحد میداند.
آقای رئیس، نمایندگان محترم.
گسترش بیوقفه شهرکسازیهای غیرقانونی در سرزمین اشغالی فلسطین همچنان موجب نگرانی عمیق است. تنها در سال جاری، بنا بر اعلام رسمی مقامات رژیم اشغالگر اسرائیل، ساخت حدود ۳۰ هزار واحد شهرکسازیِ جدید برنامهریزی شده است؛ اقدامی که شبکه گسترده موجودِ شهرکهای غیرقانونی را در سرزمین اشغالی فلسطین بیش از پیش عمیق و گسترده میسازد. این اقدامات، همراه با تصویب اخیر قانونگذاری در کنست با هدف الحاق کرانه باختری اشغالی و اعمال ادعایی «حاکمیت» رژیم اسرائیل بر آن، باید از سوی جامعه بینالمللی قاطعانه رد شود.
ما همچنین نگرانی عمیق خود را نسبت به ادامه محاصره غزه و تخریب گسترده زیرساختهای آن از جمله مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی ابراز میکنیم. این جنایات، که با بهکارگیری گرسنگی بهعنوان ابزار جنگی تشدید شدهاند، نهتنها رنج انسانها را افزایش میدهد، بلکه حقوق غیرقابل سلب مردم فلسطین از جمله حق بازگشت و زندگی با کرامت در سرزمین خود را بهشدت تضعیف میکند.
مجمع عمومی نسبت به گزارشهایی که حاکی از صدها مورد نقض آتشبس در غزه و کشته شدن بیش از ۲۷۰ فلسطینی تنها در ماه گذشته است، عمیقاً نگران است؛ در حالی که شمار بسیاری نیز مجروح شدهاند. این وضعیت بهویژه تأسفبار است، زیرا غیرنظامیان از جمله کودکانی که امید خود را به آتشبس بسته بودند، بار دیگر در معرض بمبارانها و خشونتهای نیروهای رژیم اسرائیل و همچنین شهرکنشینان مسلح آن قرار گرفتند. این اقدامات بازتاب رفتار کنشگری غیرپایبند است که با سوءنیت عمل میکند و همواره در انجام تعهدات خود قصور میورزد.
بر این اساس، جمهوری اسلامی ایران قاطعانه از هر ابتکار معتبر با هدف پایاندادن به نسلکشی در غزه، تضمین خروج کامل نیروهای اشغالگر، برقراری آتشبس دائمی، تسهیل رساندن بیمانع کمکهای بشردوستانه، و احیای حقوق غیرقابلسلب و اساسی مردم فلسطین حمایت میکند؛ با این حال تأکید مینماید که هر طرحی درباره غزه یا سایر بخشهای سرزمین فلسطین که دیدگاهها و خواستههای همه مردم فلسطین را در بر نگیرد یا بازتاب ندهد، در واقع در چارچوب یک راهبرد استعمارگرانه گستردهتر دنبال میشود و آشکارا حقوق مردم فلسطی بهویژه حق تعیین سرنوشت را نادیده میگیرد. چنین اقداماتی بیانگر شکلی روشن از استعمار است که با وجود درخواستهای مکرر جامعه بینالمللی برای پایاندادن به آن، همچنان تداوم دارد.
آقای رئیس.
نمایندگان محترم.
و، اما در خصوص تصویب پیشنویس قطعنامه ایالات متحده در روز گذشته، جمهوری اسلامی ایران نگرانیهای مطرحشده از سوی اعضای شورای امنیت را در خصوص سازوکارهای مندرج در آن قطعنامه که میکوشند مسئولیتهای سازمان ملل متحد و خودِ شورای امنیت را دور بزنند، مورد توجه قرار میدهد. با این حال، بسیاری از اعضا، علیرغم بیان این نگرانیها، با هدف فوری و اساسیِ توقف خونریزی و نسلکشی در غزه، حفاظت از جان غیرنظامیان فلسطینی از جمله زنان و کودکان، تضمین آتشبس پایدار، تسهیل کمکرسانی گسترده انسانی، و تضمین خروج کامل نیروهای اشغالگر اسرائیلی به این قطعنامه رأی مثبت دادند.
جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تأکید میکند که این قطعنامه و سازوکارهای آن نباید بهگونهای تفسیر یا اجرا شود که حقوق بنیادین مردم فلسطین از جمله حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت مستقل فلسطین، را نقض یا تضعیف کند. غزه بخش جداییناپذیر سرزمین فلسطین است و وحدت و تمامیت ارضی آن باید کاملاً حفظ شود. این منطقه باید تحت اداره یک کمیته انتقالی فلسطینی قرار گیرد. همانگونه که بسیاری از اعضای شورا نیز تصریح کردند، هیچگونه الحاق، اشغال یا جابهجایی اجباری تحت این قطعنامه جدید نباید مجاز شمرده شده یا توجیه گردد. کمکهای بشردوستانه باید آزادانه و بدون هیچگونه مداخله، از طریق نهادهای سازمان ملل متحد در سراسر غزه توزیع شود.
بر این باوریم که پایان جنگ علیه مردم غزه، هرچند امری حیاتی تلقی گردد، موجب نمیشود که کشورها و نهادهای بینالمللی ذیربط را از مسئولیتهای مشترک حقوقی، اخلاقی و انسانی خود برای تضمین عدالت و پاسخگویی مبرا سازد. تحقق عدالت واقعی مستلزم پاسخگویی کامل است. عاملان و آمران جنایات جنگی، نسلکشی و جنایات علیه بشریت در غزه باید تحت تعقیب قرار گیرند و رویه چند دههای بیکیفرمانی رژیم اسرائیل باید سرانجام پایان یابد.
و، اما در خصوص سرزمین اشغالی جمهوری عربی سوریه، جمهوری اسلامی ایران بهشدت حضور غیرقانونی، اقدامات نظامی و تجاوزات مستمر رژیم صهیونیستی را که منجر به قتل و جرح شهروندان سوری و تخریب زیرساختهای حیاتی شده است، محکوم میکند. در راستای قطعنامههای مرتبط سازمان ملل، بار دیگر تأکید مینماییم که تلاش رژیم اسرائیل برای اعمال قوانین، صلاحیت و اداره خود بر جولان اشغالی سوریه، باطل و از نظر حقوق بینالملل فاقد هرگونه اعتبار است.
سپاسگزارم، آقای رئیس.
نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد
عراقچی و... در حال گفتگو با مسئولان بی ادب آمریکا جنایتکار در عمان و رم بودن/ که نیروی هوایی ارتش وحشی آمریکا جنایتکار با مجوز و دستور ترامپ جنایتکار در پایگاه قطر به تأسیسات هسته ای ایران حمله کرده است. و شورای امنیت سازمان ملل متحد هم متأسفانه از تیر ماه سال 1404 تاکنون هیچ کاری و اقدامی نکرده است چرا؟
اما تاکنون در این مدت مورد متأسفانه اقدامی صورت نگرفته است چرا؟
و این در حالی است که ایران بارها در مورد تجاوز و حمایت آمریکا به تاسیسات صلح آمیز هسته ای ایران به سازمان ملل و هم به شورای امنیت سازمان ملل متحد نامه ارسال کرده است.
حمله اسرائیل جنایت کار و آمریکا جنایت کار به تأسیسات هسته ای ایران، نقض آشکار قوانین بین المللی است.
اسرائیل و آمریکا اصول بین المللی را زیر پا گذاشسند!
در حقوق بینالملل، اصل بنیادین منع توسل به زور، مندرج در بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد، هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی دولتها را ممنوع میکند. این قاعده آمره، که یکی از ارکان نظم حقوقی بینالمللی است، بهصراحت هرگونه اقدام نظامی غیرمجاز را محکوم میکند. بااینحال، منشور دو استثنا برای این اصل پیشبینی کرده است: نخست، اقدام نظامی با مجوز شورای امنیت بر اساس ماده ۴۲، و دوم، دفاع مشروع بر اساس ماده ۵۱.مشور ملل متحد.
برای ارزیابی حملات رژیم صهیونیستی به ایران، باید بررسی کرد آیا این اقدامات در چارچوب یکی از این دو استثنا قرار میگیرند. ابتدا، کاملاً روشن است که شورای امنیت هیچ مجوزی برای حمله نظامی به ایران صادر نکرده است. بنابراین، اقدامات رژیم صهیونیستی نمیتواند بر اساس ماده ۴۲ منشور توجیه شود.
در مورد دفاع مشروع، ماده ۵۱ منشور به دولتها اجازه میدهد در صورت وقوع حمله مسلحانه علیه خود، بهصورت فردی یا جمعی از حق ذاتی دفاع استفاده کنند. اما در اینجا، هیچ شواهدی وجود ندارد که ایران حمله مسلحانهای علیه رژیم صهیونیستی انجام داده باشد تا این رژیم بتواند به استناد دفاع مشروع اقدام نظامی کند. در غیاب چنین حملهای، ادعای دفاع مشروع از سوی رژیم صهیونیستی فاقد هرگونه وجاهت حقوقی است.
بنابراین، حملات رژیم صهیونیستی به ایران نقض آشکار اصل منع توسل به زور محسوب میشود و بهعنوان تجاوز یا جنایت علیه صلح، مغایر با قواعد آمره حقوق بینالملل است.
۲– در جریان تجاوز غیرقانونی صورت گرفته علیه کشور، موارد نقض تعهدات بین المللی رژیم را در در حمله به مراکز درمانی، زیرساختهای غیرنظامی، اشخاص و اماکن غیرنظامی و حمله به صدا و سیما را از منظر حقوق بین الملل بشردوستانه تحلیل بفرمایید؟
حملات رژیم صهیونیستی به ایران در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ را مصداق بارز نقض قواعد بنیادین حقوق بشردوستانه میدانم. این حملات، که شامل هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، مراکز درمانی، اماکن مسکونی، و صداوسیمای ایران بود، بهطور مستقیم اصول کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی آن را زیر پا گذاشته و مسئولیت بینالمللی و کیفری برای مرتکبان به دنبال دارد.
اصل کلیدی حقوق بشردوستانه، اصل تفکیک است که طرفهای درگیر را ملزم میکند اهداف نظامی را از غیرنظامی متمایز کنند. حمله به بیمارستانها، مراکز درمانی، و رسانهای مانند صداوسیما، که هیچ کارکرد نظامی ندارند، نقض صریح این اصل و طبق ماده ۸ اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، جنایت جنگی محسوب میشود. هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی مانند پالایشگاهها، که تأمینکننده نیازهای اساسی مردم هستند، نیز به دلیل آسیب مستقیم به غیرنظامیان، مغایر با تعهدات بینالمللی است.
همچنین، حملات به غیرنظامیان، از جمله زنان، کودکان، و دانشمندان هستهای، و حتی نظامیانی که در منازل خود و خارج از صحنه نبرد بودند، نقض آشکار حقوق بشردوستانه است. برای نمونه، شهادت فرماندهان نظامی در کنار خانوادههایشان در سحرگاه ۲۳ خرداد، به دلیل فقدان وضعیت نظامی در آن لحظه، جنایت جنگی است. این اقدامات، به دلیل هدفمند بودن و تأثیر گسترده بر غیرنظامیان، میتواند بهعنوان جنایت علیه بشریت نیز بررسی شود. این نقضها، که با حمایت برخی دولتها و سکوت نهادهایی مانند شورای امنیت همراه بوده، نشاندهنده بیتوجهی رژیم صهیونیستی به قواعد آمره حقوق بینالملل است.
۳- اقدامات دفاعی ایران علیه رژیم در عملیاتهای وعده صادق از منظر قواعد حقوق بین الملل چگونه ارزیابی میشوند و وجاهت حقوقی آن در منابع حقوق بین الملل چگونه است؟
از منظر حقوق بینالملل، اقدامات دفاعی ایران در عملیاتهایی مانند وعده صادق۳ را میتوان در چارچوب ماده ۵۱ منشور ملل متحد، که حق ذاتی دفاع مشروع را به رسمیت میشناسد، ارزیابی کرد. این حق زمانی فعال میشود که یک دولت مورد حمله مسلحانه قرار گیرد و شورای امنیت نتواند یا اقدامی برای حفظ صلح انجام ندهد. در مورد ایران، وقوع حملات مسلحانه از سوی رژیم صهیونیستی، مانند بمباران سایت فوردو، که حتی با تأیید مقامات آمریکایی همراه بوده، مصداق روشنی از حمله مسلحانه است. دیوان بینالمللی دادگستری در پروندههایی مانند سکوهای نفتی تأکید کرده که حمله مسلحانه باید از شدت و تأثیر کافی برخوردار باشد، و اقداماتی نظیر بمباران سرزمین یک دولت یا استفاده از حریم هوایی کشورهای دیگر برای تهاجم، طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی، تجاوز محسوب میشود.
علاوه بر این، عدم واکنش مؤثر شورای امنیت، با وجود درخواستهای مکرر ایران برای محکومیت این حملات، شرط دوم توسل به دفاع مشروع را فراهم کرده است. ایران با ارسال نامهها و درخواست جلسات اضطراری، به مسئولیت خود برای اطلاعرسانی به شورای امنیت عمل کرد، اما فقدان اقدام عملی از سوی این نهاد، ایران را ناگزیر به استفاده از حق دفاع مشروع نمود.
در مورد شرط ضرورت، اقدامات ایران برای ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تداوم حملات، تنها راهکار موجود بود. بدون این پاسخ، احتمال تشدید حملات و تداوم نقض حاکمیت ایران وجود داشت. درباره تناسب نیز، هرچند برخی ممکن است حجم موشکهای شلیکشده توسط ایران را غیرمتناسب قلمداد کنند، اما با توجه به شدت حملات اولیه، استفاده از سامانههای دفاعی پیشرفته مانند گنبد آهنین توسط رژیم صهیونیستی، و نیاز به ایجاد بازدارندگی مؤثر، این پاسخ از نظر حقوقی قابل دفاع است. تناسب در دفاع مشروع به معنای تساوی کامل نیست، بلکه باید با هدف دفع خطر و جلوگیری از حملات بعدی همخوانی داشته باشد.
بنابراین، اقدامات ایران در چارچوب عملیات وعده صادق، با توجه به وقوع حمله مسلحانه، بیعملی شورای امنیت، ضرورت و تناسب، از منظر حقوق بینالملل واجد وجاهت حقوقی است و در راستای حق ذاتی دفاع مشروع قابل توجیه است.
در محافل بینالمللی، رژیم صهیونیستی دلایلی برای توجیه حملات نظامی علیه ایران ارائه کرده است. این ادعاها از منظر حقوق بینالملل تا چه حد معتبر هستند و آیا میتوانند در چارچوب دفاع مشروع توجیه شوند؟
ادعاهای رژیم صهیونیستی برای توجیه حملات نظامی علیه ایران، بهویژه با استناد به مفهوم دفاع مشروع، از منظر حقوق بینالملل فاقد اعتبار و وجاهت حقوقی است. ماده ۵۱ منشور ملل متحد بهصراحت شرط توسل به دفاع مشروع را وقوع حمله مسلحانه علیه یک دولت میداند. در مورد ایران، هیچ شواهد متقن و مستندی وجود ندارد که نشان دهد ایران حمله مسلحانهای علیه اسرائیل انجام داده یا حتی قصد قریبالوقوع برای چنین حملهای داشته است. بدون وقوع حمله مسلحانه، ادعای دفاع مشروع اساساً موضوعیت ندارد.
رژیم صهیونیستی اغلب به مفهوم دفاع پیشدستانه یا پیشگیرانه استناد میکند، اما این مفاهیم در حقوق بینالملل جایگاه محدودی دارند. دفاع پیشدستانه تنها در شرایطی ممکن است پذیرفته شود که حملهای قطعی و قریبالوقوع از سوی دولت مقابل در شرف وقوع باشد، بهگونهای که فرصت برای توسل به راهحلهای دیپلماتیک یا صلحآمیز وجود نداشته باشد. در این مورد، اسرائیل هیچ مدرکی ارائه نکرده که نشان دهد ایران تصمیم قطعی برای حمله نظامی گرفته، نیروهایش را آماده کرده یا آرایش تهاجمی علیه اسرائیل ایجاد کرده است. برعکس، ایران در زمان حملات اسرائیل در حال مذاکرات دیپلماتیک با ایالات متحده و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود، که این امر ادعای قریبالوقوع بودن حمله را کاملاً بیاعتبار میکند.
درباره دفاع پیشگیرانه، یعنی اقدام نظامی برای دفع تهدید غیرفوری و احتمالی در آینده، باید گفت که این مفهوم هیچ جایگاهی در حقوق بینالملل ندارد. ادعای اسرائیل مبنی بر اینکه ایران ممکن است در آینده با تولید سلاح هستهای تهدیدی برای موجودیتش ایجاد کند، از منظر حقوقی قابل پذیرش نیست. منشور ملل متحد و رویه دولتها بهصراحت تأکید دارند که دفاع مشروع تنها در پاسخ به حمله مسلحانه محقق میشود. حتی در مواردی مانند حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای عراق در سال ۱۹۸۱، که با ادعای دفاع پیشگیرانه انجام شد، شورای امنیت و شورای حکام آژانس این اقدام را محکوم کردند.
سابقه تاریخی نشان میدهد که ادعاهای مشابه، مانند توجیهات ایالات متحده در حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ یا ترور سردار سلیمانی، نیز با انتقادات گسترده بینالمللی مواجه شده و فاقد مقبولیت حقوقی بوده است. بنابراین، توجیهات رژیم صهیونیستی برای حملات علیه ایران، چه با استناد به دفاع پیشدستانه و چه پیشگیرانه، نهتنها با موازین حقوقی سازگار نیست، بلکه نقض صریح اصل منع توسل به زور در ماده ۲، بند ۴ منشور ملل متحد محسوب میشود. این ادعاها در ترازوی حقوق بینالملل هیچ وزن و اعتباری ندارند.
مبنای حقوقی بهرهمندی ایران از حق دانش هستهای، که آمریکا با حملات خود به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران قصد سلب آن را دارد، چیست؟
حق ایران برای بهرهمندی از دانش هستهای صلحآمیز ریشه در چند مبنای حقوقی محکم دارد. نخست، ماده ۴ معاهده NPT بهصراحت حق غیرقابلانکار کشورهای عضو برای توسعه، تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز را تضمین میکند. این ماده تأکید دارد که هیچ تفسیری از معاهده نباید این حق بنیادین را محدود کند. تأسیسات هستهای ایران، که بهطور مستمر توسط آژانس راستیآزمایی شده و هیچ انحرافی به سمت مقاصد نظامی نشان ندادهاند، کاملاً تحت حمایت این ماده قرار دارند.
اصل برابری حاکمیت دولتها در بند ۱ ماده ۲ منشور ملل متحد، هرگونه محدودیت غیرقانونی یا یکجانبه بر برنامه هستهای صلحآمیز ایران را مردود میداند. ایران بهعنوان یک عضو متعهد به NPT، پایبندی خود به عدم تولید تسلیحات هستهای را اثبات کرده و گزارشهای آژانس این موضوع را تأیید کردهاند. بنابراین، ایران از حق کامل برای توسعه فناوری هستهای، از جمله غنیسازی اورانیوم برای مقاصد صلحآمیز، برخوردار است.
قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، که توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را تأیید کرد، بهصراحت مشروعیت برنامه هستهای صلحآمیز ایران، از جمله حق غنیسازی و حفظ چرخه کامل سوخت هستهای، را به رسمیت شناخته است. این قطعنامه، که الزامآور است، نشاندهنده پذیرش جامعه جهانی از حق ایران به دانش هستهای است.
حمله آمریکا به تأسیسات صلحآمیز هستهای ایران ناقض کدام اصول و قواعد حقوق بینالملل است؟
اقدام تجاوزکارانه ایالات متحده در حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، که تحت نظارت دقیق آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارند، نقض آشکار چندین اصل بنیادین حقوق بینالملل است. نخست، این حمله مغایر با بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد است که صراحتاً توسل به زور علیه تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی یک دولت را منع میکند. این اقدام، اصل احترام به حاکمیت دولتها را بهطور فاحش زیر پا گذاشته است.
علاوه بر این، حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران نقض ماده ۴ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است. این معاهده حق غیرقابلانکار کشورهای عضو برای توسعه، تحقیق و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز را تضمین میکند. اقدام آمریکا با هدف قرار دادن تأسیساتی که گزارشهای آژانس بارها بر انطباق آنها با تعهدات پادمانی تأکید کرده، این حق بنیادین ایران را نقض کرده است.
همچنین، این حمله با قواعد آمره حقوق بینالملل، از جمله منع حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز که میتواند خطرات زیستمحیطی و انسانی گستردهای به دنبال داشته باشد، در تضاد است. از منظر اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بهویژه ماده ۳، این نهاد موظف به حمایت از کاربرد صلحآمیز انرژی هستهای است. حمله آمریکا نهتنها این وظیفه را تضعیف میکند، بلکه مسئولیت بینالمللی آژانس را در صورت انفعال در برابر این تجاوز، زیر سؤال میبرد.
بهطور خلاصه، این اقدام آمریکا نقض اصول منع توسل به زور، احترام به حاکمیت دولتها، و حق توسعه صلحآمیز انرژی هستهای است که همگی از ارکان اساسی نظم حقوقی بینالمللی به شمار میروند.
خلاصه اینکه حملات آمریکا با هدف سلب این حق، نهتنها نقض معاهده NPT و منشور ملل متحد است، بلکه تلاشی برای تضعیف قطعنامه ۲۲۳۱ و مشروعیت برنامه هستهای ایران محسوب میشود. ایران، با تکیه بر این مبانی حقوقی و تعهد به اصول بینالمللی، حق دارد در برابر این تجاوزات از خود دفاع کند و توسعه علمی و خودکفایی خود را ادامه دهد.
۷.بهعنوان سخن آخر و جمعبندی، اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، بهویژه هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی و تأسیسات صلحآمیز هستهای، چه تأثیری بر اعتبار نظام حقوق بینالملل داشته است؟
اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا علیه اماکن غیرنظامی و تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، که تحت نظارت دقیق آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیت میکنند، ضربهای جدی به اعتبار نظام حقوق بینالملل وارد کرده است. این حملات چنانچه بیان شد نقض آشکار منشور ملل متحد، که توسل به زور علیه حاکمیت و تمامیت ارضی دولتها را منع میکند، ماده ۴ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، که حق توسعه صلحآمیز انرژی هستهای را تضمین میکند، و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، که مشروعیت برنامه هستهای ایران را به رسمیت شناخته، هستند.
خلاصه باید گفت این تجاوزات اسرائیل و آمریکا علیه ایران، ناکارآمدی نظام حقوقی بینالمللی را در چند بعد نشان میدهد: ساختار معیوب شورای امنیت، که حق وتوی قدرتهایی مانند آمریکا مانع اجرای عدالت میشود؛ انفعال نهادهای بینالمللی مانند آژانس، که وظیفه حمایت از فعالیتهای صلحآمیز هستهای را بر عهده دارد اما در برابر این حملات واکنشی قاطع نشان نداده؛ و فقدان ضمانت اجراهای مؤثر برای مجازات متجاوزانی که قواعد آمره حقوق بینالملل، از جمله منع حمله به تأسیسات غیرنظامی و هستهای، را نقض میکنند. این وضعیت نشاندهنده گروگانگیری عدالت توسط قدرتهای بزرگ است و اعتماد به نظام حقوقی جهانی را بهشدت تضعیف کرده است.
نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد
عراقچی و... در حال گفتگو با مسئولان بی ادب آمریکا جنایتکار در عمان و رم بودن/ که نیروی هوایی ارتش وحشی آمریکا جنایتکار با مجوز و دستور ترامپ جنایتکار در پایگاه قطر به تأسیسات هسته ای ایران حمله کرده است. و شورای امنیت سازمان ملل متحد هم متأسفانه از تیر ماه سال 1404 تاکنون هیچ کاری و اقدامی نکرده است چرا؟
نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد
عراقچی و... در حال گفتگو با مسئولان بی ادب آمریکا جنایتکار در عمان و رم بودن/ که نیروی هوایی ارتش وحشی آمریکا جنایتکار با مجوز و دستور ترامپ جنایتکار در پایگاه قطر به تأسیسات هسته ای ایران حمله کرده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد هم از تیر ماه سال 1404 تاکنون هیچ کاری و اقدامی نکرده است چرا؟