باشگاه خبرنگاران جوان - با ورود هوش مصنوعی، تولید اخبار جعلی به مرحله تازهای رسیده است. نوشتهها، عکس و تصاویر و ویدئوهای جعلی با کیفیت واقعی تولید میشوند که تشخیص آنها برای مخاطبان عادی دشوار است. حتی دیپفیکها میتوانند چهرهها را جعل کنند و روایتها را بسازند. در چنین شرایطی، صرفاً تکیه بر ابزارهای فناورانه کافی نیست. باید ذهن مخاطب آموزش ببیند ذهنی که بداند هر آنچه میبیند، الزاماً واقعیت نیست.
چون باید بدانیم که اخبار جعلی هیچوقت قرار نیست کاملاً ناپدید نمیشوند اما میتوان آنها را مهار کرد. هر بار که پیش از بازنشر یک خبر مکث میکنیم، هر بار که منبع را بررسی میکنیم و هر بار که احساسات خود را بر قضاوتمان مسلط نمیکنیم بدون شک یک گام کوچک اما مؤثر برداشتهایم.
تصور خیلی از افراد بر این است آن گروهی که برخلاف تصور نسبت به اخبارها بی اطلاع هستند در دام اخبار جعلی خواهند افتاد در حالیکه قربانی اخبار جعلی الزاماً افراد کماطلاع نیستند. اتفاقاً کسانی که اخبار را سریع و احساسی دنبال میکنند و در اتاقهای پژواک شبکههای اجتماعی زندگی میکنند، یا بیش از حد به همفکران خود اعتماد دارند بیشتر در معرض فریب هستند چون وقتی خبری دقیقاً همان چیزی را میگوید که دوست داریم بشنویم کمتر به صحت آن شک میکنیم. این نقطه ضعف مشترک انسانهاست.
شایعه بدون سواد سانهای میتازد
مطمئناً جایگاه رسانهها در این میان اهمیت بالایی دارد، چون باید این آگاهی را منتقل کنند که هوش مصنوعی جایگزین هر حقیقتی نیست. این فناوری میتواند به تحلیل دادهها کمک کند، میتواند تاریخچه اخبار را مرور کند یا اطلاعات پراکنده را دستهبندی کند،
نباید این را فراموش کنیم، که جامعه نیازمند سواد رسانهای است. شخصی که از هوش مصنوعی استفاده میکند باید بداند که برای خبر فوری حتماً به منابع رسمی، خبرنگاران میدانی و شبکههای معتبر رجوع کند. تنها در این صورت میتوان جلوی سیل شایعات و اخبار جعلی را گرفت.
بیشک هوش مصنوعی در آینده نزدیک نقش پررنگتری در رسانه خواهد داشت. شاید خبرنگاران از آن برای تحلیل دادههای عظیم یا پیشبینی روندها استفاده کنند. اما تا زمانی که این فناوری «چشم» و «گوش» در میدان ندارد، جای خبرنگار را نخواهد گرفت. فناوری ابزار است نه منبع حقیقت. اگر این مرز روشن نشود، جامعهای گرفتار خواهیم داشت که واقعیت را از زبان ماشینی میگیرد که خودش مرز حقیقت و شایعه را نمیداند. اعتماد به هوش مصنوعی برای اخبار لحظهای شبیه اعتماد به نقشهای است که همیشه چند کیلومتر عقبتر از مسیر واقعی حرکت میکند، متنها ممکن است زیبا و منطقی باشند اما واقعیت همان لحظه را منعکس نمیکنند.
در جهانی که شایعهها با سرعت نور پخش میشوند، تنها راه نزدیک ماندن به حقیقت این است که مرز میان «ابزار پردازش» و «منبع خبر» را بهخوبی بشناسیم. در غیر این صورت، یک پرسش ساده از هوش مصنوعی میتواند ما را به چندین کیلومتر دورتر از حقیقت پرتاب کند.
توهمات مصنوعی
متخصصان هوش مصنوعی اصطلاح «توهم اطلاعاتی» را برای بیان اطلاعات نادرست عنوان میکنند، این مشکل در شرایط عادی شاید چندان جدی به نظر نرسد اما کافی است پای بحران به میان بیاید؛ حمله تروریستی، سقوط هواپیما یا درگیری نظامی. در چنین موقعیتی یک جمله اشتباه میتواند به شایعهای فراگیر تبدیل شود. تجربه نشان داده که شایعات در دنیای آنلاین از حقیقت سریعتر انتقال پیدا میکنند. حال اگر سرچشمه این شایعات پاسخ ماشینی هوش مصنوعی باشد که خودش هم واقعیت را نمیشناسد، فاجعه بزرگتر خواهد شد و میبینیم که فضای مجازی امروزه به میدان مین شباهت دارد که بازنشر هر شایعه یا اخبار جعلی پیامدهای غیرقابل بازگشت دارد و مخاطبان را خسته خواهد کرد.
آگاهانه اخبار را بشنویم
سالیان سال است که چه در رسانهها و چه در فضای آکادمیک از «افزایش سواد رسانهای» صحبت میکنیم، اما کمتر به شیوه عملی آن پرداخته شده است. سواد رسانهای یعنی یاد بگیریم مکث کنیم؛ یعنی بدانیم بازنشر نکردن یک خبر هم یک انتخاب آگاهانه است. نباید بدون هیچ اعتبار و سندی خبری را موثق بدانیم چون خبر قابل اعتماد، شناسنامه دارد. منبع مشخص، تاریخ روشن، نویسنده قابل پیگیری و زبانی که بیش از حد هیجانی نیست را دارد، خبر حرفهای تلاش نمیکند مخاطب را بترساند یا تحریک کند بلکه تلاش میکند آگاه کند. عکسها و ویدئوها باید قابل بررسی باشند و روایت خبر نباید از چند منبع مستقل، تناقض جدی داشته باشد. همیشه هم قبل از اعتماد به خبری از خود بپرسید، «این خبر چرا و توسط چه کسی منتشر شده است؟»
منبع: مهر