در منطق قدرت‌های زمینی، هدیه ابزار نفوذ و معامله است، اما در منطق پیامبری که حکومتش بر پایه توحید بنا شده، ارزش‌ها با طلا و جواهر سنجیده نمی‌شود.

باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۳۶ تا ۴۴ سوره نمل ادامه داستان مواجهه حضرت سلیمان(ع) با ملکه سبأ، بلقیس، است. داستانی که از سطح یک گفت‌وگوی سیاسی فراتر می‌رود و به صحنه‌ای برای نمایش تقابل قدرت مادی، عقل سیاسی و هدایت الهی تبدیل می‌شود. در این بخش، قرآن نشان می‌دهد که چگونه یک حاکم الهی، بدون جنگ و خون‌ریزی، ساختار فکری و اعتقادی یک حکومت بزرگ را دگرگون می‌کند.

واکنش سلیمان به دیپلماسی هدیه

وقتی فرستادگان بلقیس با هدایا به دربار سلیمان می‌رسند، پاسخ او بسیار معنادار است. سلیمان(ع) هدیه را نه به عنوان احترام، بلکه به عنوان آزمونی برای خریدن موضع خود می‌بیند. در منطق قدرت‌های زمینی، هدیه ابزار نفوذ و معامله است، اما در منطق پیامبری که حکومتش بر پایه توحید بنا شده، ارزش‌ها با طلا و جواهر سنجیده نمی‌شود.سلیمان با صراحت اعلام می‌کند آنچه خدا به او داده، از هدیه‌های مادی بسیار برتر است و اگر آنان از فرمان الهی سر باز زنند، با نیرویی مواجه خواهند شد که توان مقاومت در برابرش را ندارند. این تهدید، نه از سر قدرت‌نمایی شخصی، بلکه از موضع حق و مأموریت الهی بیان می‌شود.

قدرت بدون غرور، تهدید بدون ستم

در این آیات، نوعی توازن ظریف دیده می‌شود: سلیمان(ع) هم قدرت دارد و هم فروتنی. او هشدار می‌دهد که می‌تواند با سپاهیانش وارد عمل شود، اما هدفش تسلیم‌کردن دل‌هاست، نه ویران‌کردن شهرها.قرآن با این بیان، الگوی متفاوتی از حاکمیت را ترسیم می‌کند؛ حاکمیتی که در آن قدرت وسیله هدایت است، نه ابزار تحقیر. تهدید سلیمان در حقیقت آخرین راه است، پس از آنکه راه گفت‌وگو و دعوت مسالمت‌آمیز طی شده است.

تصمیم شگفت‌آور برای آوردن تخت

پس از اعلام تصمیم بلقیس برای حضور در دربار سلیمان، پیامبر الهی دست به اقدامی می‌زند که فراتر از عرف سیاست و قدرت است. او از حاضران می‌خواهد پیش از رسیدن ملکه، تخت او را حاضر کنند. این درخواست، آزمونی برای نشان دادن مراتب مختلف قدرت در نظام الهی است.

یکی از جنیان پیشنهاد می‌دهد تخت را در زمانی کوتاه بیاورد، اما فردی که دانشی از کتاب الهی دارد، آن را در یک چشم به هم زدن حاضر می‌کند. این صحنه نشان می‌دهد که در منطق قرآن، علم الهی بر نیروی جسمانی و حتی قدرت‌های خارق‌العاده دیگر برتری دارد.

آزمایش شکر یا کفر

واکنش سلیمان(ع) پس از دیدن تخت، بسیار آموزنده است. او این توانایی را به خود نسبت نمی‌دهد، بلکه آن را آزمایشی الهی می‌داند، آزمایشی برای سنجش شکر یا ناسپاسی. این نگاه، اوج توحید در قدرت است. سلیمان حتی در اوج اقتدار، خود را در معرض امتحان می‌بیند و نه در جایگاه مالک مطلق. قرآن با این بیان، خطر غرور ناشی از موفقیت و قدرت را یادآوری می‌کند.

تغییر چهره حقیقت برای بیداری عقل

برای بلقیس، تختش به شکلی ناشناخته تغییر داده می‌شود تا واکنش او سنجیده شود. وقتی از او پرسیده می‌شود آیا این تخت، همان تخت اوست، پاسخ می‌دهد که شبیه آن است. این پاسخ، نشان‌دهنده عقلانیت، احتیاط و دوری او از شتاب‌زدگی است. قرآن در اینجا، شخصیت بلقیس را زنی خردمند معرفی می‌کند که اهل تعقل است، نه تعصب. همین ویژگی، زمینه هدایت او را فراهم می‌کند.

ورود به قصر شیشه‌ای و فرو ریختن توهم‌ها

اوج داستان در آیه ۴۴ رخ می‌دهد؛ جایی که بلقیس وارد قصری می‌شود که کف آن از شیشه شفاف است و آن را آب می‌پندارد. این صحنه نمادین، پرده‌برداری از حقیقتی عمیق است، بسیاری از آنچه انسان‌ها را می‌ترساند یا فریب می‌دهد، چیزی جز توهم نیست. وقتی بلقیس حقیقت را درمی‌یابد، به محدودیت‌های خود و خطای باورهای پیشینش اعتراف می‌کند و به خداوند ایمان می‌آورد.

پیروزی عقل و توحید

آیات ۳۶ تا ۴۴ سوره نمل، داستان پیروزی توحید بر شرک، عقل بر تعصب و هدایت بر قدرت‌طلبی را روایت می‌کند. سلیمان(ع) بدون لشکرکشی، دل و فکر یک ملکه و یک ملت را فتح می‌کند. این آیات به مخاطب امروز می‌آموزد که تغییر واقعی، از مسیر آگاهی، گفت‌وگو و نشان‌دادن حقیقت می‌گذرد، نه صرفاً از راه زور و هیاهو.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
حسین
۱۶:۲۳ ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
کوروش کبیر
آخرین اخبار