باشگاه خبرنگاران جوان - برایتان پیشآمده که بین خرجکردن و پسانداز سردرگم شوید؟ یا گاهی اوقات بعد از یک خرید بهظاهر خوب حالتان بد شود؟ و چیزی که شاید این روزها بیشتر از همیشه خودش را نشان میدهد، چالش بین همسران شاغل است. چالشی که در اصل به تیپ شخصیتی آنها در مدیریت مسائل مالی برمیگردد و هرکدام از آنها تصور میکنند حق بیشتری دارند در حالی که با یک شناخت حتی اجمالی، این قبیل چالشها بسیار کم خواهد شد و سرمایه خانواده حفظ میشود. فاطمه صادقی، مدیر مؤسسه همراهان فردای خانواده، کارشناسی ارشد MBA مالی و با پژوهش گسترده در زمینه خانواده و مدیریت مالی، در این باره توضیح میدهد.
این دوتا باهم باشند واویلاست!
فاطمه صادقی با اولین تیپ شخصیتی، سراغ آدمهای آشنا میرود. سراغ کلیشه اینکه «من با خرید حالم خوب میشه». این جمله با اینکه به یک قانون زنانه تبدیل شده اما در حقیقت مرد و زن ندارد. صادقی قبل از معرفی تیپ اول، میگوید: خانوادهای را تصور کنید که خانم شخصیت «خرج کننده احساسی» دارد و مرد با تیپ شخصیتی «پسانداز کننده مضطرب» همیشه میخواهد پول جمع کند. به نظرتان چه اتفاقی میافتد؟ این دو آدم کم، کم تبدیل به دوتا جزیره دور از هم میشوند که تفاهمی در مسائل مالی ندارند و کم، کم خانواده با دشواری مواجه میشود. پس نهتنها شناختن تیپ شخصیتی خودتان مهم است بلکه باید به تیپ شخصیتی همسرتان در برخوردهای مالی نیز توجه کنید و همین آگاهی یک گام بزرگ برای مدیریت درست خانواده از جهت مادی خواهد بود.
خرجکننده احساسی هستید؟!
«این آدمها فرقی نمیکند حالشان خوب باشد یا بد. در هر دو صورت تمایل زیادی به خرجکردن دارند. بیشتر برای فرار از فشار روانی خرج میکنند اما حتی وقتی یک شادی بزرگ کسب کنند آن را با خرج زیاد نشان میدهند.»
علائم این تیپ: «وقتی ناراحتیم یا خستهایم دوست داریم خرید کنیم. بعد از خرید عموماً حالمان بد میشود چون اغلب احساسی خرید میکنیم و منطقی پشت کارمان نیست. بیشتر از نیاز میخریم و با گزارههایی مثل؛ دلم میخواد، این حق منه، دوست دارم... خودمان را توجیه میکنیم. اغلب موجودی حساب را نمیدانیم. همیشه درگیر احساسمان هستیم. مثلاً بعد از یک روز سختکاری، یک ماگ ۵۰۰ هزار تومانی میخریم تا حالمان خوب شود اما بعد مضطرب میشویم که چقدر برنامه داشتیم برای پولمان و حالا الکی خرج شد.»
ریشه روانشناختی:«اغلب این آدمها با یک اشتباه روانشناختی، تصور میکنند برای داشتن حس خوب باید خرید کنند. در حالی که شاید اگر چیزهای دیگری را هم امتحان کنند جواب بدهد.»
بخرم یا پسانداز کنم؟
۴ راهکار خوب برای این تیپ شخصیتی داریم که بهسادگی کمک میکند:
قانون ۲۴ ساعت: پوشک بچه واقعاً ضروری است، حتماً باید بخرید. اما بعضی از خریدها هم فوری نیستند. در چنین خریدهایی فقط و فقط ۲۴ ساعت صبر کنید. چرا؟! قانونی داریم که میگوید مغز ما در لحظه احساسی و با غلبه احساسات تصمیم میگیرد اما اگر به آن زمان بدهید منطق مغز بر احساسات غالب میشود و میتواند خیلی موارد را در نظر بگیرد. پس همیشه ۲۴ ساعت صبر کنید.حساب لذت کنترل شده: احساسی بودن چیز بدی نیست. اتفاقاً نکته مثبتی است اما باید مرز داشته باشد. پس بیاید ماهانه یک مبلغ مشخص برای دلخوشی خودتان کنار بگذارید تا به نیاز وجودی خودتان پاسخ داده باشید.قانون سؤال طلایی: قبل از هر خریدی از خودتان بپرسید؛ واقعاً نیازش دارم یا فقط دوستش دارم؟جایگزین احساسی: با هر فشار روانی سریع سراغ خریدکردن نروید. دنبال جایگزینهای خوبی برای خودتان باشید. مثلاً ورزش، غذاخوردن با خانواده، گردش...
لذت بیخرج یا خرجِ بی لذت؟
به نظر میرسد بیشتر ما درصدی از این تیپ شخصیتی را در وجودمان داشته باشیم وگرنه گزاره «من با خرید حالم خوب میشه» اینهمه فراگیر نمیشد. بعد از خرج کنندههای احساسی سراغ «پسانداز کنندههای مضطرب» میرویم که دقیقاً برعکس عمل میکنند.صادقی درباره این آدمها توضیح میدهد: «این آدمها اغلب پول دارند اما لذتی از آن نمیبرند. در لحظه نمیتوانند زندگی کنند و همیشه با آینده دستبهگریبان اند. نگران گرانی فرداها هستند وبا اینکه پول دارند خیلی برایشان سخت است خرج کنند. دقت و وسواس خاصی در خرید دارند تا ارزانترین گزینه را پیدا کنند. خیلی سخت سرمایهگذاری میکنند تا آنجا که ممکن است پولشان هم از دست برود ولی سرمایهگذاری نکنند. این آدمها بیشتر از خود پول، دغدغه دارند.»
چرتکه بینداز و زندگی نکن!
«همیشه در حال حساب و کتاب مالی هستند، دودوتاچهارتایشان تمامی ندارد و اهل ریسک نیستند. حتی یک لباس بخواهند بخرند آنقدر دستدست میکنند تا ارزانتر شود یا اصلاً شرایطی بشود که نخرند.»در ریشه روانشناختی این اشخاص، صادقی معتقد است تجربه ازدستدادن میتواند وجود داشته باشد. اما این مشاور و کوچ فردی با اشاره به رزاقیت خداوند میگوید ترس افراطی از آینده شبیه شرک است چرا که قدرت خدا همیشه نامحدود بوده و هست. انسان هم باید اقدامات درست را انجام بدهد و به خدا واگذار کند.
تبدیل ترس به رقم؟!
صادقی در ادامه چند راهکار ساده برای این تیپ شخصیتی توصیه میکند:
تفکیک پول: یکبخشی پول برای امنیت جدا کنید و یک بخش دیگر برای زندگی.پول برای امنیت یعنی چی؟ یعنی پول برای بیمار شدن، برای تصادف، برای سرمایهگذاری که میخواهید بکنید، هر چیزی که نگرانی شما را رفع کند و احساس امنیت کنید. حالا یکبخشی از پولتان را هم برای خرجکردن در زندگی بگذارید تا با آرامش بتوانید هزینه کنید و از لحظه لذت ببرید.
بودجه لذت اجباری: تصور کنید در یک خانواده هم خانم و هم آقا «پسانداز کننده مضطرب» باشند، در این مدل خانوادهها دو اتفاق میافتد یا بچهها بینهایت ولخرج میشوند یا اینکه تصمیم میگیرند چند قدم از والدینشان هم جلوتر بزنند و دیگر کاملا خسیس میشوند. پس این بودجه لذت اجباری به نفع کل خانواده است. این بودجه اندک، مسئول حال خوب است. ۵درصد اجباری برای لذت.
تبدیل ترس به عدد: چقدر عدد بنویسیم؟! این مدل اشخاص اغلب میترسند پول کم بیاید... حالا اگر خیلی عادی بیاییم و هزینهها را بنویسیم میتوانیم بفهمیم دقیقاً چقدر کم است و چطور میشود آن را رفع کرد. ترسها وقتی تبدیل به اعداد واقعی میشوند از گنگی و ابهام درمیآیند و همین آگاهی کوچک کمککننده است.
مدیریت مالی کنید، برندهاید...
هنوز دو تیپ شخصیتی دیگر مانده که فاطمه صادقی قرار است به ما معرفی کند. قرار است درباره کنترل گرها و بی خیالها هم حرف بزنیم که گزارش مجزایی میطلبد. اما تا همینجا توضیحات این مدیر مالی نشان میدهد، با همه سختیهای موجود که قابلانکار نیست، درصدی از تغییر هم میتواند با آگاهی خود ما اتفاق بیفتد. صادقی میگوید هیچکدام از این تیپهای شخصیتی بد نیست. اما افراط در هرکدام از اینها میتواند دردسر جدی درست کند. علاوه بر این در فضای خانواده این شناخت کمک جدی به مدیریت مالی میکند. وقتی ما بدانیم مرد خانه، یا خانم خانه، کدامیک از این تیپهای شخصیتی را در بحث مالی دارد خیلی آگاهانه تر تعامل میکنیم.
منبع: فارس