باشگاه خبرنگاران جوان - در سالهای اخیر، سلبریتیها (هنرمندان، ورزشکاران و چهرههای مشهور) به بازیگران فعال در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاند و به همین دلیل، موضعگیری آنها درباره موضوعات روز، از جمله اعتراضات اجتماعی، دیگر صرفاً یک «نظر شخصی» تلقی نمیشود، بلکه بخشی از برند فردی و سرمایه اجتماعی آنهاست.
اینکه چنین موضعگیریهایی بعضا موجب ترویج خشونت، انباشت خشم یا نفرتپراکنی در جامعه میشود موضوع این بحث نیست بلکه پرسش مهمی که در این میان مطرح میشود درباره انگیزه واقعی این موضعگیریهاست؛ اینکه تا چه اندازه از باور شخصی آنها نشأت میگیرد و تا چه حد نتیجه فشار افکار عمومی و ترس از هزینههای اجتماعی است.
اقتصاد توجه و وابستگی به فالوورها
شبکههای اجتماعی بر پایه «اقتصاد توجه» عمل میکنند؛ یعنی تعداد فالوورهای یک فرد مساوی است با قدرت رسانهای و قدرت رسانهای مساوی است با دیده شدن، قرارداد تبلیغاتی، درآمدزایی (البته بدون پرداخت مالیات!) و بقا در بالاترین سطح فضای مجازی.
از این رو، برای بسیاری از سلبریتیها، بلاگرها و اینفلوئنسرها، فالوورها فقط مخاطب نیستند، بلکه منبع درآمد و مشروعیت اجتماعی محسوب میشوند. در چنین شرایطی، از دست دادن فالوور میتواند پیامدهای واقعی اقتصادی و حرفهای به دنبال داشته باشد. به همین خاطر، برخی سلبریتیها در بزنگاههای مهم میان باور شخصی و حفظ جایگاه اجتماعی خود دچار دوگانگی میشوند.
ترس از بایکوت دیجیتال
یکی از پدیدههای مهم سالهای اخیر، «بایکوت دیجیتال» است؛ یعنی آنفالو گسترده، حمله کلامی در کامنتها، ترند شدن هشتگهای منفی و فشار به برندها برای قطع همکاریهای تبلیغاتی. این فشارها باعث میشود برخی سلبریتیها در مواجهه با رخدادهای اجتماعی، سکوت را پرهزینهتر از موضعگیری ببینند و موضعی اتخاذ کنند که با جریان غالب فالوورهایشان - و نه الزاما با حقیقت یا باور شخصی خودشان - همسو باشد.
از نظر کارشناسان، این نوع موضعگیری بیشتر به مدیریت ریسک شباهت دارد تا کنشگری آگاهانه. برخی پژوهشگران این رفتار را «کنشگری نمایشی» مینامند؛ یعنی حضور نمادین برای حفظ وجهه عمومی. به عبارت سادهتر، بخشی از موضعگیری سلبریتیها را میتوان ناشی از ترس از بایکوت شدن و از دست دادن دنبالکنندگان دانست، نه الزاماً نتیجه یک کنش آگاهانه و مبتنی بر تحلیل.
اعتراضات ایران و حساسیت دوچندان
در موضوعاتی مثل اعتراضات اجتماعی، حساسیت چند برابر است، چون فضا بهشدت قطبی است و موضع مخالفِ جریانِ غالب در فضای مجازی، هزینه اجتماعی فوری دارد. در چنین فضایی، بخشی از هنرمندان و ورزشکاران ترجیح میدهند در سمتی بایستند که کمترین ریسک از دست دادن فالوور و بیشترین رضایت مخاطب را دارد چراکه سلبریتیها بهشدت به حفظ این سرمایه (مخاطب) وابستهاند و هر کنش یا واکنشی که منجر به ریزش فالوور شود، میتواند تبعات حرفهای و اقتصادی به همراه داشته باشد.
البته، همه موضعگیریهای سلبریتیها از این جنس نیست، اما بخشی از آنها تحت تأثیر ترس از بایکوت و ریزش فالوور شکل میگیرد. شبکههای اجتماعی، سلبریتیها را از «چهرههای فرهنگی یا ورزشی» به «برندهای وابسته به رضایت مخاطب» تبدیل کردهاند. در این چارچوب، موضعگیری درباره موضوعات حساس اجتماعی، گاهی بیش از آنکه ریشه در باور شخصی داشته باشد، نتیجه محاسبه هزینه و فایده در فضای مجازی است.
همین مسئله باعث میشود سلبریتیها گاها میان صداقت فردی و بقای رسانهای، بهاجبار گزینه دوم را انتخاب کنند. کارشناسان رسانه این رفتار را نوعی «مدیریت ریسک» یا «کنشگری حداقلی» توصیف میکنند؛ حضوری که هدف اصلی آن کاهش هزینه سکوت و جلوگیری از برچسبزنی یا طرد شدن در فضای مجازی است.
گواردیولا مثال نقض سلبریتیسم
با این حال، در دنیای پرهیاهوی مجازی هستند افراد مشهوری که ایستادن در سمت درست تاریخ یا همراهی نکردن با جریان غالب در فضای مجازی و صحبت کردن درباره موضوعاتی که خوشایندِ شبکههای اجتماعی و مالکان آنها نیست را به تمامی هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن ترجیح میدهند.
نمونه اخیر آن، «پپ گواردیولا» چهره مشهور دنیای فوتبال و سرمربی تیم منچسترسیتی است که با میلیونها دنبالکننده در اینستاگرام، ویدئویی از خود را با چفیه به اشتراک میگذارد و در قلب اروپا، با افتخار، خود را «هوادار فلسطین» مینامد و از اینکه جهان مردم بیدفاع و مظلوم غزه را در مقابل جنایتهای وحشیانه رژیم صهیونیستی تنها گذاشته است، گلایه میکند.
استخون بندازی جلوش واست هر چی میکنه.
مهم اینه کی بیستر بندازه جلوش!
حرفایی رو میزنن که مردم خوششون بیاد نه حکومت و قشر اندک طرفدارانش
انتظار مقام دارند!!!
مقام رو به هر ننه قمری که نمیدن...
باید سواد سیاسی و علوم سیاسی و داشته های لازم را داشته باشید.
ورزشکار خوب فقط ورزشکار خوب است و مردم او را در قاب ورزش دوست دارند.
بازیگر خوب فقط بازیگر خوب است و مردم او را بعنوان هنرمند دوست دارند.
خیلی از ورزشکاران و هنرمندان هستند که این موضوع را فهمیده و درک کرده اند .
ما بزرگان هنری و ورزشی داریم که در اوج هستند اما در اوج رشته کاری و شغلی خود که مردم آنها را دوست دارند.
مثل خیلی ها...
جنابان داوود رشیدی ، داریوش ارجمند ، مهدی فخيم زاده ، خانم ثریا قاسمی و...
جناب آقا علیرضا دبیر...
و خیلی های دیگه که اسامی شون ماشاالله خیلی زیاده...
ایا علی دایی سیاستمدار وپست سیاسی کشور رادارد یا علی دایی وزیر امورخارجه وزیرکشور و....نماینده مجلس هست؟چرا باید نظربدهد اگر نظر نداد وطنفروش تلقی میکنید؟
اگر میگویید سبلیریتی ها از بیت المال و نان انقلاب را خوردن و به جایی رسیدن این دلیل نمیشود اون توان علی دایی بود چرا تو وامثال تو سللیریتی نشده اید؟مگر صداوسیما برای هرکسی هزینه میکند؟طرف استعداد. کمدین وبازیگری و چهره بازیگری را داشت بااستعداد وتلاش خودش سبلیریتی شد چرا من وتو نشدیم
لطفا دست ازتخریب وفحاشی بردارید شماها ادعای اسلامیت میکنید ادعای سرباز آقا امام زمان ع میکنید وبراحتی توهین وفحاشی برزبان جاری میسازید
یکی ازعلتهاییکه هنرمندان ورزشکاران تایید یا تکذیب ویاحمایت نمیکنند همین فحاشی وتوهین شماهاست