ترسمان از این بود که به نام انقلاب چادرها را آتش بزنند یا سنگ‌ها را به بهانه اینکه عکس شاه است، تاراج کنند. چادرها خیلی ارزش داشت و در مخاطره بود.

باشگاه خبرنگاران جوان - مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت: توطئه عناصر خرابکار در روز‌های اوج‌گیری مبارزات مردمی در سال ۱۳۵۷ با مدیریت میدانی و هوشیاری مردم و روحانیت خنثی می‌شد. آیت‌الله سید محمود موسوی‌نژاد (رئیس حوزه علمیه امام صادق (ع) مرودشت) در خاطرات خود به نقشه برخی برای آتش زدن تخت جمشید اشاره کرده و می‌گوید: دو ماه به پیروزی انقلاب مانده بود، اما زمام امور در مرودشت دست ما بود، اوضاع در شیراز هم همینطور بود. دولتی‌ها دیگر نمی‌توانستند کاری بکنند. از آقایان شیراز با من تماس گرفتند که عده‌ای قصد دارند چادر‌ها [ی تخت جمشید]را آتش بزنند، عده‌ای هم می‌خواهند به تخت جمشید حمله کنند.

فکر کردیم باید خودمان برویم و از آن مواظبت کنیم. آنها که می‌خواستند به اینجا حمله کنند، ضد شاه نبودند، فرصت‌طلب بودند. می‌خواستند از موقعیت سوءاستفاده کنند و چیز‌هایی را تاراج کنند، بفروشند و میلیاردر شوند، مثل افرادی که امروز اختلاس می‌کنند، آنها دلشان به حال مردم نسوخته، می‌خواهند جیبشان را پر کنند. به همین دلیل بود که شخصاً هر شب با دوستان در منطقه گشت زنی می‌کردیم و جلو چادر‌ها از ژاندارمری مامور می‌گذاشتیم.

ترسمان از این بود که به نام انقلاب چادر‌ها را آتش بزنند یا سنگ‌ها را به بهانه اینکه عکس شاه است، تاراج کنند. چادر‌ها خیلی ارزش داشت و در مخاطره بود؛ همچنین در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۵۷ نامه‌ای برای حفظ تخت جمشید نوشتم، اتفاقا در سربرگ خیریه‌ای که با نام حضرت ابوالفضل در آن زمان داشتیم. متن نامه این بود: مسئول محترم گروهان ضربت، طبق صحبت و مذاکرات دیشب تا ۵ شب هر شب دو نفر مسلح برای چادر‌ها به آقای جهانمیر زارع بفرستید. یک نامه هم برای آقای بردبار که یکی از کارگران تخت جمشید بود، نوشتم؛ چون علیرضا شاپور شهبازی مسئول تخت جمشید دستگیر شده بود. گرچه شخصا او را محاکمه کردم و حکم به آزادی دادم. دلیل دستگیری‌اش این بود که شهبازی با شاه تماس گرفته بود. می‌گفتند بخشی از اموال تخت جمشید را هم برده است؛ البته بعدا در بازپرسی که در حضور همگان انجام دادم، دلیلی برای تداوم بازداشت او ندیدم.

ما می‌دانستیم اینها میراث فرهنگی است و ارزش دارد. از نظر شریعت شغل مجسمه‌سازی حرام است؛ اما اگر مجسمه ساخته شد، نگهداری آن اشکال ندارد. جدای از این تخت جمشید، یک کتاب تاریخ سنگی است که نمی‌توان آن را تغییر دارد. شما می‌توانید صفحات تاریخی را که نوشته شده، بکنید و یک ورق دیگر جایگزینش کنید؛ اما کتیبه خط میخی و نقش برجسته را نمی‌توانید تغییر دهید. چند چیز این بنا را قرن‌ها محافظت کرده است، یکی اینکه تاریخ ثبت شده ایران را نشان می‌دهد، دوم اینکه نگهداری مجسمه اشکال ندارد، سوم اینکه برای کشور سودآور است و در دنیا میراث فرهنگی ارزش فراوانی دارد. بقیه کشور‌های جهان موزه درست می‌کنند و می‌خواهند گذشته دنیا را در موزه به مردم نشان دهند، تخت جمشید که سر جایش است، این است که تصمیم گرفتم نگذارم کسی به اینجا آسیب برساند.

در سال‌های اخیر در ایام عید تا سه میلیون نفر برای بازدید از تخت جمشید به مرودشت می‌آیند، آنها برای سفر خود هزینه می‌کنند و اقتصاد مردم منطقه را رونق می‌بخشند. این است که ما دلیلی برای تخریب تخت جمشید نداشتیم؛ درعوض دلیل برای حفظش داشتیم. دو سال پیش از یونسکو به اینجا آمدند. یونسکو آثار تاریخی را حفظ می‌کند و در پی این است که در عالم صلح باشد و آثار باستانی و تاریخی هر کشوری باقی بماند. مرا هم برای سخنرانی دعوت کردند و در گفت و گویی که با آنها داشتم تاکید کردم امثال تخت جمشید آثار عبرتی است که از گذشته مانده است. کو آن پادشاهان؟ کو سازندگان این بنا؟ اگر خوب کار کردند، در آخرت هم خوبند، اگر بد کار کردند که هیچ از آنها نمانده است، آنها با چنان قدرتی که آنان از سنگ چنین مجسمه‌هایی ساختند، آنها رفتند، دیگران هم می‌روند.

منبع: مهر

برچسب ها: یونسکو ، حوزه علمیه
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha