باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - پاتریشیا مارینز پژوهشگر حوزه امنیتی و دفاعی در مطلبی نوشت: قدرت روزافزون موشکی، پهپادی و دریایی ایران، هرگونه حمله نظامی آمریکا را به یک قمار پرریسک با چشمانداز محدود برای تغییر رژیم تبدیل کرده است.
ادعای اینکه کشوری با بودجه نظامی به اندازه ایران میتواند بازدارنده جنگطلبان واشنگتن باشد، بسیار دشوار است. با این حال، با توجه به وضعیت کنونی، محتاطانهترین اقدام همین است.
ایالات متحده با هزینه دفاعی نزدیک به یک تریلیون دلار، قدرتی است که هیچ کشور دیگری چنین سطحی از مداخلهگری در جهان را ندارد.
با این حال، ایران با ۹۰ میلیون نفر جمعیت، به یک قدرت جهانی در زمینه موشک و پهپاد تبدیل شده و از نظر حجم و مقرون به صرفه بودن در هر دو حوزه از غرب پیشی گرفته و شاید برای تبدیل شدن به یک قدرت هستهای نیز بسیار نزدیک باشد.
ایران در ژوئن سال گذشته با حمله غافلگیرکننده اسرائیل مواجه شد، اما تقریباً تمام زرادخانه خود را در پناهگاهها پنهان کرد و تلفات حداقلی متحمل شد. حتی پس از از دست دادن چندین فرمانده، این کشور توانست سازماندهی و واکنش نشان دهد و به اسرائیل آسیب قابل توجهی وارد کند.
امروز موشکهای ضد کشتی ایران از بسیاری از معادلهای غربی خود برد و سرعت بیشتری دارند. مدلهایی مانند خلیج فارس، ذوالفقار بصیر و هرمز همه فراصوت هستند. زرادخانه موشک ضد کشتی ایران تا ۲۰۰۰ کیلومتر برد دارد، حدود ۳۰درصد بیشتر از تاماهاوک دریا پرتاب آمریکا. همچنین انواع گستردهای از پهپادهای هوایی و دریایی، سطحی و زیرآبی وجود دارد که اکوسیستمی با دهها مدل و هزاران واحد در انبار تشکیل میدهند.
این پرسش مطرح میشود: نیروی دریایی آمریکا چگونه به ساحل آنقدر نزدیک میشود که برد کافی برای حمله به ایران را داشته باشد؟ نخواهد شد و جنگ در دریا دقیقاً چیزی است که ایران میخواهد. بنابراین، احتمالاً آمریکا در امواج اولیه از پایگاههای نزدیک خود عملیات خواهد کرد و تنها در مرحله دوم نیروی دریایی خود را نزدیک میکند.
حتی اگر همه اینها به شیوهای سینمایی رقم بخورد و صدها هدف در ایران پس از یک حمله غافلگیرکننده در آتش بسوزد، حکومت ایران همچنان با اقتدار حضور خواهند داشت تا به محض توقف حمله، کشور را بازسازی کنند.
این تحلیلگر معتقد است تنها راه تغییر حکومت در ایران، حمله زمینی است که در هیچ کدام از طرحهای ایالاتمتحده در نظر گرفته نشده است و سلول های کوچک و پراکنده داخلی نیز قادر به همچین کاری نیستند.
طرح حمله آمریکا برای تغییر حکومت، آنچنان که از پیش تنظیم شده نیست (مانند ونزوئلا)، و هیچ پشتوانهای ندارد. هیچ نیروی داخلی قادر به مقابله نظامی با دولت نیست واحتمال اینکه امور طبق برنامه پیش نرود، زیاد است.
علاوه بر موشکهای ضد کشتی که ذکر کردم، ایران برخی از موشکهای بالستیک بزرگ خود را نیز برای حمله به اهداف دریایی متحرک تبدیل کرده است. منظور من موشکهایی با کلاهک بیش از یک تن و هدایت میانی از طریق پهپادهای HALE و ماهوارههای در مدار LEO است. ایران یکی از معدود کشورهایی است که پهپادهای HALE تولید میکند و قادر به تولید و قرار دادن ماهوارههای خود در مدارLEO است.
اگر موشکی مانند شهاب-۳ به یک ناو هواپیمابر برخورد کند، تنها از نیروی جنبشی، بدون احتساب مواد منفجره، خسارت ویرانگر خواهد بود. این شکستی عظیم برای ترامپ خواهد بود، حتی اگر دستور تقویت و حملات بیشتر به ایران را صادر کند.
به این اضافه کنید: اگر یک زیردریایی هستهای کلاس اوهایو توسط یک زیردریایی کوچک قدریر، که بسیار پنهانکار است و آن آبها را به خوبی میشناسد، از دست برود؟ آنوقت زلزله در آمریکا را تصور کنید. زیردریاییهای آمریکایی نیاز به برد دارند و در ورودی تنگه عملیات خواهند کرد. اما با روبهرو شدن با حدود ۳۰ زیردریایی، از قدیر و فاتح تا سه زیردریایی روسی کیلو در تعقیب، احتمال زیادی وجود دارد که کارها به شکست بینجامد.
این سناریویی که توصیف میکنم در یک درگیری شامل نیروهای دریایی کاملاً واقعبینانه است. تلفاتی وجود خواهد داشت و تعدادشان کم نخواهد بود. این یک سرمایهگذاری پرخطر است.