استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با تشریح ساختار حکمرانی آمریکا گفت: موانع حقوقی و سیاسی جدی، دست رئیس‌جمهور این کشور را برای آغاز جنگ علیه ایران بسته است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم رضایی - فؤاد ایزدی استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران در شانزدهمین نشست سالانه اندیشمندان و استادان درس انقلاب اسلامی دانشگاه‌ها با موضوع «واکاوی ابعاد مختلف دفاع مقدس ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی – صهیونی دی‌ماه ۱۴۰۴» با اشاره به تخصص خود در حوزه مطالعات آمریکا، به تشریح ساختار حکمرانی این کشور و نقش آن در تصمیم‌گیری‌های نظامی پرداخت.

او افزود: در این ایام، یکی از پرسش‌های پرتکرار این است که آیا آمریکا دوباره به ایران حمله خواهد کرد یا خیر. پاسخ به این سؤال نیازمند شناخت دقیق ساختار حکمرانی و بازیگران سیاسی در آمریکاست.

ایزدی با رد تصور رایج درباره اختیارات مطلق رئیس‌جمهور آمریکا، توضیح داد: برخی تصور می‌کنند رئیس‌جمهور آمریکا به‌ویژه در دوره ترامپ رفتاری شبیه یک پادشاه دارد و هر کاری بخواهد انجام می‌دهد، در حالی که چنین نیست. ساختار سیاسی آمریکا محدودیت‌های جدی برای رئیس‌جمهور ایجاد می‌کند.

او با اشاره به قانون اساسی آمریکا گفت: اعلان جنگ طبق فصل اول قانون اساسی در اختیار کنگره است و رئیس‌جمهور تنها فرمانده کل قواست. این رقابت تاریخی میان قوه مجریه و مقننه همواره بر نحوه ورود آمریکا به جنگ‌ها تأثیر گذاشته است.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت قانون اختیارات جنگ مصوب پس از جنگ ویتنام گفت: طبق این قانون، رئیس‌جمهور تنها ۶۰ روز می‌تواند بدون مجوز کنگره وارد جنگ شود، آن هم به شرطی که جنگ خسارت جانی و مالی جدی نداشته باشد.

او با اشاره به حضور نیرو‌های آمریکا در دریای کارائیب در روز شصت‌ویکم افزود: وقتی نمایندگان کنگره از ترامپ پرسیدند چرا مجوز نگرفته، پاسخ داد که، چون هیچ سربازی کشته نشده و هزینه جنگ بالا نبوده، نیازی به مجوز نداشته است. این استدلال از نظر حقوقی درست بود.

چرا حمله گسترده به ایران برای آمریکا پرهزینه است؟

ایزدی با اشاره به سخنان اخیر رهبر انقلاب و پیامد‌های احتمالی آن برای محاسبات آمریکا گفت: اگر جنگ علیه ایران به جنگ منطقه‌ای تبدیل شود، هزینه انسانی آمریکا بالا می‌رود. آمریکا در منطقه حدود ده پایگاه و سی تا چهل هزار نیرو دارد. در چنین شرایطی، طبق قانون اختیارات جنگ، رئیس‌جمهور ناچار به کسب مجوز کنگره است؛ مجوزی که اکنون رأی لازم را ندارد.

او افزود: همین مسئله یکی از دلایلی بود که حمله آمریکا به ونزوئلا محدود شد و به اشغال خاک این کشور نینجامید.

ایزدی با اشاره به رأی‌گیری مهمی در سنای آمریکا پس از ماجرای ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا گفت: در آن رأی‌گیری پنج سناتور جمهوری‌خواه با دموکرات‌ها همراه شدند و طرح الزام رئیس‌جمهور به کسب مجوز جنگ رأی آورد. ترامپ به‌شدت از این سناتور‌ها ناراحت شد. در رأی‌گیری نهایی، دو نفر از آنها عقب‌نشینی کردند و اعلام کردند ترامپ به آنها قول داده حمله دیگری انجام نخواهد شد.

این استاد دانشگاه با اشاره به خبر دیدار احتمالی میان دکتر عراقچی و مقامات آمریکایی گفت: یکی از دلایل علاقه‌مندی دولت آمریکا به برگزاری این جلسات، وضعیت پیچیده رأی‌ها در کنگره است. سه گروه در کنگره وجود دارند: مخالفان جنگ، موافقان جنگ و گروهی مردد. ترامپ اگر روند مذاکراتی را آغاز کند، می‌تواند ادعا کند گزینه دیپلماسی را امتحان کرده و در صورت شکست، به سمت گزینه نظامی برود.

ایزدی تأکید کرد: دست رئیس‌جمهور آمریکا برای حمله نظامی باز نیست، مگر اینکه هزینه جنگ پایین باشد. اگر ترامپ بتواند به افکار عمومی آمریکا القا کند که حمله به ایران کم‌هزینه است، ممکن است به حملات محدود ادامه دهد. اما اگر مشخص شود جنگ با ایران جنگی منطقه‌ای خواهد بود، نهاد‌های حقوقی و اطلاعاتی آمریکا وارد عمل می‌شوند.

او با تشریح سازوکار تصمیم‌گیری در آمریکا گفت: ۱۷ تا ۱۸ نهاد اطلاعاتی آمریکا موظف‌اند پیش از هر جنگ، گزارش سود و زیان ارائه کنند؛ گزارشی که شامل تعداد احتمالی کشته‌ها، هزینه‌ها و مدت جنگ است. این گزارش به کاخ سفید و کمیسیون اطلاعات سنا ارسال می‌شود و نهاد‌های حقوقی بررسی می‌کنند که آیا این برآورد، قانون اختیارات جنگ را فعال می‌کند یا نه.

ایزدی افزود: اگر هزینه انسانی بالا باشد، قانون فعال می‌شود و رئیس‌جمهور بدون رأی کنگره نمی‌تواند وارد جنگ شود.

استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، درباره ساختار سیاسی ایالات متحده تأکید کرد: رئیس‌جمهور آمریکا برخلاف تصور رایج، اختیار مطلق برای آغاز جنگ ندارد و محدودیت‌های حقوقی و سیاسی جدی بر او اعمال می‌شود.

او گفت: اگر نهاد‌های حقوقی کاخ سفید اعلام کنند که حمله به ایران نیازمند مجوز کنگره است، رئیس‌جمهور معمولاً تمکین می‌کند؛ زیرا اقدام خلاف نظر این نهاد، او را در معرض استیضاح قرار می‌دهد.

ایزدی با اشاره به انتخابات آتی مجلس نمایندگان آمریکا افزود: ۱۰ ماه دیگر انتخابات برگزار می‌شود و برآورد‌های فعلی نشان می‌دهد دموکرات‌ها احتمالاً اکثریت را به دست خواهند آورد. در چنین شرایطی، اگر رئیس‌جمهور برخلاف نظر معاونت حقوقی کاخ سفید به ایران حمله کند، این بهترین فرصت برای دموکرات‌هاست تا او را به‌عنوان متخلف تحت پیگرد قرار دهند.

او تأکید کرد: تصمیم برای حمله نظامی تنها در اختیار رئیس‌جمهور نیست. موانع ساختاری جدی وجود دارد و اگر این ساختار را بشناسیم، می‌توانیم از آن بهره ببریم.

این استاد دانشگاه با اشاره به رفتار دولت‌های اخیر آمریکا گفت: افرادی که اکنون در کاخ سفید هستند، دغدغه‌ای برای حقوق بین‌الملل ندارند و حتی از نقض آن لذت می‌برند؛ اما قوانین داخلی آمریکا را نمی‌توانند نادیده بگیرند. این قوانین کارکرد واقعی دارند و بر تصمیمات نظامی اثر می‌گذارند.

ایزدی با اشاره به تجربه سال ۲۰۰۷ گفت: نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا در آن سال سه نکته مهم درباره برنامه هسته‌ای ایران اعلام کردند: ایران سلاح هسته‌ای ندارد، برنامه ساخت آن را ندارد و تصمیمی برای تولید آن نگرفته است. جورج بوش پسر در خاطراتش نوشته که پس از انتشار این برآورد، جریان‌های علاقه‌مند به حمله نظامی به ایران در کاخ سفید عملاً خلع سلاح شدند.

او افزود: اگر امروز نیز نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا اعلام کنند که حمله به ایران هزینه انسانی بالایی دارد، ساختار حقوقی آمریکا فعال می‌شود و رئیس‌جمهور بدون رأی کنگره قادر به آغاز جنگ نخواهد بود.

ایزدی تأکید کرد: در محاسبات آمریکا، هزینه انسانی برای خود آمریکا ملاک است، نه اسرائیل. اسرائیلی‌ها پذیرفته‌اند که در صورت جنگ بعدی با ایران، ممکن است چند هزار کشته بدهند و برایشان این هزینه قابل پذیرش است؛ زیرا هدفشان تجزیه ایران و تضعیف جمهوری اسلامی است.

او گفت: اگر نهاد اطلاعاتی آمریکا برآورد کند که جنگ با ایران به کشته شدن حدود ۵۰۰ سرباز آمریکایی منجر می‌شود، نهاد حقوقی کاخ سفید اعلام خواهد کرد که این اقدام نیازمند مجوز کنگره است؛ مجوزی که به‌نظر من به دست نخواهد آمد. در این حالت جنگی رخ نخواهد داد.

ایزدی هشدار داد: اگر برآورد دیگری ارائه شود یعنی هزینه انسانی پایین و هزینه مالی قابل تحمل باشد، آنگاه باید منتظر جنگ دوم بود؛ زیرا آمریکا هنوز به اهداف خود در ایران نرسیده است.

او با اشاره به تحلیل‌های رهبر انقلاب گفت: هدف آمریکا تغییر رفتار نیست؛ خود ایران است. تغییر رفتار همان تغییر حکومت است. آنها می‌خواهند سیاست‌های موشکی، منطقه‌ای و هسته‌ای ایران تغییر کند تا کشور تضعیف شود و در معرض فروپاشی قرار گیرد.

استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران سه اقدام اساسی شناخت دقیق ساختار حکمرانی آمریکا و دوری از برداشت‌های تبلیغاتی، حفظ و تقویت توانمندی نظامی ایران در سطحی که بتواند هزینه انسانی سنگینی برای آمریکا ایجاد کند و توجه به افکار عمومی آمریکا که نقش تعیین‌کننده‌ای در آغاز یا توقف جنگ دارد را برای جلوگیری از درگیری نظامی ضروری دانست.

ایزدی با اشاره به تجربه ونزوئلا گفت: یکی از دلایلی که حمله آمریکا به ونزوئلا محدود شد، فعالیت گسترده این کشور در افکار عمومی آمریکا بود. آنها طی سال‌های گذشته چندین کنفرانس بزرگ با حضور نخبگان آمریکایی برگزار کردند و یک مرجعیت فکری برای خود ساختند. این تجربه نشان می‌دهد که دیپلماسی عمومی می‌تواند مانع جنگ شود.

استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، در سخنانی تحلیلی درباره تحولات اخیر و ساختار تصمیم‌گیری در ایالات متحده، بر اهمیت افکار عمومی و محدودیت‌های حقوقی در جلوگیری از جنگ تأکید کرد.

او با اشاره به تجربه ونزوئلا گفت: پس از ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، در بیش از ۳۰۰ شهر آمریکا تظاهرات برگزار شد. این نتیجه سال‌ها سرمایه‌گذاری دولت ونزوئلا بر افکار عمومی آمریکا بود.

ایزدی با اشاره به فعالیت‌های دانشجویی در آمریکا افزود: جنبش‌های حمایت از فلسطین در دانشگاه‌های آمریکا نشان می‌دهد ظرفیت مهمی در داخل این کشور وجود دارد. رهبر انقلاب نیز سال گذشته با ارسال نامه به دانشجویان آمریکایی، این ظرفیت را شناسایی کردند؛ نامه‌ای که واکنش تند رئیس مجلس نمایندگان آمریکا را به دنبال داشت.

او با اشاره به دانشگاه‌های نخبه‌پرور آمریکا مانند کلمبیا گفت: این دانشگاه‌ها برای تربیت حکمرانان آینده آمریکا طراحی شده‌اند، اما امروز دانشجویان نخبه با چفیه و شعار‌های ضدظلم از فلسطین حمایت می‌کنند. پرچم فلسطین در بسیاری از اعتراضات حتی اعتراضات غیرمرتبط به نماد مبارزه با بی‌عدالتی تبدیل شده است.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: در ایران ظرفیت رهبری و ظرفیت افکار عمومی آمریکا وجود دارد، اما نهاد‌های مسئول در این حوزه کمتر از حد لازم فعالیت کرده‌اند. این موضوع بخشی از امنیت ملی ماست، زیرا در شرایط احتمال جنگ، افکار عمومی آمریکا نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

ایزدی با اشاره به راهبرد امنیت ملی منتشرشده در دولت ترامپ گفت: آمریکا به‌صراحت اعلام کرده که نباید رقبای واشنگتن در غرب آسیا به قدرت برسند. هدف نهایی آنها تبدیل منطقه به محیط سلطه کامل آمریکا با پول کشور‌های عربی، فناوری اسرائیلی و پشتوانه نظامی آمریکا است.

او افزود: در این راهبرد، ایران به‌عنوان مانع اصلی دیده می‌شود. هدف، تجزیه ایران و جدا کردن بخش‌های جنوبی است تا کشور بدون منابع نفتی شبیه افغانستان شود.

ایزدی با اشاره به بازیگران مؤثر در سیاست آمریکا گفت: پرونده ایران در کاخ سفید عملاً به نتانیاهو سپرده شده است. نفوذ او در دولت فعلی بی‌سابقه است. دو فردی که قرار است با وزیر خارجه ایران دیدار کنند جرد کوشنر و استیو کاوفهر دو از نزدیکان نتانیاهو هستند.

کارشناس مسائل سیاسی توضیح داد: کوشنر از کودکی با نتانیاهو ارتباط داشته و وتکف نیز از حلقه نزدیکان او در دوران نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل بوده است.

ایزدی در جمع‌بندی سخنان خود گفت: پرسش اصلی این است که آیا علیه ایران جنگ خواهد شد یا نه. بخش عمده پاسخ به تصمیم داخل کشور برمی‌گردد. اگر فرمایشات رهبر انقلاب درباره جنگ منطقه‌ای واقعاً اجرا شود و آمریکا مطمئن شود که هزینه انسانی خواهد داد، جنگی رخ نخواهد داد.

او افزود: اما اگر نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه برسند که هزینه انسانی پایین است، دلیلی برای خودداری از حمله نمی‌بینند. از نگاه ترامپ، اگر ایران ضعیف شده باشد و هزینه‌ای نداشته باشد، چرا باید از این فرصت استفاده نکند؟

ایزدی تأکید کرد: جنگ علیه ایران بستگی دارد به اینکه آیا ایران تصمیم دارد تهدید جنگ منطقه‌ای را به‌طور واقعی اجرا کند یا خیر. بخش مهمی از جلوگیری از جنگ، به تصمیم و اراده داخلی ما وابسته است.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار