باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ شب، آرام نیامده است. بر بامها ایستاده و گوش سپرده؛ به مردمی که از پنجرههای روشن و دلهای بیدار، صدا را به آسمان میسپارند.
چراغهایی که شعله میکشند
هر «اللهاکبر» مثل چراغی است که روشن نمیشود، شعله میکشد. شهر آرامآرام از جغرافیا خالی میشود و به خاطره بدل.
پشتبامها امشب فقط سقف خانهها نیستند؛ سنگرند، خاطرهاند، تکرار یک ایستادگی قدیمی.
صدای پیرمرد با صدای نوجوان گره میخورد، صدای مادر از پنجره میگذرد و در گلوی شهر مینشیند.
یادآوری یک پیروزی بیسلاح
این صدا تمرین فریاد نیست؛ یادآوری است. یادآوری شبی که مردم، بیسلاح، فقط با ایمان، تاریخ را جابهجا کردند.
بانگ «اللهاکبر» در کوچهها میدود، به دیوارها میخورد، برمیگردد و دوباره قد میکشد؛ انگار شهر دارد خودش را صدا میزند.

حرف آخر ...
این صدا برای گذشته نیست. اگر بود، اینهمه زنده نمیتپید. «اللهاکبر» امشب، یعنی هنوز ایستادهایم، یعنی شهر هنوز نفس میکشد، یعنی تا وقتی صدا از پشتبامها بلند میشود، هیچ پرچمی زمین نخواهد افتاد؛ و روزی خواهد رسید که همین گلبانگ، با حضور آقایمان حضرت مهدی (عج)، در همه شهرها و در قلب همه انسانها طنین انداز میشود؛ روزی که صدا نه تنها آسمان، بلکه زمین را بیدار کند و جهان با ایمان و امید ما همصدا شود.
تا آن روز، هر «اللهاکبر» یک پیمان زنده است، یک طنین جاوید، یک فریاد عشق و ایمانی که هرگز خاموش نخواهد شد.