همه می‌گن کی‌پاپ منو از افسردگی نجات داد، اما منو برعکس درگیر افسردگی کرد. این جمله، فقط یک تجربهٔ شخصی نیست.

باشگاه خبرنگاران جوان- در سال‌های اخیر، کی‌پاپ و به طور کلی موج کره‌ای، به یکی از پرنفوذترین پدیده‌های فرهنگی در میان نوجوانان ایران و جهان تبدیل شده؛ پدیده‌ای که از موسیقی فراتر رفته و به سبک زندگی، الگوی زیبایی، رؤیای موفقیت و حتی هویت جمعی بدل شده است.

اما با وجود طرفداران پر و پا قرص و بعضاً متعصب، روایت‌هایی از دل نوجوان‌ها بیرون می‌آید که از «کنترل از دست‌رفته»، «وابستگی»، «افت تمرکز» و «فرسودگی روانی» حرف می‌زنند.

این گزارش، با تکیه بر روایت‌های واقعی نوجوانان، تلاش می‌کند تجربهٔ زیستهٔ آنها را در کنار سازوکار‌های این صنعت تحلیل کند.

وقتی کی‌پاپ به جای «سرگرمی» می‌شود «مرکز زندگی»

«کنترل خودم رو از دست داده بودم و هر لحظه به اون‌ها فکر می‌کردم.»، «هدف دخترعموم اینه که وقتی بزرگ شد بره کره، به خاطر اون پسره خوانندهٔ گروه BTS که اسمش رو نمی‌دونم.» اینها بخشی از صحبت‌های دو نوجوان است که نقطهٔ بحران را نشان می‌دهد.

لحظه‌ای که کی‌پاپ دیگر یک علاقهٔ جانبی نیست، بلکه تمام فضای ذهنی نوجوان را اشغال می‌کند. نوجوان‌ها از فکر کردن دائمی، دنبال کردن لحظه به لحظهٔ اخبار، دیدن ادیت‌ها و ویدیو‌های کوتاه می‌گویند؛ چرخه‌ای که عملاً فرصت فکر کردن به خود، آینده یا حتی استراحت ذهنی را از آنها گرفته است.

یکی از نوجوان‌ها می‌گوید «نمی‌خواستم به دنیای واقعی برگردم، چون اون وقت مجبور بودم با این واقعیت تلخ روبه‌رو بشم که همهٔ این کار‌ها باطله.» اینجا، دنیای واقعی به خاطر فاصله‌اش با جهان فانتزی کی‌پاپ، برای او دردناک و ناامیدکننده به نظر می‌رسد؛ و همین، وابستگی را تشدید می‌کند.

رابطه‌ای که فقط از یک طرف واقعی‌ست

«اونا حتی منو نمی‌شناسن! پس چرا باید انرژی و وقتم رو براشون صرف کنم؟» در چند روایت، لحظه‌ای وجود دارد که نوجوان ناگهان متوجه یک حقیقت ساده، اما تکان‌دهنده می‌شود؛ رابطه‌ای که آن را صمیمی، عاطفی و عمیق تصور کرده، در واقع یک‌طرفه است. آیدل‌ها (ستاره‌های کی‌پاپ) نه او را می‌شناسند و نه حضورش تفاوتی در زندگی‌شان ایجاد می‌کند.

همین آگاهی، برای بعضی‌ها به عذاب وجدان شدید تبدیل شده. احساس «حماقت»، «اتلاف عمر» و حتی خشم نسبت به خود.

نوجوانی که زمانی ادمین فندام بوده و در دفاع از کی‌پاپ و هوادارانش قلم می‌زده، حالا از تاریکی ذهنی و نیاز به «برگشتن» حرف می‌زند؛ برگشتنی که به گفتهٔ خودش، با لطف خدا و دیدن نور او در زندگی‌اش ممکن شده؛ «من وجودم رو پر از تاریکی کرده بودم. ولی خدا یه جا‌هایی تو زندگی نور رو بهم نشون داد. انگار که یه چراغی نشون بدن و بهم بگن: برگرد!»

از امید موقت تا مقایسهٔ دائمی و افسردگی پنهان

«می‌گن کی‌پاپ منو از افسردگی نجات داد. اما منو برعکس درگیر افسردگی کرد.» یکی از تناقض‌های پررنگ در روایت‌ها همین است. بسیاری می‌گویند در مقطعی، موسیقی کی‌پاپ به آنها انرژی داده، امید ساخته و حالشان را بهتر کرده. اما این اثر، برای همه ماندگار نبوده است.

نوجوان ۱۴ ساله‌ای می‌نویسد «وقتی آهنگ‌هاشون رو گوش می‌دم حالم بهتره، ولی وقتی فیلم‌هاشون رو می‌بینم، دلم می‌گیره و آرزو می‌کنم جای اونا باشم.»

تماشای مداوم بدن‌های بی‌نقص، موفقیت‌های بزرگ، تشویق‌های جهانی و زندگی‌های لوکس، نوجوان را وارد مقایسه‌ای می‌کند که نتیجه‌اش اغلب احساس کم و ناکافی بودن است.

نوجوان دیگری که به دنبال راهکاری برای ترک کی‌پاپ می‌گردد، صریح‌تر می‌گوید «من خیلی دختر شادی بودم. اما از وقتی “آرمی” [طرفدار گروه BTS]شدم کارم شد گریه کردن.»

افت تمرکز، خستگی مزمن و دوپارگی رؤیا‌ها

«تمرکزم روی درس کم شده… نمره‌هام بد نیست. ولی انتظار دارم خیلی بهتر باشم.»، «دوست دارم بخونم، ولی ذهنم همیشه جای دیگه‌ست.»

در روایت‌ها، افت تمرکز تحصیلی یکی از پیامد‌های پرتکرار است. نه الزاماً افت شدید نمره، بلکه نارضایتی دائمی از خود و احساس عقب ماندن. نوجوان می‌داند توان بیشتری دارد، اما ذهنش پراکنده و خسته است.

در کنار این، دوپارگی رؤیا‌ها هم دیده می‌شود «به خوانندگی علاقه دارم، ولی واقعاً دوست دارم پزشک بشم و برای جامعه مفید باشم.»

این تضاد، نوجوان را بین رؤیای آیدل شدن و مسیر‌های واقعی‌تر زندگی معلق نگه می‌دارد؛ بی‌آنکه بتواند با خیال راحت یکی را انتخاب کند.

ترک، فاصله یا مدیریت؟ تجربه‌های متفاوت نوجوان‌ها

«برنامه‌ها رو پاک کردم. کانال‌هام رو حذف کردم. فقط آهنگ گوش می‌دم.»، «منم یه مدت خیلی درگیرشون بودم. ولی فکر کردم این فقط ذهنم رو درگیر مسائل بیخود و چرت می‌کنه و وقتم رو می‌گیره. از اون موقع دیگه نرفتم سمتش.»

روایت‌ها نشان می‌دهد راه‌حل‌ها یکسان نیست. بعضی‌ها به حذف کامل رو آورده‌اند، بعضی فاصله‌گذاری کرده‌اند و بعضی فقط شکل مصرف را تغییر داده‌اند.

اما وجه مشترک همهٔ این تجربه‌ها، یک نقطهٔ آگاهی است؛ «منطقی فکر کردم که این چه سودی برام داره؟»

وقتی نوجوان، سازوکارِ صنعت را می‌فهمد

نوجوان دیگری از کمپانی‌هایی می‌گوید که کارآموز می‌گیرند برای آیدل شدن. این نوجوان، بر خلاف بسیاری دیگر، با نگاهی تحلیلی، پشت صحنهٔ کی‌پاپ را می‌بیند و از سیستم ورودی کمپانی‌ها می‌گوید؛ از ارسال ویدیو‌های آواز و رقص متقاضیان، مصاحبه و ورود به دوره‌های کارآموزی چندماهه یا چندساله. دوره‌هایی با نظارت‌های بسیار شدید روی رژیم و تمرین رقص، فشار بدنی و روانی، و حتی جراحی‌های سنگین زیبایی.

در روایت او، رؤیای آیدل شدن یک مسیر درخشان و ساده نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که در آن، فقط تعداد کمی «دبیو» (شروع به کار یک آیدل یا گروه کی‌پاپ) می‌کنند و بقیه، پس از سال‌ها تلاش، حذف می‌شوند. بخش زیادی از درآمد آیدل‌ها هم تا زمان دیسبند شدن (جدا شدن از یک گروه کی‌پاپ) به کمپانی می‌رسد.

این نوجوان می‌گوید «همکلاسی‌های من آن‌قدر پیگیر بودن که این اطلاعات رو جمع می‌کردن و بین خودشون به اشتراک می‌ذاشتن. خیلی‌ها خیلی جدی به فکر اودیشن [تست ورود به کمپانی‌های کی‌پاپ]دادن بودن. حتی در پیام‌رسان‌های داخلی هم کانال‌های آموزش اودیشن تبلیغ می‌شد.»

او از موج تقاضا برای کلاس زبان کره‌ای می‌گوید و اجرا‌های نمادین مثل حضور BTS در سازمان ملل، و از دیت‌ها و کمپ‌های چند‌هزارنفری با فن‌پیج‌ها، تا مهمانی‌های خصوصی‌تر با «سردسته‌ها» برای تزریق حس خاص بودن و دسترسی به اخبار «نیمه‌سری».

همین محتواهاست که بعد، در قالب ادیت‌های ۱۵ تا ۲۰ ثانیه‌ای، در اینستاگرام، تلگرام، ایتا و ویدیو‌های کوتاه یوتیوب پخش می‌شود و حتی برای مخاطبی که هیچ آشنایی با این گروه‌ها ندارد جذاب است.

او از صفحاتی می‌گوید که با موضوعاتی مثل ارتباط کی‌پاپ با ایلومیناتی یا نماد‌های شیطان‌پرستی، ویدیو‌های کوتاه تولید می‌کنند و باعث افزایش کنجکاوی نوجوانان می‌شوند؛ «عده‌ای از سر کنجکاوی وارد شدن و بعد کم‌کم هوادار شدن.»

در تحلیل او، کی‌پاپ یک ویترین بزرگ است؛ «مدرسه‌هایی به بزرگی یک محله، آزمایشگاه‌های مجهز، رستوران‌های فانتزی با شکوفه‌های صورتی، لباس‌های خوش‌رنگ و شیک، تکنولوژی‌های داشته و نداشتهٔ کرهٔ جنوبی و آیدل‌هایی با پوست‌های صاف، مو‌های پرپشت و خوش‌حالت، و اندام‌های متوازن».

او صریح می‌گوید «کلاً همه چیز در کی‌پاپ بر مبنای جذابیت بصریه. هیچ چیز دیگه‌ای نداره.».

اما این تصویر، وقتی با پشت‌صحنه‌هایی که از آیدل‌ها منتشر می‌کنند مقایسه می‌شود، ترک برمی‌دارد؛ «توی یکی از ویدیو‌های پشت‌صحنه دیدم مو‌های واقعی یه آیدل بسیار کم‌پشت و کوتاهه؛ مثل مو‌های نوزاد. مو‌های قشنگی که طرفداران می‌بینن کلاه‌گیسه. چون این آیدل‌ها متناسب با تم هر برنامه یا موزیک‌ویدیو، آرایش و رنگ موهاشون رو باید تغییر بدن، موهاشون به شدت آسیب‌دیده‌ست. خیلی‌هاشون حتی چهره‌شون هم واقعی نیست و از ماسک‌های تغییر چهره استفاده می‌کنند.»

او تعریف می‌کند یکی از دوستانش که در دورهٔ راهنمایی شیفتهٔ BTS شده، مدام سریال‌ها را می‌دیده، اما در عرض کمتر از یک سال علاقه‌اش به موج کره‌ای از بین رفته و گفته «انقدر همه چیز فانتزی و چهره‌ها و رفتار‌ها مصنوعی و بی‌نقص بود، زده شدم.»

این روایت نشان می‌دهد همهٔ نوجوان‌ها مصرف‌کنندهٔ منفعل نیستند. بعضی، با دیدن تکرار الگو‌ها و شناخت سازوکارها، از خودشان می‌پرسند «این همه زرق‌وبرق، دقیقاً برای چه طراحی شده؟»

منبع: فارس

برچسب ها: کره ای ، نوجوانان ، موسیقی
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار