باشگاه خبرنگاران جوان - وقتی به تاریخ برگزاری ادوار مختلف جشنواره فیلم فجر رجوع میکنیم یک نکته بیش و پیش از تمام مسائل و اتفاقات نظر ما را نسبت به خود جلب میکند؛ این رویداد مهم و عظیم فرهنگی همچون انقلاب اسلامی هیچوقت از حرکت بازنمانده و همیشه تاریخ ۱۲ تا ۲۲ بهمن هرسال را به نام خودش سند زده است. اهمیت این اتفاق شاید برای مخاطبان عادی و حتی جدیتر سینما چندان به چشم نیاید، اما این مسئله هنگامی مهم جلوه میکند که دریابیم، فستیوالهای مطرح اروپایی نظیر «کن»، «ونیز» و... در مواجهه با هر اتفاقی، فارغ از بزرگی یا کوچکی آن، در اولین اقدام از فرهنگ، هنر و سینما قربانی گرفتند و برگزاری جشن و فستیوال را به زمان دیگری موکول کردند.
در جمهوری اسلامی ایران اما، قضیه به کل متفاوت است. درحالیکه تنها ۴۷ سال از برقراری یک دولت مستقل و ملی در ایران میگذرد، این جفای در حق فرهنگ و سینمای این مملکت است که با هر مسئله کوچک یا بزرگی در برابر جشنوارههای فجر از تئاتر و موسیقی گرفته تا فیلم بایستیم و اجرای آن را به زمان دیگری موکول کنیم. اکنون و در این زمان لزوم نهادسازی در امور زیربنایی بیشازپیش حس میشود و جای پا پس کشیدن نیست. بر همین اساس، برای بسیاری مثل روز روشن بود که جشنواره فجر کماکان مثل سابق برنامههای خود را پی خواهد گرفت و مردم نیز از آن استقبال به عمل میآورند. اما این دوره از جشنواره فیلم فجر چه ویژگیای دارد که آن را از ادوار پیشین جدا میکند؟
رویشهای بسیار، ریزشهای اندک
اگر سالها پیش عنوان میکردند که روزی «احسان کرمی» در مقام مجری اختتامیه و افتتاحیه ادوار مختلف جشنواره فیلم فجر در قواره دشمن این رویداد حاضر میشود، بلاتشبیه از تعجب شاخ درمیآوردیم، اما انسان با خطاهای محاسباتیاش شناخته میشود و الا از آنسو هم نباید تفکرات کرمی و امثال وی را در سالهای گذشته همسو با نظام تلقی کنیم. باری، ایجاد دودستگی و ناامنکردن فضای کار برای هنرورزان و هنرمندان حاضر در مملکت اگر از زبونی و پستی این افراد نباشد -که حتماً هست- از خطای شناختی آنها در مواجهه با میدان نشئت میگیرد.
سلبریتیهایی نظیر «احسان کرمی»، «حمید فرخنژاد»، «برزو ارجمند»، «اشکان خطیبی» و حتی «ارژنگ امیرفضلی»، چون تاکنون فرایند زیست خود را در محیطهای مجازی و ایزوله طی کردهاند با اولین شوکی که در شبکههای اجتماعی از طرف دنبالکنندگانشان تجربه میکنند، تصمیم به انجام کارهایی میگیرند که از هر انسان عادی با هوش متوسط اجتماعی بعید به نظر میرسد. آنها زندگی در پر قوی ایران را صرفاً بهخاطر توهم درک بیشتر آزادی و مسائلی ازایندست رها میکنند تا با پوشیدن لباس رزم در شرایطی بهتر از گذشته به کشور بازگردند و مسئولیتهای مهمتری را با قرارگرفتن بر دوش هواداران تجربه کنند، اما این امیال به حدی خیالی است که شاید تنها خواب یا تماشای یک فیلم سرگرمکننده ژانری بتواند آن را محقق کند، وگرنه اطلاق واژهها و عباراتی نظیر «شریف»، «اسطوره» و «قهرمان» از طرف صفحات بینامونشان به این افراد در مواجهه با هنرمندانی که به جشنواره فیلم فجر میروند یک شوخی سطح پایین و زننده بیش نیست. مگر میشود کسی خود را به اعتبار کاربران اینستاگرام و توییتر «شریف» بداند و اعتراضش نسبت به وضع موجود یا هر مسئله دیگر را به شیوه عمل بزرگترین دولت حامی تروریسم، یعنی آمریکا و اسرائیل بهعنوان نیروی نیابتیاش گره بزند. سوای این، حمله به فیلمسازان، بازیگران و دیگر عواملی که با سری افراشته در جشنواره فیلم فجر حضور دارند، نهتنها جماعت مفلس خارجنشین را به اهداف خود نمیرساند، بلکه در نقض غرضی آشکار آنها را از رسیدن به آرزوهای خویش بازمیدارد.
وقتی احسان کرمی شماره تلفن چهرههای سرشناس را به بهانه یک اظهارنظر متفاوت یا حضور در جشنواره فیلم فجر پخش میکند، از درک این مسئله عاجز است که برخوردهای رادیکال و آنارشیستبازی در فضای مجازی بهجای آنکه دیگری را با ایشان همراه سازد، سبب دوری آنها از شعبون بیمخهای اینستاگرامی نظیر کرمی یا امثالهم را فراهم میکند. برای نمونه، «بابک خواجهپاشا»، «محمدحسین مهدویان» و «کاظم دانشی» باوجودآنکه شاید نسبتی با سوژه هنرمند سنتی انقلابی نداشته باشند، ولی وقتی از طرف همکاران سابق خود با بدترین و زشتترین اتهامات ممکن مواجه میشوند، بیشازپیش بر حضور در این راه تأکید میکنند و افکار زشت فاشیستی و دگرستیزانه خارجنشینان را پس میزنند. اساساً سیاسی دیدن سوژه فجر و ساخت انگاره «موافق» و «مخالف» نهتنها یک پروژه غربی و آمریکایی در ناامن جلوهدادن فضای فرهنگی ایران تلقی میشود، بلکه ظهور و بروز هنرمندان با سلیقههای مختلف را سد و راه را برای کار در درون کشور سخت میکند.
اگر حضور بازیگران و فیلمسازان سرشناس در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر را بهخاطر اقدامات تروریستی در فضای مجازی -که از سوی کانون فیلمسازان بهاصطلاح مستقل و دلقکهای بازیخورده ترامپ و نتانیاهو نظیر احسان کرمی هدایت شده است- فاکتور بگیریم باید به این مهم اشاره کنیم که فیلمسازان و بازیگران جوان و مستعد توانستند این خلأ را بهخوبی پر کنند و تبحرشان را به رخ منتقدان، اهالی رسانه و مخاطبان هدف جشنواره بکشانند. «محمد علیزادهفرد»، «محمد اسفندیاری»، «محسن بهاری» و «مجید رستگار» هریک با ساخت آثاری مانند «حاشیه»، «کوچ»، «قمارباز» و «جهان مبهم هاتف» نشان دادند که بدون گرهزدن فیلم خویش به استفاده از سلبریتیها میتوانند مخاطبان سینمای ایران را صرفاً با یک روایت جذاب سینمایی سرگرم کنند، پس تهدید به بیآبرویی از طرف خارجنشینان، اگرچه ممکن است باعث دوری مقطعی سلبریتیها برای حضور در جشنواره فیلم فجر شود، اما در عمل رقبای جدید و تازهنفسی را برای آنها دستوپا میکند. بهعبارتدیگر، برخورد رادیکال سیاسی با رویدادی ملی با اهمیت و کارکرد جشنواره فیلم فجر نتیجه عکس میدهد و تاریخ انقضای آدمهای بیمصرفی، چون احسان کرمی را جلو میاندازد. او اگر بازهم بخواهد دست به چنین اقداماتی بزند به دلیل روکردن یکباره تمام تاکتیکها و تکنیکها دستش خالی میماند و مانند «پرویز صیاد» که در دهههای پیش دشمن اصلی سینمای ایران بود، فراموش میشود.
مردم معادلات را بههم زدند
زندگی بیستوچهارساعته در اینستاگرام و توییتر، چشم آدمی را بر واقعیتهای جاری میبندد، بهطوریکه اگر در صبح روز نهم بهمنماه ۱۴۰۴ به کاربران همیشگی فضای مجازی میگفتند که قرار است مردم در ساعتهای ابتدایی روز بعد با خرید بلیتهای جشنواره فیلم فجر به استقبال این رویداد بروند برچسب دیوانگی و سادهلوحی بر پیشانی گوینده میزدند و بیحیثیتش میکردند! اما واقعیت ورای تصور اذهان دوپامینزده راه خودش را میرود و کاری هم به تحلیلهای سطحی این جماعت ندارد.
از ساعت ۱۰ تا ۱۳ روز جمعه، دهم بهمن ۲۸ هزار بلیت برای تماشای ۳۳ فیلم بخش اصلی و خارج از مسابقه توسط مردم خریداری شد که نشان داد افراد بیرون از اتمسفر جاری در فضای مجازی کار خودشان را میکنند و گروگان این و آن نیستند. چه بپذیریم، چه موافق این گزاره نباشیم، جشنواره فیلم فجر مخاطبان همیشگی خود را دارد که در هر شرایطی آیین خود را به جا میآورند. از اینها گذشته، حضور دکتر «مسعود پزشکیان» در اختتامیه چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حامل این پیام مهم است که بههیچوجه نباید خط مقدم سنگر جنگ نرم را رها کنیم. از اینها گذشته پیش از مسعود پزشکیان مقامی در سطح رئیسجمهور را سراغ نداریم که در اختتامیه جشنواره فیلم فجر شرکت کرده و بر اهمیت برگزاری جشنواره فجر صحه گذاشته باشد.
سینمای ژانر بر قله فجر
فارغ از تمام حواشی موجود، در جشنواره فیلم فجر امسال، بهجز دو فیلم «قایقسواری در تهران» و «سقف» که از رگههای کمدی و طنازانه برخوردار بودند، اغلب فیلمهای بهنمایشدرآمده از الگوهای دیگر ژانری پیروی میکردند که این مسئله در نوع خودش جالبتوجه به نظر میرسد. سینمای ایران اکنون تابعی از فیلمهای کمدی و ژانر مندرآوردی اجتماعی است، ولی جرئت و جسارت دبیر جشنواره چهلوچهارم فجر میتواند سال آینده را متفاوت رقم بزند، زیرا اکثر آثار بهنمایشدرآمده در این رویداد، همانطور که پیشتر اشاره کردیم کمدی یا اجتماعی صرف نیستند و نوع دیگر از فیلم را نشانهگذاری میکنند. تریلرهای پلیسی و جاسوسی در این میان سهم زیادی را به خود اختصاص دادهاند، بهگونهای که ما در سال آینده با تعداد زیادی فیلم در اینگونه سینمایی مواجه خواهیم بود که تعداد قابلتوجهی از آنها میتوانند جای خوبی در گیشه به دست بیاورند. برای نمونه، دومین فیلم سینمایی «یوسف حاتمیکیا»، یعنی «اسکورت» یک درام مهیج جادهای به سبکوسیاق آثار دهه هفتادی هالیوود است که میتواند با تبلیغات مناسب در میان ۱۰ فیلم پرفروش سال ۱۴۰۵ جای بگیرد. از اینها گذشته، تأکید دو نهاد سوره و اوج بر فیلمهای کمخرج مانند «حاشیه» و «جهان مبهم هاتف» ریسک موفقیت در اکران را پایین میآورد و حتی ممکن است بهخاطر نگاه تلویزیونی حاکم بر این آثار رونقی هم به کنداکتور تلویزیون بدهد.
منبع: فرهیختگان