دستگاه ترور تشکیلات پهلوی بعد از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در ایران، تفنگ خود را به سمت کانادا گرفته است و هدف آن خاموش کردن مخالفت‌های درون‌جناحی است.

باشگاه خبرنگاران جوان - دستگاه ترور تشکیلات پهلوی بعد از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در ایران، تفنگ خود را به سمت کانادا گرفته است. هدف خاموش کردن مخالفت‌های درون‌جناحی است. پهلوی‌ها در داخل تشکیلات خود و دیگر براندازان، شمشیر انداخته‌اند و می‌کشند. نخستین طعمه، «مسعود مسجودی» بود که در کانادا ربوده شد و به قتل رسید. جالب آنکه وی از فعالان نزدیک به پهلوی بوده، اما در ادامه با بخشی از این جریان به مشکل خورد. او زمانی ربوده شد که در آستانه یک پیروزی حقوقی در دادگاه کانادا علیه سلطنت‌طلبان قرار گرفته بود.

مسجودی پیش از ربوده شدن در جریان یک مصاحبه اینترنتی گفته بود: «این را به‌عنوان کسی که زمانی با اداره‌کنندگان دفتر آقای «رضا پهلوی» ارتباط سازمانی داشته می‌گویم. اینها تمام ابراز‌های آزار را استفاده می‌کنند. به شکل آشکار پست تهدید‌آمیز می‌گذارند که «می‌آییم بالای سرتان! حتی درباره خود من، سایز و اندازه «خنجر» و محل فرود آن را هم تعیین کردند! من اینها را جلوی مقامات دادگاه عالی بریتیش کلمبیای کانادا گذاشتم. بسیاری از قضات مبهوت بودند. می‌گفتند مگر امکان دارد؟»

حالا در کمتر از دو هفته، تشکیلات پهلوی دومین مخالف خود را در کانادا هدف قرار داده است. «حسن احمدی‌پور» در تورنتو کانادا به قتل رسیده است. احمدی‌پور همسر «روجا آزادیان» یکی از جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی در دی‌ماه ۱۳۹۸ است. پس از آن عده معدودی از خانواده‌های قربانیان این واقعه که گرایش‌هایی براندازانه داشتند، با سوءاستفاده از این اتفاق، انجمنی تأسیس کردند تا در پوشش آن به فعالیت علیه ایران بپردازند. احمدی‌پور یکی از اعضای هیئت‌مدیره این انجمن شد و از نزدیکان «حامد اسماعیلیون» به شمار می‌رفت. اسماعیلیون که خود همسر و فرزندش را در واقعه هواپیمای اوکراینی از دست داد، در فعالیت‌های خود گرایش‌هایی به سمت سازمان منافقین نشان داد و به تبع او، احمدی‌پور نیز در خط این گروه تروریستی فعالیت می‌کرد. این دو ترور حکایت از آن دارد که تشکیلات پهلوی برنامه‌ای گسترده برای پاک‌سازی و یکپارچه‌سازی اجباری جریانات برانداز در دست اجرا دارد که شامل فعالان ناسازگار سلطنت‌طلب و گروه‌های دیگر به‌ویژه منافقین می‌شود.

آنچه دراین‌خصوص اهمیت بالایی دارد، اختیارات، میزان حمایت و آزادی عملی است که تشکیلات پهلوی در جغرافیای غرب یافته است. همان‌گونه که مشهور است رژیم صهیونیستی یک استثنا در نظام بین‌الملل بوده و برای اقدامات خود مصونیت و آزادی عمل دارد، به نظر می‌رسد پهلوی‌ها به تأسی از حامی اصلی خود که در حال حاضر تل‌آویو است، وضعیتی مشابه یافته‌اند.

تشکیلات پهلوی در جغرافیای غرب که تحت رصد سرویس‌های اطلاعاتی قدرتمندی است، ترور می‌کند بدون آنکه خبری از پیگرد باشد. کانادا از نظر اطلاعاتی قدرت بالایی دارد و هم‌زمان جزء ائتلاف اطلاعاتی موسوم به «پنج چشم» است که بازوی اطلاعاتی محور آنگلوساکسونی به حساب می‌آید. در این ائتلاف علاوه بر کانادا، آمریکا، انگلیس، استرالیا و نیوزیلند هم عضویت دارند. اقدام به ترور در کانادا موضوع ساده‌ای نیست. اگر پذیرفته شود موفقیت ترور نخست به دلیل ناگهانی بودن و سرعت در اجرا باعث عقب ماندن و غفلت دستگاه اطلاعاتی کشور میزبان شده است، این استدلال برای ترور دوم قابل‌توجیه نیست. دستگاه اطلاعاتی میزبان باتوجه‌به ترور نخست باید هوشیار می‌شد، اما تشکیلات پهلوی موفق شد دومین شخص موردنظر خود را هم از بین ببرد.

هم‌زمان با ماشین «ترور فیزیکی»، تشکیلات پهلوی ماشین «ترور شخصیتی» فعالی در شبکه‌های اجتماعی دارد. تشکیلات پهلوی در شبکه‌های اجتماعی که پیش‌ازاین سلبریتی‌های نزدیک به این جریان را با لایک‌های فیک تقویت می‌کرد، حالا از این شبکه‌ها برای حمله و تحت‌فشار قرار دادن کسانی استفاده می‌کند که نظراتی مخالف پهلوی دارند. هدف این تشکیلات تنها کسانی نیستند که از پهلوی انتقاد کرده‌اند، بلکه نظراتی که اندکی با او اختلاف داشته‌اند، طعمه اعمال فشار و تهدید شده‌اند.

در بسیاری از موارد، اشخاص و کسب‌وکار‌ها برای حفظ دارایی‌های تبلیغی و شبکه فروش خود در شبکه‌های اجتماعی، در هراس از ریپورت کردن، مجبور به همراهی با خواست‌های این جریان تمامیت‌خواه شده‌اند. یکی از آخرین نمونه‌ها، «گلشیفته فراهانی» است. گلشیفته فراهانی بازیگر سینما که مدت‌هاست از کشور خارج شده و در سال ۱۴۰۱، یکی از سلبریتی‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی بود، در پس‌زمینه وقایع دی‌ماه، در مصاحبه با شبکه‌ای فرانسوی به ایده حمله خارجی به ایران تاخت و آن را رد کرد؛ ایده‌ای که توسط تشکیلات پهلوی حمایت می‌شود و حتی خود دولت ترامپ به طور کامل در پی آن نیست. فشار‌ها به گلشیفته فراهانی که یکی از فعالان قدیمی چپ افراطی است و با سلطنت مخالفتی بنیادین دارد، به جایی رسید که او مجبور شد سلطنت را یکی از گزینه‌های حکومت بر ایران دانسته و با تکرار ایده تشکیلات پهلوی برای حمله خارجی، ادعا کند چنین حمله‌ای چندان هم بد نیست.

سمت‌وسوی ماشین کشتار

در دی‌ماه، جغرافیای حرکت ماشین ترور تشکیلات پهلوی، ایران بود و اهداف آن شامل مردم، نیرو‌های حافظ امنیت و معترضان می‌شد. ازاین‌رو اهداف گرچه تعیین شده، اما ترور «توده‌محور» بود. نتیجه مدنظر از این اقدام در وهله اول امتحان شانس برای اجرای کودتا و ساقط‌سازی نظام به شکل ضربتی بود. در وقایع دی‌ماه به ۷۴۹ پاسگاه نیروی انتظامی حمله شد که این تعداد معادل یک‌پنجم یا ۲۰ درصد از کل پاسگاه‌های این نیرو است. قصد تشکیلات پهلوی از این حرکت کودتاگونه خارج کردن اوضاع امنیتی و انتظامی کشور از دست دولت و فراهم کردن زمینه حمله خارجی بود. هدف B یا جایگزین در صورت ناکامی، برجای گذاشتن زخمی عمیق در جامعه ایران بود.

بااین‌حال در بهمن‌ماه، جغرافیای فعالیت ماشین ترور، کانادا در آمریکای شمالی و یکی از محل‌های تجمع براندازان و اپوزیسیون در دیاسپورای ایرانی است. هدف از حرکت در کانادا، ضربه به مخالفان درون‌جناحی از میان سلطنت‌طلبان و چنگ‌ودندان نشان دادن به منافقین است؛ چه اینکه منافقین نیز در مواردی با حمله به تجمعات تشکیلات سلطنت‌طلبان، خودی نشان داده بودند. از نظر کسانی که ترور می‌شوند، برخلاف ترور‌های دی‌ماه ایران که «توده‌محور» بودند، ترور‌های بهمن‌ماه کانادا، «شخص‌محور» هستند.

شواهد حمایت سنگین از تشکیلات پهلوی و خشونت‌طلب‌تر شدن آن

تشکیلات پهلوی نسبت به گذشته تقویت شده و خشونت بیشتری به کار می‌برد. این موضوع در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است. نوع بررسی، شواهدمحور است و برخی از اتفاقات را برای توضیح تحول معرفی می‌کند.

۱- بزرگ‌ترین فعالیت‌های تروریستی در ایران، اغلب توسط جریانات تجزیه‌طلب و منافقین صورت گرفته‌اند. تشکیلات پهلوی نیز اقداماتی مانند انفجار حسینیه رهپویان وصال شیراز در سال ۱۳۸۷ را در کارنامه خود دارد که منجر به شهادت ۱۴ عزادار شد، اما میزان عملیات‌ها و مجموع کشته‌های آن، با اقدامات منافقین و تجزیه‌طلبان قابل مقایسه نبوده‌اند.

بااین‌حال وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴، نشان داد آنها ظرفیت دیگری برای فعالیت تروریستی یافته‌اند. البته باید توجه داشت بخش مهمی از این ظرفیت، ناشی از وجود اتاق عملیات مشترک بوده است. بسیاری از کسانی که به‌عنوان اغتشاشگر با حضور در خیابان، مردم، نیرو‌های حافظ امنیت و معترضان را طعمه خود کردند، به گروه‌های تجزیه‌طلب، منافقین و برخی اقلیت‌ها تعلق داشتند. محوریت اقدامات، اما در دستان تشکیلات پهلوی بود.

۲- دو ترور در کانادا با وجود دستگاه‌های اطلاعاتی قدرتمند، حکایت از آزادی عمل و شدت خشونت تشکیلات پهلوی است که این نیز یکی از شواهد در خصوص پشتیبانی سنگین از این گروهک است.

۳- به عقب‌نشینی واداشتن فردی با پیشینه فراهانی که جزء چپ‌های قدیمی است، آن هم در مدت زمانی بسیار کوتاه و به شکل کامل، نشانه‌ای از زورمند شدن تشکیلات پهلوی با تهدید و ترور دارد.

چرا پهلوی‌ها چنین جایگاهی یافتند؟

تشکیلات پهلوی با چند حرکت، خود را در جهتی قرار داده تا میزان بیشتری از پشتیبانی را جلب کند. قاعدتاً این حرکت‌ها، عبور از مرز بوده‌اند و پهلوی به دلیل جاه‌طلبی و رؤیا‌هایی که در سر دارد، از مرز‌ها گذشته تا به آرزو‌های خود برسد.

۱- پیوند با صهیونیسم

پهلوی‌ها ارتباطاتی قدیمی با صهیونیسم دارند، اما در نوبت جدیدی این روابط را احیا و توسعه داده‌اند.

الف) ارتباط خانوادگی و ازدواج با صهیونیسم

رضا پهلوی به‌زعم خود طبق الگوی برخی از رهبران گام برداشته است. او دیده، ترامپ با داماد صهیونیستش به ریاست‌جمهوری آمریکا رسید و الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان تلاش کرد با دادن دخترش به یک صهیونیست، جایگاه خود را مستحکم کند. پهلوی بر این اساس طی ماه‌های اخیر، بزرگ‌ترین دختر خود را به یک صهیونیست دوتابعیتی آمریکایی-اسرائیلی داد تا بتواند حمایت این جریان را جلب کند. این حرکت او عبور از چند مرز بود. رژیم صهیونیستی به طور گسترده‌ای منفور است و با اقداماتش در غزه، منفورتر شده است. ازسوی‌دیگر از نظر دینی، دختری مسلمان نمی‌تواند به همسری فردی غیرمسلمان درآید و این اقدام پهلوی، خروج از رعایت ظواهر اسلامی از سوی این خاندان بود.

ب) تنها حامی خیابانی رژیم صهیونیستی در غرب طی جنگ غزه

در حین جنگ غزه، طیف وسیعی از افراد و گروه‌ها در غرب علیه جنایت‌های رژیم صهیونیستی دست به اعتراض زدند. حتی در برهه‌ای راست‌های افراطی به دلیل هزینه‌های بالای رژیم صهیونیستی برای غرب، در رسانه‌های خود تل‌آویو را مورد انتقاد قرار می‌دادند. طیف مخالفان جنایت‌های رژیم صهیونیستی در خیابان، حتی شامل یهودیان و صهیونیست‌های دارای تابعیت رژیم صهیونیستی نیز می‌شد. علی‌رغم چنین فضایی، تنها کسانی که در خیابان‌های غرب برای حمایت از رژیم صهیونیستی تجمع کردند، جریان پهلوی بودند. تنها یار خیابانی تل‌آویو در خیابان‌های غرب، تشکیلات پهلوی بود که نشان‌دهنده آمادگی بالای پهلوی برای هزینه‌دهی برای رژیم صهیونیستی بود.

ج) حمایت از حمله نظامی حین جنگ ۱۲ روزه

پهلوی از حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران طی جنگ ۱۲ روزه به طور کامل و عیان حمایت کرد؛ اقدامی که بسیاری از براندازان با وجود همراهی عملی با تل‌آویو، از گفتن و فریاد زدن آن ابا داشتند.

۲- پیوند با راست افراطی

رضا پهلوی با آن بخش از جریان صهیونیسم پیوند خورده که مدافع راست افراطی است. او با شخص نتانیاهو ائتلاف کرده است. در آمریکا نیز پهلوی‌ها با راست افراطی ائتلاف کرده‌اند. حمله رضا پهلوی به دموکرات‌ها و سران این حزب مانند اوباما و بایدن و تمجید از ترامپ در این راستا قابل‌ارزیابی است. از نظر ایدئولوژیک تکیه بر «باستان‌گرایی افراطی»، شخصیت‌پرستی در قالب شعار‌هایی مانند «جاوید شاه»، گرایش‌ها و رفتار‌های مشابه با راست افراطی را نشان می‌دهند. در حوزه پوشش، نوع لباس‌های نمادین طرف‌داران پهلوی مانند بستن بازوبند و استفاده از کلاه نظامی در تجمعات به سبک نئونازی‌ها و راست‌های افراطی، دیگر مصداق در این باره است.

۳- خشونت حداکثری

خشونت حداکثری پهلوی یک عامل ثانویه است. تشکیلات پهلوی دهه‌هاست به خشونت حداکثری قائل است و هر زمان توانایی داشته، این اقدام را انجام داده است. پس این امر موضوعی دائمی در تشکیلات پهلوی و منوط به توانمندی آن در هر دوره است.

تشکیلات پهلوی در پیوند با صهیونیسم و راست افراطی مورد پشتیبانی سنگین‌تری قرار گرفته و ازاین‌رو توانسته ظرفیت‌های بالقوه خشونت‌آمیز خود را بالفعل کند. به‌عنوان نمونه ایده کشتار یک میلیون ایرانی برای حفظ قدرت، ایده‌ای بود که در دی‌ماه ۱۳۵۷ در ذهن این تشکیلات وجود داشت. آنها قصد داشتند با جنگنده‌های فانتوم و بالگرد‌های کبرا شهر‌ها را بمباران کرده و با کشتار یک میلیون نفر، غائله را بخوابانند. در این طرح صد‌ها هزار نفر با وجود تسلیم، بازداشت می‌شدند. بعد‌ها برخی عوامل نزدیک به رژیم حتی ایده کشته‌شدن دو تا سه میلیون ایرانی را مطرح کردند.

در وقایع دی‌ماه، «محسن بنایی» چهره نزدیک به رضا پهلوی در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی تأکید کرده بود، تشکیلات پهلوی با کشته‌شدن یک میلیون ایرانی برای بازگشت به قدرت، مشکلی ندارد.

نکات

۱- سازمان منافقین تحت حمایت اروپا قرار دارد و این را از آزادی عمل این سازمان در قاره سبز و مناطق تحت نفوذش، از جمله کانادا که تحت کنترل انگلیس است، می‌توان دریافت. در مقابل، جریان سلطنت بیشتر از آمریکا پشتیبانی می‌شود. تروریستی اعلام‌کردن منافقین در برهه‌هایی و مطرح‌شدن پیشنهاد قرارگرفتن مجدد این سازمان در لیست گروه‌های تروریستی آمریکا، در پیامد حمله منافقین با یک کامیون شعارنویسی‌شده به تجمع پهلوی در این راستا قابل‌ارزیابی است.

۲- قتل‌ها در کانادا صورت می‌گیرند. کانادا برای منافقین از نظر محیط جغرافیایی و تجمع، شاید چیزی شبیه به سوئد در اروپا باشد؛ گرچه حامیان اصلی سازمان پاریس، برلین و لندن هستند. کانادا به دلیل تأثیرپذیری از اروپا و وجود پرونده سقوط هواپیمای اوکراینی که از تهران عازم کانادا بود، نقش خود را در مسائل افزایش داد. بااین‌حال، بیشتر کسانی که از این پرونده وارد امور شدند، از جمله حامد اسماعیلیون دارای گرایش به منافقین بوده و یا سلطنت‌طلبان دردسرسازی بودند که با شاخه آمریکا به اختلاف خوردند.

۳- در اروپا تکلیف تا حدی مشخص است و غلبه با منافقین است. در آمریکا نیز تکلیف مشخص بوده و تشکیلات پهلوی غلبه دارد. ازاین‌رو کانادا یک محل نزاع برای کنترل است. تشکیلات پهلوی تلاش دارد حوزه نفوذ خود را از آمریکا گسترش داده و کانادا را هم تحت کنترل بگیرد.

بررسی مقایسه ای ترورهای تشکیلات پهلوی در ایران و کانادا

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha