باشگاه خبرنگاران جوان- تاریخ نظام سلامت ایران، برهه زمانی ویژهای را در دل خود جای داده که میتوان از آن به عنوان «دهه طلایی تربیت پزشک» یاد کرد. در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، زمانی که کشور با خروج پزشکان خارجی و نیاز شدید درمانی مواجه بود، یک تصمیم راهبردی بزرگ اتخاذ شد: درهای دانشگاهها گشوده شد و ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی جهشی خیرهکننده یافت. این رویکرد نه تنها کشور را از پزشکان بنگلادشی و هندی بینیاز کرد، بلکه زیربنای خودکفایی درمانی امروز را بنا نهاد. اما سوال اینجاست: آیا با گذشت چهار دهه، بازگشت به آن الگوی موفق امکانپذیر است؟ آن هم در وضعیتی که پیشرفت در حوزه سلامت، نیازمند نیروی متخصص و تازه نفس است.
عقبگرد دانشگاههای مادر؛ از اوج دهه ۶۰ تا انقباض ۳۵ ساله
بررسی روند پذیرش دانشجو در ۸ دانشگاه برتر و مادر کشور (شامل تهران، شهیدبهشتی، ایران، شیراز، اصفهان، تبریز، مشهد، یزد) پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد. در نیمه دهه ۶۰، این دانشگاهها به عنوان ستون فقرات آموزش پزشکی، با وجود درگیری کشور در جنگ تحمیلی، بار اصلی تربیت نیروی انسانی را به دوش کشیدند و بالاترین رکوردهای پذیرش را ثبت کردند.
با این حال، دادهها نشان میدهد که پس از آن دوران طلایی، سیاستی انقباضی بر این دانشگاهها حاکم شد. به طوری که ظرفیت پذیرش در این مراکز علمی معتبر، برای مدتی طولانی (بیش از ۳۰ سال) روندی کاهشی یا ثابت داشت. نکته تاملبرانگیز اینجاست که حتی با ابلاغ مصوبه افزایش ظرفیت در سال ۱۴۰۰، مجموع پذیرش این دانشگاهها همچنان با رکوردهای ثبت شده در دهه ۶۰ فاصله دارد یا به زحمت به آن ارقام نزدیک شده است. در واقع، دانشگاههای ما در دهه ۶۰ با دستان خالی، سخاوتمندانهتر از امروز دانشجو میپذیرفتند.
تناقض «امکانات» و «ظرفیت»
در این میان وزیر بهداشت در نامهای به رییس جمهور خواستار آن شده که ظرفیت دانشگاهها به عددی کمتر از ظرفیت دهه ۶۰، بازگردد. مقاومت بدنه مدیریتی وزارت بهداشت و برخی دانشگاهها در برابر افزایش ظرفیت پزشکی، همواره حول محور یک کلیدواژه میچرخد: «کمبود زیرساخت و افت کیفیت». اما قرار دادن وضعیت امروز در کنار وضعیت دهه ۶۰، این استدلال را به چالش میکشد.
چگونه ممکن است در دهه ۶۰، با تعداد اندک دانشکدههای پزشکی، کمبود شدید اعضای هیئت علمی (که بسیاری از آنها تازه فارغالتحصیل بودند) و فضای فیزیکی محدود، تربیت هزاران پزشک ممکن بود و کیفیت نیز حاصل شد؛ اما امروز این امر «غیرممکن» تلقی میشود؟
آمارهای رسمی نشان میدهد که نسبت به آن دوران: تعداد دانشکدههای پزشکی ۳ برابر شده است. علاوه بر این تعداد تختهای بیمارستانی (عرصه آموزش بالینی) نیز ۲ برابر رشد داشته است. بررسی تعداد اعضای هیئت علمی گویای جهشی ۵ تا ۷ برابری است و هرم علمی دانشگاهها به شدت اصلاح شده است.
امروز دانشگاههای علوم پزشکی در سراسر کشور به پیشرفتهترین تجهیزات آزمایشگاهی، بیمارستانهای فوق تخصصی و امکانات رفاهی مجهز شدهاند. منطق حکم میکند که با این حجم از توسعه زیرساختی و انسانی، توان پذیرش دانشجو باید چندین برابر دهه ۶۰ باشد، نه اینکه متولیان امر خواستار بازگشت به ظرفیتهای محدود و نصف شدن پذیرش باشند.
ضرورت تکرار تاریخ در آستانه «موج سالمندی»
اصرار بر محدود نگه داشتن ظرفیت پزشکی، تنها یک بحث آکادمیک نیست، بلکه بازی با امنیت سلامت آینده ایران است. دهه ۶۰، جهش ظرفیت برای پاسخ به رشد جمعیت جوان و جایگزینی پزشکان خارجی بود. امروز، اما با مشکلی بزرگتر مواجهیم: «سالمندی جمعیت».
ایران یکی از سریعترین نرخهای سالمندی در جهان را دارد و سالمندان به طور متوسط ۴ برابر بیشتر از جوانان به خدمات پزشکی نیاز دارند. اگر تجربه موفق دهه ۶۰ تکرار نشود و سدهای مصنوعی پذیرش دانشجو با بهانههای واهی شکسته نشود، نظام سلامت در دهه آینده زیر بار فشار تقاضای درمان سالمندان کمر خم خواهد کرد. بازگشت به ظرفیتهای طلایی دهه ۶۰ با اتکا به زیرساختهای مدرن امروز، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه نجات کشور از بحران کمبود پزشک در سالهای پیشرو است.