باشگاه خبرنگاران جوان- این گزاره که برخی رسانههای بینالمللی تمرکز ویژهای بر ایران دارند، زمانی قابل بررسی دقیقتر میشود که به شاخصهای کمی مانند حجم تولید محتوا در فضای مجازی نگاه کنیم. برای نمونه، صفحه فارسیزبان بیبیسی فارسی در اینستاگرام با حدود ۲۳.۶ میلیون دنبالکننده، بیش از ۱۲۶ هزار محتوا منتشر کرده است. در مقابل، صفحه اصلی بیبیسی با نزدیک به ۳۰ میلیون دنبالکننده، تنها حدود ۲۶.۵ هزار محتوا داشته است. همچنین بیبیسی عربی با ۲.۷ میلیون دنبالکننده، نزدیک به ۱۹ هزار محتوا منتشر کرده است. از سوی دیگر، ایران اینترنشنال با بیش از ۱۷.۷ میلیون دنبالکننده، حدود ۱۵۸ هزار محتوا تولید کرده، در حالی که حجم محتوای مرتبط با افغانستان حدود ۶۲ هزار مورد بوده است.
این تفاوت چشمگیر در حجم تولید محتوا، پرسشهایی را درباره اولویتهای رسانهای ایجاد میکند. چرا برای جامعهای با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفر چنین تمرکز گستردهای وجود دارد، اما برای جهان عرب با جمعیتی بیش از ۴۵۰ میلیون نفر، تولید محتوا بهمراتب کمتر است؟
با این حال، عامل دیگری نیز قابل بررسی است: تمرکز هدفمند بر افکار عمومی ایرانیها. رسانههای برونمرزی فارسیزبان عموماً مأموریت مشخصی در قبال ایران تعریف کردهاند و طبیعی است که برای جذب مخاطب، تولید محتوای پیوسته و پرتعداد را در دستور کار قرار دهند البته با بازیهای رسانهای.
همچنین باید به ماهیت شبکههای اجتماعی توجه داشت. الگوریتمها بر اساس تعامل و حساسیت مخاطب عمل میکنند. اگر جامعهای واکنشپذیری بیشتری به اخبار سیاسی نشان دهد، رسانه نیز برای حفظ نرخ تعامل، تولید محتوا را افزایش میدهد. در این چارچوب، پرکاری درباره ایران میتواند ترکیبی از ملاحظات سیاسی، رقابت رسانهای و منطق اقتصادی جذب مخاطب باشد.

در نهایت، صرف مقایسه عدد تولید محتوا بهتنهایی برای اثبات جهتگیری سیاسی کافی نیست، اما میتواند نشانهای از اولویتبندی برای پروپاگاندای رسانهای برای ایران باشد. نتیجه آنکه تمرکز گسترده بر ایران، چه ناشی از اهمیت ژئوپلیتیکی و چه حاصل راهبردهای رسانهای، نشان میدهد که ایران در میدان روایتها و نبرد رسانهای جایگاهی پررنگ دارد؛ جایگاهی که نیازمند هوشیاری و تقویت توان رسانهای داخلی است.
منبع: فارس