باشگاه خبرنگاران جوان؛ چند سالی هست که شهر مونیخ آلمان در یک برهه زمانی مشخص میزبان یکی از رویدادهای مهم جهان است که بسیاری از شخصیتهای سیاسی جهان را گرد هم جمع میکند؛ کنفرانس امنیتی مونیخ، کنفرانسی که به ظاهر برای مسائل امنیتی و سیاسی دولتهای قانونی هر کشور برگزار میشود، اما حاشیه امسال این نشست بسیار پررنگتر از متن آن بود و یک تفاوت بزرگ با سالهای قبل داشت.
در نشست امسال دعوت از سید عباس عراقچی، به عنوان وزیر امور خارجه قانونی جمهوری اسلامی ایران توسط دولت آلمان پس گرفته و از شخصیتی دعوت شد که نه تنها از چهرههای مطرح سیاسی نیست، بلکه به خاطر فراخوانها و آشوبهایی که در کشور درست کرد در چشم ایرانیان واقعی منفور و در میان سیاسیون سایر نقاط جهان مایه تمسخر است، شخصی که حتی در میان اپوزسیون هم در حد و اندازه یک فعال سیاسی قوی مطرح نیست، چه برسد به اینکه یک آلترناتیو یا یک مبارز سیاسی تمامعیار باشد.
رضا پهلوی نه نماینده مردم ایران است و نه شخصیت سیاسی دارد، از این حیث حضور او بر اعتبار کنفرانس امنیتی مونیخ تاثیر منفی گذاشت، اما جالبتر از حضور ربع پهلوی در مونیخ، تجمع هواداران وی در حاشیه این کنفرانس بود، تجمعی که شاید بد نباشد نکاتی از آن بدانیم.

روایتی از یک جماعت عزادار اما شاد
حدود ۱۰ روز قبل از شروع نشست امنیتی مونیخ، رضا پهلوی فراخوانی را برای برگزاری تجمع صادر کرد، محوریت این تجمع هم شهر مونیخ اعلام شد تا شاید شخصیتهای سیاسی حاضر در مراسم به ربع پهلوی و طرفدارانش هم توجهی کنند، اما مثل همیشه برای همه مشخص بود که لیدرهای ضدانقلاب تمام تمرکز خود را برای این موضوع میگذارند تا از هر طریقی دیده شوند؛ به قول قدیمیترها برخیها بدنامی را به گمنامی ترجیح میدهند، پهلوی و لیدرهای او هم فقط به دنبال دیدهشدن هستند و بس.
از صبح روز ۲۵ بهمن اتوبوسهای حمل تجمعکنندگان آماده و تدارکات هم وارد عمل شد! حتی مجازیبازهای ضدانقلاب هم پرقدرت در میدان بودند و با انتشار تصاویر مشخصی سعی داشتند که حضور این جماعت به ظاهر عزادارِ وطن را پرشور نشان دهند؛ عدهای کمی که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی و پس از آن و حتی تا امروز در فضای مجازی خود را عزادار میدانستند و نمک بر زخم مردم داغدار میپاشیدند، اما خیلی زود ماهیت اصلی خود را نشان دادند.
تصاویر منتشر شده از داخل اتوبوسهای حامل این جماعت نه تنها حکایت از عزا نداشت، بلکه نشان میداد که همه طرفداران پهلوی چقدر شاد و خوشحال هستند و همگی با رقص و پایکوبی به سمت مونیخ در حرکت تا شاید بتوانند نیم نگاهی از دنیا را به سمت جلب کنند، غافل از این که نه تنها کسی آنها را حمایت نمیکند، بلکه این موضوع برای آنها گران هم تمام میشود. گواه این ادعا صبحتهای لیندزی گراهام سناتور آمریکایی بود که در پاسخ به سوال کریستین امانپور که پرسید آیا آمریکا یا شخص شما از رضا پهلوی حمایت میکنید که او در پاسخ اعلام کرد خیر، آن هم درست زمانی که ربع پهلوی انتظار شنیدن جواب بله را داشت.
هر چه عقربههای ساعت به شروع تجمع نزدیکتر میشد، نگرانی طرفداران پهلوی به خصوص ترتیب دهندگان مراسم بیشتر میشد که آیا کسی از فراخوان آنها استقبال میکند یا نه؛ فراخوانی که فقط میزبان ایرانیان نبود، فروان ظاهرا فرامل به نظر میرسید و از همه کشورها تجمعکنندگان اجارهای در مراسم حضور داشتند، تا جایی که رضا پهلوی مجبور شد در بخشی از سخنرانی خود، انگلیسی صحبت کند!
لیدرهای پهلویچی وقتی متوجه شدند که بعد از هزینهها و تدارکات فراوان جمعیت چندانی از این فراخوان استقبال نکرده، از همان لحظات اول سعی کردند با جمعکردن همان عده کم و تصویربرداری بسته و از کنار جمعیت، میزان استقبال را مطلوی نشان دهند، غافل از این که مردم عادی حاضر در صحنه هم از این تجمعات تصویربرداری میکنند؛ تصاویری که در فضای مجازی منتشر شد نشان میداد که جمعیت چندانی این فراخوان را جدی نگرفته است.

پلیس آلمان به راحتی گول میخورد یا میخواهد که گول بخورد؟
بعد از چند ساعت برخی صفحات مجازی به نقل از پلیس شهر مونیخ ادعا کردند که بیش از ۲۵۰ هزار نفر در محل فراخوان حضور داشتند، اما بررسی عکسها و تحلیلهایی که منتشر شد مشخص کرد قطعا این عدد دروغ است، حتی توئییتهایی در فضای مجازی از سوی کاربران منتشر شد با این مضمون که محل تجمع، ظرفیت این جمعیت را ندارد و حتی اگر تمام مساحت مکان مورد نظر پر هم شده باشد؛ بازهم عدد ادعایی سلطنتطلبان فاصله زیادی با واقعیت دارد؛ اما هر چه هست قطعا از فراخوان پهلوی که خود از پشت شیشههای ضد گلوله برای طرفدارانش سخنرانی کرد بسیار کمتر از چیزی که ادعا شده استقبال صورت گرفته است.
بررسی ویدئوهای منتشرشده از تجمع مونیخ سلطنتطلبان نشان میدهد آمار اعلامی پلیس بر اساس مدل «Cumulative Flow» و شمارش مجموع ورودها در طول زمان ثبت شده، نه جمعیت همزمان حاضر در محل. در تصاویر، رفتوآمد مداوم افراد از دو سمت محل تجمع بهصورت برنامهریزیشده دیده میشود؛ اقدامی که با هدف افزایش عدد نهایی ثبتشده انجام شده است؛ به همین دلیل در ویدیوهای منتشرشده از خود شرکتکنندگان، رفتوآمد مداوم افراد از دو سمت محل تجمع دیده میشود که تلاشی برای دستکاری آمار پلیس بوده است.
بله؛ حقیقت دقیقا همین است؛ شخص رضا پهلوی، که تا چندی پیش با انتشار ویدیو و صدور بیانیه، مردم ایران را به حضور شجاعانه در کف خیابانها فرا میخواند و مقابله فیزیکی با نیروهای امنیت و پلیس را توصیه میکرد و حتی در آخرین فراخوان خود، طرفدارانش را به پشتبامها فراخواند، در خاک یک کشور دیگر و میان طرفداران خود، از پشت شیشههای ضدگلوله سخنرانی میکند. کشتهشدن، صدمهدیدن، یتیمشدن، دستگیری و سوختن اموال، برای مردم، شیشه ضدگلوله هم برای فردی که خودش را برتر از مردم میداند!
تجمع کن، ناهار و میانوعده هم بگیر
این تجمع در موارد بسیاری مایه روسیاهی جماعت پهلویدوست شد؛ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؛ مدعیانی که سالهای سال میگفتند جمهوری اسلامی با وعده خوراکی (کیک و ساندیس) مردم را برای راهپیماییهای مختلف به خیابانها میکشاند و حتی گاهی هم ادعا میکردند حاضرین در راهپیماییها از روی ترس و تهدید و با تعهد دادن کتبی به خیابان آمدند، خود برای عده اندکی که همراه داشتند تدارک فراوان دیده بودند، از جمله ناهار، آش رایگان، عدسی رایگان، ساندویچ رایگان و تور گردشگری یکروزه داخل شهر به علاوه هزینه ایاب و ذهاب که در فرهنگ پهلوی این موارد وحدت و انسجام نام میگیرد! شاید جالب باشد بدانید طرفداران پهلوی با تهدید مغازهداران ایرانی در سطح اروپا و آمریکا آنها را مجبور به استفاده از نمادهایشان در محل کسب خود میکردند!
بسیاری از مردم در فضای مجازی ویدیوهای سخنرانی رضا پهلوی را دیدند، آن هم پشت شیشه ضدگلوله؛ شاید این نکته توجه آنها جلب کرده و سوالی برای آنها پیش آمده باشد که چرا رضا پهلوی باید در جمع طرفداران خود از پشت شیشه ضدگلوله صحبت کند و یا چرا پهلوی باید در جمع ایرانیان به زبان انگلیسی صبحت کند؛ دلیل این موضوع را باید در ویدیوهایی که بعدا از تجمع در حین پذیرایی منتشر شد پیدا کنیم.
برخلاف تصور که گمان میشد طرفداران پهلوی، ایرانی هستند، بخش قابلتوجهی از این افراد خارجی از کار درآمدند و طبق ویدئوهای منتشرشده وقتی یک شهروند از آنها میپرسید اهل کجا هستید هر کدام نام یک کشور را میبردند؛ یکی میگفت سوریه و دیگری میگفت اوکراین؛ در میان جمعیت حتی از کره جنوبی هم حضور داشتند! این روند دقیقا همان روند تجمعات سازمان مجاهدین (منافقین) است که برای برگزاری تجمعات خود از نیروهای خارجی کمک میگیرند؛ تنها تفاوت منافقین و پهلوی در نحوه تسویه حساب آنها با تجمعکنندگان اجارهای است؛ منافقین نقدا پرداخت میکنند، پهلوی غذا و گردشگری توریستی را به اجیرشدگان پیشنهاد میدهد.
حالا که بحث تجمعات این جماعت به اصطلاح ملیگرا داغ است باید بدانیم همزمان با چند تجمع ضدانقلاب در اروپا با هدف فضاسازی علیه ایران و درخواست حمله نظامی به کشورمان، ۱۸ بهمن هم تجمعی از سوی گروهک تروریستی منافقین هم در برلین برگزار شد؛ بنا بر اعلام رسانههای خارجی، این تجمع از حمایت ۳۴۴ سازمان و شخصیت سیاسی اروپایی و ۳۱۲ انجمن ایرانی مخالف حاضر در اروپا برخوردار بوده است!
اما با وجود این حمایتها و هزینه ۴ میلیون دلاری که منافقین خرج کردند، در مجموع تنها ۸ هزار نفر در این تجمع شرکت میکنند، در حالی که بنا بر اعلام پلیس برلین ۲۰ هزار نفر برای حضور ثبتنام کرده بودند! ۸هزار نفری که ایرانی هم نبودند و از کشورهای مکزیک، اوکراین و آلبانی در میان آنها حضور داشتهاند. همین حضور کم باعث شد تا مایک پمپئو، وزیر خارجه اسبق آمریکا که سخنران ویژه این مراسم بود، تنها به پیام ویدئویی اکتفا کند.

پهلوی و منافقین دو لبه یک قیچی
نکته جالب توجه دیگر حضور رضا پهلوی و طرفدارانش در مونیخ این بود که این حضور همزمان شد با اعتراضات به ظاهر مخالفگونه طرفداران منافقین در این شهر که ادعا میکردند که شاه نمیخواهند؛ شاید در ظاهر این افراد مخالف رضا پهلوی بودند، اما اگر به شیوه فراخوان اتوبوسی و تدارکات دقت کنیم میبینیم که اتفاقا این دو گروه نه تنها مخالف هم نیستند بلکه هر دو در یک جهت حرکت میکنند.
منافقین از سال ۵۷ کینه مردم ایران را در سینه دارند و از همان سالها تا امروز، جدای از تجمعات با ترورها افراد زیادی از مردم بیگناه را شهید کردند و پهلویچیها هم با دست بوسی از حمله کنندگان به کشور که بیش از هزار نفر را در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه شهید کردند پا جای پای رفقای خود گذاشتند؛ در واقع رضا پهلوی و منافقین هر دو لبه یکی قیچی هستند که قصدشان نابودی ایران و تجزیه کشور است.؛ آن هم به هر قیمتی حتی قیمت التماس به ترامپ و نتانیاهو برای حمله نظامی به خاک ایران؛ همینقدر حقیر و خائن.