باشگاه خبرنگاران جوان - در سالهای اخیر، بحث درباره تأثیر شبکههای فارسیزبان خارج از کشور بر سلامت روان جامعه به یکی از موضوعات پرچالش فضای رسانهای تبدیل شده است. در این میان، نام ایران اینترنشنال بیش از دیگران مطرح میشود؛ شبکهای که از سوی منتقدان به سیاهنمایی، برجستهسازی بحران و تولید روایتهای منفی متهم است.
تکرار مداوم اخبار منفی، تمرکز افراطی بر ناکامیها و نمایش مداوم بنبستهای سیاسی و اجتماعی میتواند سطح اضطراب جمعی را افزایش دهد. در این چارچوب، اگر یک رسانه تصویری یکسویه و صرفاً بحرانی از وضعیت کشور ارائه دهد، مخاطب بهتدریج دچار احساس ناامنی، بیثباتی و ناامیدی نسبت به آینده میشود. بمباران خبری با محتوای منفی میتواند به فرسودگی روانی منجر شود؛ وضعیتی که با خستگی ذهنی، تحریکپذیری، خشم و بیانگیزگی همراه است.
همچنین تکرار روایتهای فروپاشی، تعمیم نارضایتیهای محدود به کل جامعه و بزرگنمایی بحرانها، نوعی تصویر وارونه از گذشته، حال و آینده که اینترنشنال به مخاطبان ارائه میدهد، میتواند عزتنفس فردی و اعتماد اجتماعی را تضعیف کند و این احساس را القا کند که هیچ مسیر اصلاح یا بهبودی وجود ندارد.
از نگاه روانشناسی، مصرف مداوم اخبار منفی و ناامیدکننده چه اثری بر سلامت روان افراد دارد؟
محمدی: سلامت روان، رسانه، تحولات اجتماعی و بمباران روانی؛ اینها مفاهیمی هستند که امروز بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند. سلامت روان انسان در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه بهطور مستقیم از تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تأثیر میپذیرد.
نظام روانی انسان برای تصمیمگیری، حل مسئله و انتخاب آگاهانه، نیازمند شناخت دقیق تحولات پیرامونی است. آگاهی از رویدادهای اجتماعی و سیاسی میتواند قدرت تحلیل و انتخاب را افزایش دهد. با این حال، مسئله اساسی این است که این آگاهی از چه طریقی و از طریق کدام رسانهها دنبال میشود.
در حالت طبیعی، رسانهها با هدف اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و تحلیل رویدادها فعالیت میکنند. کارکرد حرفهای رسانه، انتقال خبر صحیح و ارائه تحلیل مستند است. اما در برخی موارد، یک شبکه رسانهای ممکن است مأموریتی متفاوت را دنبال کند.
برخی شبکهها بهجای تمرکز بر آگاهیبخشی، به تولید نفرت، ترویج خشونت، دروغپردازی و رؤیافروشی روی میآورند. در چنین شرایطی، مخاطب با پدیدهای مواجه میشود که میتوان آن را بمباران روانی نامید؛ وضعیتی که سلامت روان فردی و جمعی را بهطور جدی تهدید میکند.
شبکههایی مانند ایران اینترنشنال، بهجای تحلیل رویدادها، رویکردی مبتنی بر فشار روانی و القای ناامیدی را دنبال میکنند. این روند میتواند احساس بیاعتمادی به جامعه، تضعیف عزتنفس و کاهش خودآگاهی را در مخاطبان تقویت کند.
زمانی که بیماری به پزشک مراجعه میکند، ممکن است پزشکان مختلف نسخههای متفاوتی ارائه دهند. اما اگر بیمار به پزشک قلابی مراجعه کند، نهتنها درمان نمیشود، بلکه احتمال تشدید بیماری یا حتی خطرات جبرانناپذیر وجود دارد. پزشک جعلی ممکن است با ایجاد امید کاذب، رؤیافروشی یا دور کردن بیمار از مسیر درمان واقعی، وضعیت او را وخیمتر کند. به همین ترتیب، یک رسانه فیک و غیرحرفهای نیز میتواند با انتشار اخبار جهتدار، القای یأس یا ایجاد امید واهی، مخاطب را از درک واقعیت دور سازد.
ادامه این روند میتواند پیامدهایی همچون ناامیدی نسبت به آینده، بیاعتمادی اجتماعی، تضعیف سرمایه روانی و گسترش اضطراب جمعی را به همراه داشته باشد. از این رو، نحوه مصرف رسانه و انتخاب منبع خبری، به عاملی تعیینکننده در حفظ سلامت روان تبدیل شده است.
در شرایطی که تحولات اجتماعی و سیاسی با سرعت بالایی رخ میدهد، دسترسی به اطلاعات دقیق و تحلیل مسئولانه اهمیت دوچندان پیدا میکند. انتخاب رسانه معتبر، بخشی از مراقبت فرد از سلامت روان خود و جامعه به شمار میرود.
آیا مغز انسان بین «خبر واقعی» و «تهدید دائمی رسانهای» تفاوتی قائل میشود؟
محمدی: اخبار واقعی، اخبار دروغ، سلامت روان و تفکر نقادانه از مهمترین مؤلفههایی هستند که در فضای رسانهای امروز به یکدیگر پیوند خوردهاند. کارشناسان حوزه روانشناسی تأکید میکنند مغز انسان برای تمایز میان خبر صحیح و خبر کذب، به قدرت تفکر، تعقل و اندیشهورزی نیاز دارد؛ تواناییای که تنها از مسیر مطالعه، تحلیل و تمرین ذهنی به دست میآید.
در نبود این مهارتها، افراد بهراحتی در معرض اخبار نادرست و پیامهای تهدیدکننده سلامت روان قرار میگیرند. این آسیبپذیری زمانی تشدید میشود که برخی رسانهها با جهتگیری خاص، از تکنیکهای پیچیده رسانهای، بازیهای روانی و رؤیافروشی برای تأثیرگذاری بر مخاطب استفاده میکنند.
برخی شبکهها، از جمله ایران اینترنشنال، با بهرهگیری از شگردهایی مانند تکرار مداوم یک خبر کماهمیت، تعمیم یک رفتار محدود به کل جامعه، برجستهسازی گزینشی رویدادها و استفاده از مغالطههای رسانهای، ذهن مخاطب را هدف قرار میدهند.
این رویکرد، بهویژه زمانی اثرگذار است که مخاطب درک دقیقی از شرایط سیاسی و اجتماعی نداشته باشد یا نسبت به آینده خود احساس ناامیدی و افسردگی کند. در چنین شرایطی، روایتهای خیالپردازانه میتواند جذاب و اقناعکننده به نظر برسد.
از منظر روانشناختی، بخش قابلتوجهی از نظام روانی انسان با خیال و تصویرسازی ذهنی شکل میگیرد. خیالپردازی و رؤیاپردازی میتواند احساس لذت و آرامش موقت ایجاد کند؛ تجربهای که بسیاری از افراد در دوران رشد خود داشتهاند، زمانی که در ذهن خود آیندهای متفاوت مانند پزشک یا خلبان شدن را تصور میکردند.
همین سازوکار روانی، اگر در معرض روایتهای هدفمند رسانهای قرار گیرد، ممکن است کارکردی شبیه به یک مُسکن یا حتی مخدر روانی پیدا کند. در این وضعیت، فرد به جای مواجهه تحلیلی با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی، به دنیای تصویرسازیشده پناه میبرد.
تداوم این روند میتواند موجب فاصله گرفتن مخاطب از واقعیتهای عینی جامعه شود. هنگامی که رؤیافروشی رسانهای با ناامیدی فردی ترکیب میشود، احتمال از دست رفتن ارتباط منطقی با شرایط واقعی افزایش مییابد. این مسئله نهتنها بر تصمیمگیری فردی اثر میگذارد، بلکه سلامت روان جمعی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
تقویت سواد رسانهای، مطالعه مستمر و پرورش تفکر نقادانه، اصلیترین راهکار برای مصون ماندن از اخبار دروغ و بازیهای روانی رسانهای است؛ راهکاری که میتواند پیوند فرد با واقعیت اجتماعی و سیاسی را حفظ کند و از آسیبهای احتمالی پیشگیری نماید.
چرا بعضی مخاطبان بعد از دنبالکردن اخبار منفی دچار اضطراب، خشم یا بیانگیزگی میشوند؟
محمدی: اخبار منفی، تولید نفرت، ترویج خشونت و فرسودگی روانی از جمله پیامدهایی است که کارشناسان حوزه سلامت روان نسبت به آن هشدار میدهند. به گفته متخصصان، زمانی که اخبار منفی با هدفی مشخص و در چارچوب یک روایت جهتدار تولید و منتشر میشود، نتیجه آن میتواند افزایش خشم، اضطراب و بیانگیزگی در میان مخاطبان باشد.
در چنین شرایطی، گذشته، حال و آینده بهصورت وارونه و تحریفشده بازنمایی میشود. این روند بهتدریج انگیزه فردی و عزتنفس مخاطب را تضعیف میکند و ممکن است این تصور را ایجاد کند که تنها راهحل، توسل به خشونت برای برهمزدن یک نظم سیاسی است؛ هدفی که منتقدان آن را مأموریت اصلی برخی رسانههای خاص میدانند.
تکرار اخبار منفی چگونه به فرسودگی روانی منجر میشود؟
محمدی: تکرار مستمر روایتهای فروپاشی، بحران و ناامیدی میتواند به فرسودگی روانی منجر شود. فردی که بهطور مداوم در معرض اخبار منفی قرار دارد، ممکن است دچار افت انگیزه، اضطراب مزمن و احساس درماندگی شود.
یکی از راهکارهای اولیه، فاصله گرفتن موقت از این فضاست؛ افرادی که خود را درگیر این چرخه خبری میبینند، برای یک تا دو هفته از دنبال کردن روایتهای مشخص رسانهای فاصله بگیرند و سطح اضطراب، آرامش و حال عمومی خود را ارزیابی کنند. در بسیاری از موارد، این فاصلهگذاری میتواند به بازگشت نسبی تعادل روانی کمک کند.
برخی افراد ممکن است دارای زخمهای روانی پیشین باشند. در چنین شرایطی، روایتهای منفی میتواند نقشی شبیه به افیون روانی ایفا کند و فرد را در چرخه وابستگی به اخبار بحرانمحور نگه دارد. این گروه ممکن است برای بازیابی تعادل، نیازمند دریافت خدمات تخصصی از روانشناس یا مشاور باشند.
بخشی از این فرسودگی به انتظار دائمی برای تحقق وعدهها و تصویرسازیهای رسانهای بازمیگردد. مخاطبی که پیوسته در معرض رؤیاپردازیهای سیاسی و سناریوهای تغییر ناگهانی قرار دارد، در صورت محقق نشدن این پیشبینیها، بیش از پیش دچار یأس و ناامیدی میشود.
این وضعیت ممکن است در مقاطع خاص، مانند دورههای تنش یا درگیری، با هیجان یا حتی احساس رضایت مقطعی همراه باشد؛ اما در صورت تداوم نیافتن آن سناریوها، فرد دوباره به چرخه خیالپردازی و انتظار بازمیگردد که خود زمینهساز اضطراب و بیثباتی روانی است.
حفظ روحیه عمومی نقش تعیینکنندهای در کاهش اضطراب و ناامیدی دارد. در شرایط جنگی، جنگ روانی بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی طرفین مطرح میشود و رسانهها در این میان نقشی کلیدی ایفا میکنند.
در این چارچوب، شبکههایی مانند ایران اینترنشنال از سوی برخی منتقدان بهعنوان بازوی رسانهای طرف مقابل معرفی شدهاند. در مقاطعی حتی مقامات ارشد از جمله نخستوزیر اسرائیل با این شبکه گفتوگو کردهاند و محتوای منتشرشده در راستای تشدید فشار روانی علیه جامعه ایران ارزیابی شده است.
در چنین شرایطی، وظیفه متخصصان سلامت روان، رسانهها و سایر اقشار جامعه، تقویت روحیه، امیدبخشی مبتنی بر واقعیت و ارائه تصویر واقعبینانه از اوضاع است. به باور آنان، تقویت خودآگاهی جمعی و پرهیز از غرق شدن در روایتهای بحرانمحور، میتواند از گسترش فرسودگی روانی و اضطراب اجتماعی جلوگیری کند.
منبع: مهر