باشگاه خبرنگاران جوان - دل همه پارسیزبانان این روزها با ایران میتپد؛ سرزمینی که بار دیگر در برابر تهدید و فشار ایستاده است. در این میان آنچه بیش از همه توجه ناظران بیشمار را جلب کرده آرامش، صلابت و شجاعت رهبری ایران در مواجهه با فشارهای بیسابقه آمریکا و متحدانش است.
«سیفالله ملاجان» محقق و تاریخشناس برجسته تاجیک در صفحه کاربری خود در فیسبوک مطلبی تحت عنوان «حلال است بردن به شمشیر دست؟!» منتشر کرده و به شجاعت و ایستادگی رهبر فرزانه جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای بیسابقه آمریکا و غرب پرداخته و با یادآوری از لحظههای سرنوشتساز تاریخ ایران، تفاوت بنیادین امروز با گذشتههای تلخ اشغال و انفعال را مورد بررسی قرار داده است. در این مطلب آمده است:
«حلال است بردن به شمشیر دست؟» یا اندر باب شجاعت شگفتانگیز رهبری ایران
اگر پیلزوری وگر شیرچنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ
چو دست از همه حیلتی در گسست
حلال است بردن به شمشیر دست
اگر صلح خواهد عدو سر مپیچوگر جنگ جوید عنان بر مپیج
(سعدی)
حوادث یک ماه اخیر پیرامون کشور برای ما دوست و برادر - ایران عزیز- هیچ تاجیکی را آسوده و آرام نمیگذارد. دل همه پارسیزبانان برای سرنوشت ایران و برادران و همزبانانشان میتپد. تهدیدهای همهروزه زورگوی زمان ما – ترامپ – و همصدایی کشورهای غربی با او، همراه با دُمجنبانی برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، چیزی نیست که تاریخ آن را فراموش کند. یکی به ترامپ پول و سرمایه میدهد و دیگری جزیره و زمین و آسمان کشورش را در اختیار متجاوز میگذارد. آمریکا از ده هزار کیلومتر آنسوتر ناو و تانک و هواپیما میآورد و ایران در سرزمین خود آماده دفاع میشود. آمریکا متجاوز است و ایران در موضع دفاعی ظاهر شده است. ایران در صد سال اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده است. آمریکا در صد سال اخیر با سی کشور جهان، از اروپا تا آسیا و آفریقا، جنگیده است.
در میان همه این رویدادهای ناخوشایند و خبرهای مختلفی که از منطقه میرسد، آنچه واقعاً انسان را تحت تاثیر قرار میدهد، استواری و وقار و خویشتنداری رهبر ایران «آیت الله سیدعلی خامنهای» در برابر زورگوییهای بیشرمانه و گستاخانه امپریالیستهای آمریکاست. او در این چهل روز اخیر که بر ایران و ایرانیان گذشته، همواره شکیبا و آرام و باصلابت ظاهر شده است. هر بار که ترامپ با سخنی ایران را تهدید میکند، این پیرِ فرزانه ۸۶ ساله، متناسب با همان سخن، پاسخ او را میدهد؛ با این تفاوت که سخنان رئیسجمهور آمریکا (که به دروغگویی نیز مشهور است) از سر تکبر و غرور و گردنفرازی گفته میشود، اما پیامهای رهبر ایران هم رمزیاند و هم رزمی و نهایت عمیق و غالباً در پرده بیان میشوند.
من رهبر ایران را با دو شاه خاندان پهلوی که ۵۴ سال اداره ایران را در دست داشتند، مقایسه نمیکنم زیرا رضاخانِ سرهنگ با پشتیبانی بریتانیا به قدرت رسید (۱۹۲۵) و همانها روزی دیگر (۱۹۴۱) او را برداشتند و مانند ناپلئون در جزیرهای زندانی کردند، بطوری که پسر شاهش نیز از شرکت در مراسم تشییع جنازه پدرش (۱۹۴۴) ترسید. سالها گذشت تا پسر جرأت کرد و جنازه پدر را (در سال ۱۹۵۰) به ایران آورد.
محمدرضا نیز همواره شاهی غربگرا بود و در ژانویه ۱۹۷۹ سران چهار کشوری که شاه ایران آنان را میپرستید (آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان) در گوادلوپ گرد هم نشستند و تصمیم گرفتند که این شاه باید برود و دیری نپایید که رفت؛ زیرا دیگر به درد غربیها نمیخورد و مردم نیز به خیابانها ریخته بودند. همین سران کشورها حتی به شاه برکنارشده اجازه ندادند که به کشورهایشان پناهنده شود و مصر جای دفن آخرین شاه ایران شد. شگفتیآور آنکه فرزند همین شاه، اکنون زیر نوای همین غربیها به رقص و چرخش درآمده و هر دم رو به آمریکا و اسرائیل ناله میکند که «هرچه زودتر ایران را بزنید». او غافل است که اگر حتی آمریکا حمله کند کسی این مزدور را به ریاست برنمیگزیند. او در تظاهرات هفته گذشته در اروپا، از پشت شیشههای ضدگلوله با مردمِ «هوادار و طرفدارش» گفتوگو میکرد که این هم نمونهای از «شجاعت» اوست!
در مقاطع زمانی گذشته که به ایران حمله شد، فرمانروایان وقت ایران ضعیف و ناتوان بودند. داریوش سوم (۳۳۰–۳۳۶ پیش از میلاد) با دسیسه سران لشکر که از خاندان خود او بودند (از جمله بسوس هخامنشی) به قتل رسید. یزدگرد سوم (۶۳۶–۶۵۱) نیز از میدان جنگ گریخت و همتبارش، ماهوی (ماهوی) او را به قتل رساند. محمد خوارزمشاه (۱۲۰۰–۱۲۲۰) نیز شاهی ترسو و بیعرضه بود که به جای بسیج لشکر و مردم، فرار را ترجیح داد و به جزیرهای در دریای خزر خزید و سرانجام در خاری و ذلت جان داد.امروز جهان نظاره میکند که کار ایران به کجا میانجامد.
آمریکا و همپیمانانش در دشمنی با ایران از هیچ چیز دریغ نکردهاند: از دههها تحریم اقتصادی گرفته تا فراخواندن مردم ایران به آشوب و انقلاب و پشتیبانی از آشوبگران و وعده دادن که «مقاومت کنید، ما در راهیم» (گویی قدم آمریکایی تاکنون جایی صلح و صفا و آزادی آورده است!!!) اما تا این لحظه، ایستادگی ایران و رهبر شجاع آن در برابر بزرگترین ماشین جنگی جهان، رخدادی نادر در گذشته و حال است.ایران به فرموده حکیم نظامی گنجوی «دل زمین باشد». ایران آخرین دژ در برابر تعدی یانکیهای بیشرم و بیحیا و یهودیان افسارگسیخته است.
ایرانِ معاصر در چند سال اخیر در ساخت موشک و پهپاد چنان پیشرفت کرده که در شمار ده کشور برتر جهان قرار گرفته است. گفته میشود چین و روسیه نیز در کنار ایران ایستادهاند اما این همسویی تنها در زمان جنگ و نبرد روشن خواهد شد. جنگ چیزی ناپسند است، اما از مردانگی و غیرت و ایمان به دور است که دشمنی سوگندخورده به سوی تو بیاید و تو مبارزه نکنی. ترامپ حتی رهبر ایران را به ترور تهدید کرد و گفت «جای تو را میدانیم». اما رهبر ایران یک روز با نظامیان کشور گفتوگو میکند، روزی دیگر با مردم تبریز دیدار دارد و روزی بعد در حلقه اهل قرآن مینشیند و کشور را اداره میکند.
سران حکومت ایران، همزمان با حضور در میدان گفتوگو و دیپلماسی، لباس رزم نیز بر تن دارند و این سخن حکیم فردوسی را سرلوحه کار خویش ساختهاند:
تن مرده و گریه دوستان
به از زنده و طعنه دشمنان
مرا عار آید از این زندگی
که سالار باشم کنم بندگی
منبع: فارس