باشگاه خبرنگاران جوان - در روزهایی که صدای انفجار، بلندترین موسیقی خیابانهاست، لکنت، ردِ پای پنهان جنگ در جان کودکانی است که خانه برایشان دیگر امن نیست. زهرا آبکار، گفتار درمانگری است که از پشت صفحه گوشی، به کودکان کمک میکند.
همه چیز از یک پیام ساده در فضای مجازی شروع شد؛ دعوتی برای ترمیمِ زخمهایی که خونریزی ندارند، اما تا عمق جان نفوذ میکنند. زهرا آبکار، کارشناس گفتاردرمانی، حالا به «سنگ صبور» مادرانی تبدیل شده است که از صدای انفجار ترسیدهاند.
او میگوید: «درمان حضوری همیشه دقیقتر است. آنجا چشم در چشم کودک مینشینیم و جزئیات را از لایههای رفتاریاش بیرون میکشیم. اما حالا؟ حالا فقط منتظر شنیدن صدای بچهها هستیم تا بفهمیم شدت علائم چقدر است.»
در میان پروندههای مجازی او، قصه مادری است که دخترش را قربانی «سکوتهای اجباری» میبیند. دخترکی که در جنگ دوازدهروزه، یکباره زبانش گرفت. با فروکش کردن آتشباران، کلمات کمی روانتر شدند، اما حالا با هر موج جدید تنش، واژهها دوباره در گلویش گیر میکنند.
لکنت، برخلاف تصور عمومی، یک وضعیت ثابت نیست و از اضطراب تغذیه میکند. آبکار معتقد است: «اگر در شرایط استرسزا به داد این اختلال نرسی، رشد میکند و تمام دنیای کودک را میبلعد.» برای این کودکان، لکنت فقط تکرار یک هجا نیست؛ لرزشِ امنیت درونیشان است که روی زبان سرریز شده است.

در شرایطی که مراکز درمانی تعطیل شدهاند و اضطراب بر خانهها سایه انداخته، کار زهرا آبکار از «تمرینِ گفتار» فراتر رفته است. او حالا به مادرها یاد میدهد که چطور در میانه آشوب، «خانه» را به یک جزیرهٔ امن تبدیل کنند.
او به خانوادهها مشاوره میدهد تا یاد بگیرند اضطراب خودشان را مدیریت کنند؛ چرا که اضطراب والدین، مستقیمترین محرک برای بدتر شدن لکنت است. حرف او ساده و حیاتی است: «اگر بتوانیم محیط روانی کودک را نرمال نگه داریم، نیمی از راه درمان را طی کردهایم.»
جنگ تنها ویرانی سقفها و دیوارهای بتنی نیست. عمیقترین زخمهای جنگ، بر زبان کودکانی باقی میماند که ترس را با تمام وجود لمس کردهاند. زهرا آبکار از پشت گوشی موبایل، با اختلالی میجنگد که اگر امروز مهار نشود، تا بزرگسالی همراه این نسل خواهد ماند و اعتماد به نفس آنها را زیر آوارِ واژههای شکسته دفن خواهد کرد.
او میگوید: «من گفتاردرمانگرم و این تنها کاری است که برای وطنم از دستم برمیآید.» در روزهایی که دودِ انفجار، آسمان را تیره کرده، همین که مادری بداند کسی در آن سوی خط، بی چشم داشت و رایگان منتظر شنیدن صدای لرزان فرزند اوست، نوری است که در دلِ این سیاهی میتابد.
منبع: فارس